نگاهی علمی به لحظات قبل از مرگ

spiritual_doorway_in_the_brain_the_science_of_near_death_experiences

مجله امریکایی «سالن» برای معرفی  علمی تغییر و تحولاتی که در یک قدمی مرگ صورت می‌پذیرد مصاحبه‌ای را با دکتر نلسون در مرکز پزشکی دانشگاه کنتاکی تدارک دیده است که بخش‌هایی از آن را با هم می‌خوانیم:

بعضی از مردم که به دلائل مختلف تا آستانهٔ مرگ هم رفته‌اند از تجربیات استثنایی که داشته‌اند سخن می‌گویند. احساسات اشراقی و صوفیانه نظیر احساس آرامش، عشق و اتحاد وجودی با دنیای پیرامون، خارج شدن از بدن و مشاهده خود از بالا، از جمله آن‌هاست. آن‌ها داشتن تماس و گفت‌وگو با اعضای فوت شدهٔ خانواده خود را نیز مطرح می‌کنند. این ادعا‌ها ریشه‌اش در چیست؟

تجربیاتی که مثال زدی و بسیاری دیگر از این نوع ابراز‌ها در افراد مختلف با شرائط فیزیکی و روحی مختلف دیده شده است. البته همهٔ آدم‌ها تونلِ نورانی را نمی‌بینند و حتی دیده شده است که بعضی از مردم تجربهٔ نزدیک‌ شدن شان به مرگ را ناخوشایند نیز یافته‌اند. آنچه عمومیت دارد نشاط روحی روانی است که در این وضعیت ایجاد می‌گردد.

اولین دلیل علمی بعد از یک تجربه کمابیش مرگبار، ‌‌‌رها شدن هورمون دوپامین در بدن افراد است. افزایش دوپامین اضافی در مغز، ناشی از سیستم پاداشی است که در بدن انسان‌ها بعد از جستن از خطر تعبیه شده است. درگیر شدن با خطر باعث لذتی می‌گردد که باعث افزایش هوشیاری و ترغیب برای نشان دادن واکنش سریع در اوقات خطرناک را به همراه می‌آورد. در ضمن سیستمِ «هوشیاری در حین خوابیدن – The Rapid Eye Movement – REM » نیز در این موقعیت فعال می‌شود.

بسیاری از موجودات زنده با داشتن سیستم حفاظتی «هوشیاری در حین خوابیدن» قادر هستند تا آمادگی کامل برای فرار و مقابله با حمله جانوران و دشمنان را حتی در حین خواب نیز داشته باشند. تحقیقات نشان داده است اگر بخش «هوشیاری در حین خوابیدن» که در واقع سیستم واکنش سریع در بدن موجودات است از کار انداخته شود مغز نمی‌تواند و نمی‌خواهد از سیستم لذت بخشی (ر‌ها ساختن دوپامین) بهره ببرد.

 ماجرای دیدن نور در انتهای تونل را چگونه تفسیر می‌کنی؟

دکتر نلسون: شرح دادن دربارهٔ تونل مزبور خیلی آسان است. بیشترین دلیل برای داشتن تجربیات خارق‌العاده در یک قدمی مرگ به کم شدن جریان خون در مغز افراد ربط پیدا می‌کند. وقتی که اتفاقی بحرانی و یا حادثه‌ای افراد را به حالت مرگ می‌کشاند، درست در‌‌‌ همان لحظات، چشم بشر زود‌تر از مغز از کار می‌افتد و بسته می‌گردد. به عبارتی، اول قدرتِ دیدن دنیای بیرون مختل می‌گردد. ولی در‌‌‌ همان حال قابلیتِ بینایی و تجسم درونی، همچنان فعال باقی می‌ماند. برای همین، احساسِ بودن در یک تونل به آدم‌ها دست می‌دهد. احساسی که افراد در حین «غش کردن» نیز از خود بروز می‌دهند. نور درون تونل نیز به این خاطر امکان وجود می‌یابد چون انتقالِ خون به مغز کم و مختل می‌شود و رابطهٔ دوجانبهٔ مغز و چشم دچار اختلال می‌گردد. تشخیص و توهمِ دیدن نور سفید،  مهم‌ترین واکنش قابل روئیتی است که چشم در آن هنگام می‌تواند مرتکب گردد.

