آبگوشت ما بی‌گوشت بود

آبگوشت خوری در دوران قاجار
آبگوشت خوری در دوران قاجار

می گویند آبگوشت اصلی و قدیمی ایرانی، نه سیب زمینی داشت و نه گوجه و بیشتر از هر چیز « نخودآب» بود با کمی تفاوت در شهرها و مناطق مختلف کشور.

برای همین انواع آبگوشت که متعلق به تولیدات کشاورزی  و منابع غذایی نقاط مختلف ایران وجود دارد نظیر آبگوشت «بِِه» کاشان و یزد، آبگوشت بُز قرمه یا کشکِ کرمان، آبگوشت ماهی در سیستان، آبگوشت لپه در آذربایجان یا نمونه‌های دیگر نیز وجود دارند.

در دوران دانشجویی با یک اصفهانی، مازندرانی و همدانی، خوابگاه مشترک داشتیم و آبگوشتی که دوست اصفهانی ما هفته ایی دو شب برای ما می پخت دو شبی بود که با شکم سیر می‌خوابیدم یا حداقل اینطوری احساس می کردیم.

فرزاد تا مدتی، راز آبگوشت خوشمزه ایی که برای ما می پخت را نگفت. ولی بالاخره متوجه شدیم که آبگوشت وی ترکیبی از یک دیگ کوچک پر از آب در حال قل قل، نصف قاشق چایخوری زردچوبه و پنج قاشق روغن نباتی بود. بعلاوه چهار عدد نان سنگک و یک عالم پیاز برای مردان جوانی که دوست دختر نداشتند.

این آبگوشت، مهارت آشپزی لازم نداشت و به سرعت، خوشمزگی اش را با چند لقمه اول ترید از دست می داد. برای همین به مخلفات کنارِ نان، سبزی و پیازچه و ترب، ترشی و پنیر یا هر چه در یخچال بود  پناه می بردیم.

Written By
More from Saeed

کاریکاتور روز

گاهی، بعضی ملت ها شانس آن را می یابند تا هنرمندی را داشته...
بیشتر بخوان