دختری هستم زیبا ولی تنها

من دختری هستم که زیاد به تیپ لباس پوشیدن و قیافه خودم می رسم و با اعتماد به نفس می تونم بگم جذاب هستم و قد بلند و اندام خوبی دارم. در اولین برخورد اکثر پسرها برای دوست شدن با من خیلی تلاش می کنند و خودشون رو کوچیک می کنند و حتی میگن عاشق من هستن (بعضی ها هم تو همون برخورد اول پیشنهاد ازدواج میدن).

ولی به محض اینکه من به آشنایی معمولی رضایت می دهم همه اونها یه جوری رفتار می کنند که من آدم مغروری هستم. و بعد همش با شیطنت و کنایه راجع به سکس حرف می زنند و در جواب میگن که چون با تو احساس صمیممی کنیم اینطوری حرف می زنیم (درصورتیکه همون روز اول اشنایی هست) وقتی من میگم خوشم نمیاد به اونها برمی خوره و تمام روابطم به خاطر همین موضوعات پیش پا افتاده از بین میره و تا به حال با خیلی ها قرار ملاقات داشتم ولی هیچ کدوم موفقیت امیز نبوده.

آدم ساده ای هستم و نمی دونم با این افراد که اولش به خاطر جذابیت و شیکپوشی من، خیلی هم اصرار می کنن چطور برخورد کنم؟ همه میگن دوستت داریم و … ولی نه حوصله صبر دارند و نه وقت گذاشتن. من هم وقتی این رفتارها رو می بینم عصبی میشم و نمی دونم چه جوری راجع به این موضوع صحبت کنم که به نظر من سکس حتما باید در صورت ازدواج باشه. خیلی راحت اگه بدونن قرار نیست رابطه ای باشه کنار میکشن با اینکه اکثرشون پسرای موفق و پولداری هستن.

الناز عزیز

احتمالش زیاد است با آدم های که ربطی به اخلاق تو ندارند در محیط های نامناسب آشنا می شوی.  در محیط های می گردی که مردانش فقط دنبال تفریح و رابطه های گذرا هستند. مردانی که خودت گفتی موفق و پولدار هم هستند و احتمالا از اعتماد به نفس خوبی نیز برخوردارند. مردانی که طبیعتا، قدم پیش می گذارند تا شانس خودشان را برای دستیابی به زیبای ات امتحان کنند.

از طرف دیگر تعریفی که از خودت دادی و اینکه ساده و صمیمی و رمانتیک هستی و به رابطه جنسی قبل از ازدواج معتقد نیستی  با محیط و افرادی که اشاره کردی همخوانی ندارد.

الناز عزیز باید تکلیف خودت و مردانی که ملاقات می کنی را بخصوص در اولین تماس ها روشن کنی. حرف بزن. دقیق و مشخص، حتی شده با ناز و کرشمه به آنها بفهمان که سلیقه ات و مرد مورد علاقه ات چه نوع فردی است.

هر چه دوست داری بپوش و هر نوع شیوه ابراز وجود که می خواهی داشته باش فقط بدان که بقیه نیز حق و نیاز و هدف و تربیت خودشان را دارند. تا مادامیکه محترمانه و با اجازه خودت، تمایلات شان را بر ملا می کنند همه چیز طبیعی است.

Written By
More from بهمن

آیا بدون اعتماد و عشق، می‌شود زندگی کرد

من ۳۴ ساله ام. بعد از مدتها سرگشتگی و جستجو برای یافتن...
بیشتر بخوان