فیتیله‌ای‌ها، سانسور و بچه ها

1375346612

برنامه‌ی «فیتیله» به غیر ازترک زبان‌های ایران، معترضین دیگری هم پیدا کرده. کسانی که نگران بدآموزی چنین برنامه‌هایی برای کودکان هستند. برنامه‌هایی که ممکن است به کودکان قومیت‌ستیزی و نژادستیزی  یاد بدهد. اما نکته مهم این است که هر دو نوع رفتار انتقادی، خواهان حذف و سانسور این برنامه هستند.

در یکی از قسمت های برنامه فیتیله، بحث درباره‌ی دو نفر است که فرق فرچه دست‌شویی و مسواک را نمی‌دانند و از قضا لهجه‌ی آذری دارند و از کلمات این زبان استفاده می‌کنند. نمایشی که بدون قیاس، آدم را یاد یکی از داستان‌های مجموعه‌ی «تن‌تن» می‌اندازد به نام «تن‌تن در سرزمین طلای سیاه». در قسمتی از این کتاب مصور کودکانه، فروشنده‌ی دوره‌گرد اروپایی به یک عرب صابون می‌فروشد و مرد عرب که استفاده از آن را بلد نیست، صابون را می‌خورد و از دهان‌اش کف بیرون می‌آید.

ماجراهای تن‌تن که مملو از نشانه‌های تبعیض نژادی نسبت به ژادهای غیرسفید است در دیگر کشورهای دنیا توقیف یا سانسور نمی‌شود و کتاب وانیمیشین‌اش در اختیار کودکان است. حتی زمانی که یک ایرانی در سوئد قصد داشت این سری کتاب‌ها را از کتاب‌خانه‌ی عمومی زیر نظرش خارج بکند، با مخالفت سوئدی‌ها مواجه شد. چون آن‌ها معتقد هستند «سانسور به هیچ بهانه‌ای مورد قبول نیست» و مهم‌تر اینکه «کودکان و نوجوانان باهوش‌تر از آن هستند که درست و غلط را تشخیص ندهند»

اعتماد سوئدی‌ها به شهروندان‌شان، از کودک تا کهن‌سال، از درستی نظام آموزشی و اصولی بودن نسبی تربیت خانواده‌گی‌شان می‌آید. در ایران اما از پدر و مادرها تا حکومت، از صبح تا شب نگران انحراف و فساد شهروندان، به طور خاص بچه‌ها، هستند.

به همین خاطر، کودکان ایرانی به طور پیوسته محدود نگاه داشته می‌شوند و در یک فضای سانسورشده رشد می‌کنند. فقط فکر کنید که در سوئد برنامه‌ی ویژه‌ی کودکان انیمیشنی پخش می‌کند برای آموزش مسائل جنسی ولی در ایران خبری از آموزش های بنیانی در باره این مسائل حیاتی نیست. در عوض، خانواده‌ها و نهادهای رسمی، نگران بدآموزی بچه‌ها از طریق برنامه‌هایی تلویزیونی می باشند که تماما کنترل شده و سانسور شده است .

اگر کودکان و دیگر شهروندان به صورت دائمی  منابع متنوع و متفاوت در برابرشان قرار بگیرد هیچ ناهنجاری از راه نمایش عمومی مورد تقلید کورکورانه قرار نمی گیرد. اگر کودکان ایرانی ضمن روبرو شدن با محصولاتی نظیر «فیتیله» از تنوع و انتخاب بیشتری برخوردار باشند و حداقل نمونه های اصلی این برنامه که در استرالیا  تهیه شده بود را نیز می دیدند قدرت تشخیص، انتخاب و پرهیز از تاثیرات منفی، در وجودشان شکل می گرفت.

کودکان امریکایی که همه تاریخ چند صد ساله کشورشان، همراه با برده داری سیاهان بوده است آنقدر مداوم و همه جانبه از تنوع فرهنگ و آموزش برخوردار می شوند که نسل معاصرشان می پذیرد که یک سیاهپوست رئیس جمهور کشورشان بشود در حالی که همین 50 سال پیش هیچ سیاهپوستی  حتی حق نداشت درون اتوبوس در کنارشان بنشیند .

اگر زمینه هوشیاری و ذهن انتقادی را در کودکان مان رشد می دادیم می توانستیم به آنها و قدرت تشخیص شان اعتماد کنیم ناچار نمی شدیم چماف سانسور و حذف را بر سر برنامه سطحی فیتیله نیز قرار دهیم.

سانسور و کنترل و محدودیت، بی احترامی به همه اقشار و سنین یک جامعه و برنامه های است. مدیریتی که به اجتماعش ایمان ندارد و آنها را در حد شخصیت های برنامه فیتیله، بی شعور می بیند به سانسور به عنوان راه حل اساسی می نگرد.

سانسوری که همه اجتماع را به گریزهای مخفی و غیراستاندارد و معمولا ناهنجار سوق می دهد. سانسور یعنی بی احترامی به قدرت تشخیص و شعور افراد جامعه و تا این مسئله در جامعه نهادینه نشود خود جامعه و کارگزاران فرهنگی اش نیز مردم را بی شعور فرض می کنند .

سانسور چون میدان را برای خلاقین و متخصصین آموزشی محدود می کند وسایل تولید فرهنگی به دست  مقلدین می افتد و دور باطل سانسور و بی احترامی و حذف، گریبان یک جامعه را می گیرد. دور بن بستی که راهکار دیگری جز سانسور و حذف نمی شناسد.

سانسور و حذف در ضمن باعث گسترش فرهنگ مخفی و زیرزمینی می‌شود. تراژدی وقتی کامل می شود که مثلا آموزش سکس برای کودکان در کشور سوئد اشکالی ندارد اما برای جامعه ما نامناسب فرض می شود و طبیعتا حذف و سانسور می شود ولی در نهایت، نوجوانان و جوانان کشور برای آموزش جنسی، به ناگزیر به پورن پناه می برند.

بخش اول

More from حامد احمدی

هیولای کلیشه‌های اجتماعی در فیلم دختر گمشده

شاید در نگاه اول به نظر برسد فیلم «دختر گمشده» اثر دیوید فینچر، قصد...
بیشتر بخوان