توصیه های یک دختر ۲۶ ساله به مردان

من از مردها خوشم می آید. خیلی از وقت ها، مردان را بدون اینکه متوجه شوند با کمی فاصله زیر نظر می گیرم. رفتار و حالت شان برایم خیلی جذاب است. چشم های شان به نظرم برق قشنگی دارد. به نظر می آید می توانند انسان های صمیمی و لطیفی باشند ولی به محض آنکه خودم را در معرض توجه شان قرار می دهم  بعضی های شان عوض می شوند. دیگر راحت، با اعتماد و مهربان نیستند.

شاید اگر بخواهم صریح باشم از وقتی که نگاه خریدار و حالت شکارچی بودن آنها متوجهِ من می شود، از وقتی که با همه هوش و ذکاوت معمولی ام پی می برم که غیرمستقیم می خواهند با من بخوابند ولی از ترس رد خواسته شان، تن به هر دوز و کلکی می زنند مثل همیشه به یادم می آید که باید فاصله ام را رعایت کنم.

من ۲۶ ساله هستم و در حد خودم و محیطی که در آن هستم تجربیاتی دارم و منکر این نمی شوم که زنان نیز معمولا با شیوه های متفاوت همین عکس العمل ها را نشان می دهند. مقدم بر همه، خودم هم اینطوری هستم. من معتقدم در همه دنیا، بخصوص از نوجوانی به بعد، نقش های شکارچی و آهو را به دختران و پسران تحمیل می کنند و آنها نیز برای همرنگ جماعت بودن اعتراضی نمی کنند.

من اطمینان دارم که راه های سادهِ و مهربانانه تری برای مردان وجود دارد که اگر بخواهند می توانند بر طبق آن به آرزوهای خود برسند. آنها کافی است گاهی دل به دریا بزنند و بدون هیچ نقابی به زنان این دوره و زمانه بگویند که از آنها خوش شان آمده است.

من معتقدم این دوگانگی رفتاری، این نگرانی که دخترانی چون من داریم ولی مجذوب شما هم می توانیم باشیم گره اش به دست شما مردان باز می شود. مردان در قدم اول باید باور کنند که خودشان آدم های خواستنی هستند و قصه قدیمی را بر هم بزنند که جامعه را به مردان شکارچی و زنان در حال فرار تقسیم کرده است.

لقب شکارچی دادن به شما، توهین آمیز و خطرناک است. از این نظر، ریسک و خطر دارد این حق را در شما می پروراند که بدون تایید و انتخاب ما نیز، به سراغ ما بیایید. امری که همیشه در طول تاریخ، رابطه ما زنان و شما مردان را، تا سطح تجاوز هم نزول داده است. بگذارید ما احساس اطمینان کنیم و همانطور که می دانید احساس امنیت برای ما، مصادف با تمایل نزدیک شدن به شما است.

از ما بپرسید که چه می خواهیم و چه چیزی دوست داریم؟ خواسته های زنان از هم متفاوت است. ما زنان توقعات متفاوتی نیز از مردان داریم. پس لطفا به خاطر خودتان هم که شده، دست از فرض و گمان بردارید و مستقیما با کلمات مشخص بگویید چه می خواهید و به جواب ما گوش دهید.

سعی نکنید با کلک و تزویر به ما نزدیک شوید. بگذارید با میل خود بیاویم. باور کنید که شما برای ما جذاب و مطبوع هستید. به وجود خودتان اعتماد کنید و بگذارید ما به خاطر شخص خودتان به شما نزدیک شویم. شما به خودی خود لایق ما هستید و احتیاج به جملات قشنگ و غرق شدن در دروغ معطر ندارید.

قضیه تمایل زنان به خودتان را شخصی نبینید. علاقه ما یا دوست نداشتن ما ربطی به کیفیت وجودی شما ندارد. کمی مسخره است ولی به پیاز فکر کنید که به خودی خود طعم و عطر خاصی دارد. اگر زنی از پیاز خوشش نمی آید حتما زن دیگری وجود دارد که عاشق پیاز است. تازه مگر شما هر زنی را که می بینید مجذوبش می گردید که توقع باید داشته باشید که همه زنها شما را خواستنی بیابند؟

مطمئن باشید که ما از دیدن شما و بدن تان احساس خوبی پیدا می کنیم. هر چند از کودکی به ما آموخته اند که با دیدن عضو جنسی شما، دماغ مان را بگیریم و چشمان مان را ببندیم و مثل یک شربت تلخ و بد مزه شما را سر بکشیم. اما باور کنید ما زنان در اولین ملاقات عاطفی و خصوصی با شما و اعضای بدن تان، متوجه می شویم که چقدر زیبا و دوست داشتنی و لذتبخش هستید.

از سوی دیگر این توهم را هم نداشته باشید که آلت شما شبیه یک طعمه است و ما هم ماهی هایی هستیم که بلافاصله با دیدن آنها مجذوب طعمه شما می گردیم. مادامیکه درخواست نکردیم سعی نکنید طعمه های تان را به رخ بکشید.

من خیلی متاسفم که قصه گوهای تنبل و بی خاصیت، مبلغ این ایده هستند که شما مهاجم و شکارچی هستید و ما قربانیان. من متاسفم که در داستان های مسخره ای که بافته شده نقش زن به عنوان سمبل پاکی و نجابتی است که قرار است وحشی بازی های شما را جبران کند. ما فقط دو نفره می توانیم این باورهای غلط را تغییر دهیم و با هم بهتر شویم. و هر دوی ما به یک مقصد مشخص بیاییم. بله ما خوب است که همرمان با هم بیاییم. راضی و لذتبخش …

 

این نوشته اقتباسی است از یک مقاله در نشریه مردانه « پروژه مردان خوب» که توسط خانم Alyssa Royse نوشته شده است

The Danger in Demonizing Male Sexuality -Alyssa Royse

http://goodmenproject.com/featured-content/the-danger-in-demonizing-male-sexuality/

More from مرد روز

خلاصه جام جهانی: مراکش ۰-۱ ایران

تیم ملی ایران شروع خوبی نداشت ولی آنقدر بد نبود که در...
بیشتر بخوان