
مغز ما چون به تدریج تحول یافته، بخش بزرگی از عادت های ناگزیر اجداد نخستین ما را همچنان با خود یدک می کشد:
۱ – زندگی در طبیعت برای اجداد نخستین مصادف بود با خطر شکار شدن و ترجیح بر واکنش سریع بود. برای همین مغز ما معمولا اول عمل می کند بعد به نتایج می اندیشد.
۲ – ذهن ما دوست ندارد مستقل و مجزا فکر کنیم چون طرد شدن از جمع در دوران نخستین، مصادف با مرگ بود. ما راحت تریم که با جمع موافق باشیم.
۳ – در دوران اجداد نخستین، مغز ما مدام دنبال غذای پرانرژی ( چرب و شیرین) و دستیابی به سکس بدون دردسر بود. بعد از هزاران سال، هنوز به همان تمایلات دلبستگی داریم و متوجه ضرر و دردسرهایی که ممکن است ایجاد کنند نیستیم.
۴- ذهن ما تنظیم شده است که به خاطر بقا، منافع فردی را بر منافع جمعی ترجیح دهد. به محض اینکه جان ما در خطر باشد یا بیش از حد خسته، و عصبی و یا نگران باشیم، خودخواهی را پیشه می کنیم.
۵ – ذهن ما مدام به دنبال اطلاعاتی است که تائید کننده آن چیزی است که باور دارد. از توصیه و راهنمای مستقیم می گریزد. مغز ما برای دفاع از ما، هر حقیقتی را دور می زند.
The Faulty Walnut
http://www.thebookoflife.org/the-faulty-walnut/
image source