ادگار آلن پو یک ادیب بدبین به بشر

flaneur by spenot
flaneur by spenot

اگر در تاریح افکار بشر نگاهی بیافکنیم همواره بعد از تغییرات اجتماعی بزرگ، شاهد شکل گیری نوع جدیدی از رفتار و مرام انسانی و حتی شیوه ایی از شخصیت انسانی هستیم که در حین تحولات به وجود می آیند. اجازه دهید به همین بهانه نگاهی داشته باشیم به  پدیده جدیدی در شهرهای بزرگ اروپا به نام  flâneur  ( مرد شهری) که در اواخر قرن ۱۹ میلادی و در اوج انقلاب صنعتی حضور گسترده ایی در جامعه و فرهنگ غرب داشته است.

flâneur تصویری است از یک انسان جدید که نبضش در شهر می تپد. نوعی ملانصرالدین مدرن که در شهر می گردد. انسانی که ازدحام و ناشناخته بودن را دوست دارد. کنجکاوی اش نسبت به غریبه ها لذتبخش است. مرد جدید شهری با همان ذوق و عطشِ کشف و شهود در شهر قدم می زند و خشنود از برتری و تسلط علم بر طبیعت است.

اتفاقات و تحولاتی که دامنه اش با سرعت هر چه تمام تر زندگی ما را تحت الشعاع قرار داده است از بسیاری جهات مدیون متفکرین بزرگ قرن ۱۹ است. متفکرینی که تعریف جدیدتری از روان٬ مذهب٬ اقتصاد و هنر بشر ارائه دادند. ادگار آلن پو در دنیای ادبیات از جمله آنهایی است که به یکباره تعریف متفاوتی از انسان را ابراز کرد و به همان نسبت مسیر قصه گویی و ترفندها و نیات درونی ادبیات را نیز متحول کرد.

شاعران و نویسندگان فرانسوی آغازگر ستایش و تعریف flâneur بودند. شخصیتی که از دل قشر جدید طبقه متوسط مجال بروز یافته بود و با تمام وجود در مقابل انسان اشرافی متکبر و جدا از جمعیت مجال بروز پیدا کرده بود.

اما ادگار آلن پو ورق را برگرداند. نبوغ ذاتی هنرمندانه اش، گویی آینده مخوف و مرگبار ماشین های جنگی و کشتار جمعی دو جنگ جهانی وحشتناک را در شهرهای بزرگ اروپا پیشاپیش تجسم کرده بود. او شیوه نوشتن داستان های کوتاه را برگزید تا به گفته خودش قادر باشد با تمام قوا و در کمترین زمان ممکن، شوک لازم را بر خوشبینی بشر به تکنولوژی وارد کند.

قهرمانان داستان هایش آدم های معمولی ساکن شهرها بودند که بیش از هر چیزی از قدرت منطقی برخوردارند. افرادی که قادر به تشخیص همه جزئیات هستند ولی به یکباره چشم گربه خانگی شان را در می آورند یا اعضای خانواده خودشان را می کشند و البته پس از آن اتفاقات وحشتناک نیز همچنان به شیوه ایی مدرن و علمی به ماجرا می نگرند.

نقد ادگار آلن پو از توسعه و پیشرفت در حقیقت تاکید بر این باور بود که انسان ذاتاْ موجود بدی است. نظری که رمانتیست های قبل از او باور نداشتند. او دیگر نمی خواست مجذوب flâneur باشد.

 

http://themanofthecrowd.blogspot.ca/

More from ونداد زمانی

ژولیت بینوش: شخصیت درونی ما تغییر نخواهد کرد

خانم بینوش در ۲۰ سال گذشته، مهمترین تغییرات زندگی ات چه بود؟...
بیشتر بخوان