ازدواج اجباری بدبختم کرد

سنگ صبور

من دختری  ۲۹ ساله هستم که یکبار به خاطر ازدواج اجباری که خانواده ام برایم تعیین کردند طلاق گرفته ام. شانس ادامه آشنایی با دو مرد خوب که رغبت جدی برای ازدواج  داشتند را از دست دادم چون خانم مطلقه بودم. به نظر خودم والدینم مرا به روز سیاه نشانده اند. می بینم که فرصت ازدواج برایم هر روز کمتر می شود و به همین خاطر ۴ سال است از سر لج با پدر و مادر خود قطع رابطه کرده ام. انها هم با من در خارج از کشور و در یک شهر مشترک به سر می برند. خیلی دوست دارند من تماس بگیرم ولی نمی خواهم. احتیاجی هم به آنها ندارم.  با اینکه  احساس خوبی ندارم ولی فکر می کنم  این تنبیه حق شان است. نظر تو چیست؟ خیلی ممنون میشوم اگر مرا راهنمایی کنی.

'Reading Girl in White and Yellow' by Henri Matisse
‘Reading Girl in White and Yellow’ by Henri Matisse

مریمِ انتقامجو

مریم عزیز

احساساتت و زخمی که از ندانم کاری سنتی والدین خوردی طبیعی است. حق تو به عنوان یک آدم بزرگسال هم پابرجاست که با چه کسی رفت و آمد کنی. فقط می توانم این را بگویم که شاید آنها هر چند بخشی از سرنوشت تو را دستکاری کردند ولی هنوز زنده ای، احساس داری، قضاوت داری و قدرت تصمیم گیری داری. این یعنی اینکه به عنوان یک فرد کامل مسئول بقیه زندگی خودت هستی. زیاد خوشایند و سالم نخواهد بود که قهر تو مفهومش این باشد که آنها را مسئول زندگی ات بدانی. فکر می کنم با گذشت آنها، به شخصیت و اعتماد خودت لطف می کنی. باید از این مشکل و اشتباه  برای همیشه عبور کنی و یکی از راهها می تواند بخشیدن والدین باشد.

بهمن

Written By
More from بهمن

تنها هدف من در زندگی عاشق‌ شدن است

دختری ۲۷ ساله هستم. شاغل و تحصیلکرده. سنتور و سه تار را...
بیشتر بخوان