دلیل دوم برای دین نور، به سیستمِ دفاعی «حرکات سریع چشم» The Rapid Eye Movement – REM است که توانایی «هوشیاری در حین خوابیدن» است ربط دارد. در طول خواب، وقتی که چشم و عدسی در حالت فوق، بسته می‌گردند و دیدن ظاهری متوقف می‌گردد تنها راه کنترل و هوشیاری (در حال آماده باش و نگرانِ پیرامون) از طریق سیستم «حرکات سریع چشم/ هوشیاری در حین خوابیدن» صورت می‌پذیرد. به همین دلیل است که ما حتی در خواب چیزهایی را در رویاهای خود می‌بینیم و همین نوع دیدن رویایی است که در لحظات بیهوش شدن و غش کردن به ما اجازه می‌دهد نور و تونل را احساس کنیم. در سئوالات بعدی بیشتر به آن می‌پردازم.

در تحقیقات‌، تجربیاتی که افراد در آستانهٔ مرگ از خود بروز می‌دهند را تحت عنوان فرضیهٔ «مغشوش شدنِ هوشیاری در حین خوابیدن» نام گذاری کردی. منظورت از مغشوش شدن سیستم دفاعی فوق چیست؟

وقتی که انسان در معرض خطر جانی است بدن او به این واقعیت تهدیدکننده واکنش نشان می‌دهد. وقتی که انسان اولیه مثلاً در افریقا و در حین خوابیدن به غرش شیر عکس‌العمل نشان می‌دهد به این دلیل است که در حین خوابیدن و بیهوش بودن، می‌تواند هوشیاری موضعی نیز داشته باشد. این در هم غلطیدن بخش خودآگاه و ناخودآگاه گاهی به در هم تنیدن تصورات و افکار دو موقعیت بدن نیز می‌انجامد احساسات و عوالمی که بسیاری آن را در تجربهٔ معروف «در یک قدمی مرگ بودن» ابراز می‌کنند.

به‌هم‌ریختگی تخیلات و رویا‌ها در لحظات خطر، بحران و تصادف ناگهانی یعنی به‌هم خوردن و مخلوط شدن افکار، آرزو‌ها و حتی افکار ناخودآگاهی که ده‌ها سال از آن دور بودیم و از یادمان نیز رفته است. این رفت و برگشت به غریزهٔ بدوی و بازگشت به اکنون، گاهی تصادفاً می‌تواند به خلقِ پندارهای اشراقی و روحانی نیز منجر گردد.

چه تفاوتی هست بین چند قدمی مرگ بودن و تجربهٔ افرادی که کمابیش می‌میرند ولی با مداخلهٔ علم، دوباره زنده می‌شوند؟ مثلا چه اتفاقی می‌افتد برای افرادی که ساعت‌ها در سرما یخ زده‌اند و به نظر می‌رسد که مرده‌اند ولی دوباره زنده می‌شوند؟

کسی پس از مرگ شانس حیات نمی‌یابد. وقتی که فردی در آب بسیار سرد غرق می‌شود سلول‌های مغزش بسته می‌شوند و دیگر کار نخواهند کرد ولی هنوز نمرده‌اند. ولی وقتی قلب یک انسان از کار بیفتد سلول‌های مغز پس از حدود۵ دقیقه از هم می‌پاشند. سلول منفجر شدهٔ فوق تحت هیچ شرائطی دوباره شروع به کار نخواهد کرد. سلول‌های یخزده اگر صدمه ندیده باشند امکانِ برگشتن به حالت عادی در هوای گرم را خواهند داشت.

 گردآوری و ترجمه از منابع زیر:

Katherine Don , “Spiritual Doorway in the Brain”: The science of near-death experiences
http://www.salon.com/books/our_picks/index.html?story=/books/int/2011/01/12

/near_death_experience_interview
  The Spiritual Doorway in the Brain: A Neurologist’s Search for the God Experience.”

The Rapid Eye Movement – REM

More from سعید داورپناه

نظر یک فیلسوف در باره انتخاب شغل

اتفاق نسبتا جدیدی در تاریخ اجتماعی بشر افتاده است که باعث شد پیدا...
بیشتر بخوان
  • اهورا

    خب این مقالات طوری حالات ماورایی را از بین میبرد … حرف هایشان تا حدودی درست… ولی آیا برای آزمایش عکسل العمل آب نسبت به کلمات (احساسات) انسان میشود دلیلی بر بایهی علم آورد ؟

    • پورمن کبیر

      – هیچ سازمان یا گروه آکادمیک معتبری گفته های اورا تایید نکرده و جدی
      نمی‌گیرند. دلیل آن این است که آن را به شدت شبه علمی می دانند و نه علمی.
      آزمایش‌های او غیرقابل تکرار، ابطال ناپذیر و انتخابی است و مبناهای علمی
      را دنبال نمی‌کند. استفاده ابزاری او از نام علم برای توجیه متافیزیک جامعه
      علمی را از گفتگو با او باز داشته است:

      http://www.chem1.com/CQ/clusqk.html

      http://www.redorbit.com/news/science/1144934/masaru_emotos_wonderful_world_of_water/

      2- خود ایموتو هیچگاه ادعای علمی یا دینی بودن ادعایش را نکرده است. او در سایتش نوشته:

      the photograph of crystals is neither science nor religion

      http://www.masaru-emoto.net/english/water-crystal.html

      3- مدرک ایموتو نیز مثل بسیاری از مدعیان داخلی درمان‌های جایگزین کشورمان
      (فرادرمانی/هومیوپاتی و..) از دانشگاهی نامعلوم و بی ارزش اخذ شده است. با
      مراجعه به سایت این دانشگاه می‌بینید که می‌توان با مبلغ 17500 روپیه یک
      مدرک قاب شده “دکترای درمان جایگزین” اخذ کرد:

      http://openuniversitymumbai.webs.com/

      ستاد مبازه با چرندیات .فیسبوک

      • مهدی

        چه ربطی به ایموتو و عکس‌برداری از بلور یخ داشت این مطلب؟؟؟

        • اهورا

          مباحث علم و غیر علم و فرا علم

        • پورمن کبیر

          کامت من در جواب کامنت اول بود

  • علی

    اتفاات و معجزات بسیار زیاد دیگری به وقوع می پیوندند. متاسفانه دانشمندان فکر می کنند همین که 4 تا دلیل علمی پیدا کردند و چند تا هورمون پیدا کردند دیگر خدا وجود ندارد. در حالی که صاحب همه ی این علم ها خداست. برای جستجوی خدا لزومی ندارد دنبال علم باشیم

    • سنت شکن

      مسئله بودن یا نبودن خدا نیست. مسئله کتاب های مقدسی پر از چرک و تعفن و خزعبلات هست که هر قوم و قبیله ای برای برتری یافتن به دیگر قبیله ها به اسم خدا منتشر کردن و به وسیله اونها بر دیگران حکومت می کنند!
      کسی با بودن خدای آفریننده چه مشکلی میتونه داشته باشه؟! مشکل دستورات و احکامیست که انسان ها به خدا نسبت دادن و زندگی را به کام دیگران تلخ کردن!
      بی مذهبی یک راه نجات است و با به معنی بی خدایی نمی باشد.

  • مرتضی

    این دریافتهای آزمایشگاهی از ترشحات غدد در حین مرگ نمیتواند نافی حالتهای غیر قابل توجیه ناشی از مرگ باشد . بروز حالتهای روحانی و یا عرفانی و بطور کلی ناشناخته با واکنشهای بیولوژیکی در بدن همراه است و این واکنشهای بیولوژیکی نمیتواند نافی واقعیتی که در ماورا بدن انسان اتفاق می افتد باشد. بدون اینکه بخواهم گزارشات هنگام مرگ را اثبات و یا انکار کنم به جد معتقدم که ترشخ هورمون دوپامین و یا هر هورمون دیگری بمعمای بی اعتباری ماجرای هنگام مرگ نیست این ترشح هورمونی فقط میتواند رفلکس طبیعی آن حالات باشد بنابر این اینگونه نتیجه گیری کردن که تونل نور بی اعتبار است زیرا هورمون دوپامین ترشح میشود بی اساس و متناقض و غیر علمی است.

  • دل ری

    کتاب سفر روح عالیه به طور کامل جهان بعداز مرگ و توضیح میده البته اون از نظر روحی و روانی میگه ولی این مطلب به طور علمی بیان میکنه👌 مطلب جالبی بود

  • آران

    بعله دکتر نلسون هم افاضات فرمودند! چه قدر دارند زور می زنند که حقیقت رو منکر بشن و از همه ابزارهایشان استفاده می کنند ولی کور خواندند.

  • پوریا

    حالا هر چه قدر این رو بخوای به این ملت حالی کنی باز می گن نه این کار خداست!

  • زیبا احمدپور

    بعد مرگم باید تاوان دل هایی که شکستم رو بدم این مهمه. من احمق 5 سال دوست پسرمو عاشق کردم بعد با بی رحمی تنهاش گذاشتم. با خودم گفتم من فقط یکبار زندگی می کنم من حق انتخاب دارم در حالی که انتخابم 5 سال اون اقای مهندس اقای دکتر مهربون بود. خدا لعنتم کنه مثل سگ پشیمونم