لیلا کردبچه، شاعرِ زنان مجرد

لیلا کرد بچه شاعر زنان دلشکسته از عشق مردانی است که یا نیامده اند یا رفته اند تا جذب زیبایی زنان دیگر شوند. او می سراید: « تو رفته‌ای و تنهایی بلندِ شب‌هایت را، موهای زنان دیگری کوتاه کرده‌است» یا وقتی که در شعر معروفش در مجموعه «کلاغمرگی» در باره حسودی می نویسد: « حسودم، به چشم‌هایت وقتی تو را در آینه می‌بینند و حسودم، به زنی که رد شدن از لنزهای رنگی‌اش، رنگ پیراهنت را عوض می‌کند»

1428487679428039

سی ساله ام و اگر دوباره قدم را با زنگ خانه ی کسی اندازه بگیرم
دیگر دری به رویم باز نخواهد شد

سی ساله ام و اگر دوباره بود و نبود کسی را بهانه بگیرم
جیغ کلاغی آسمان قصه هایم را جریحه دار خواهد کرد
سی ساله ام و این یک جمله ی خبری غمگین است.

غمگین برای دری که باز اگر نشود

غمگین برای قصه ای که آغاز اگر نشود

لیلا کرد بچه شاعر زنان دلشکسته از عشق مردانی است که یا نیامده اند یا رفته اند تا جذب زیبایی زنان دیگر شوند. او می سراید: « تو رفته‌ای و تنهایی بلندِ شب‌هایت را، موهای زنان دیگری کوتاه کرده‌است» یا وقتی که در شعر معروفش در مجموعه «کلاغمرگی» در باره حسودی می نویسد: « حسودم، به چشم‌هایت وقتی تو را در آینه می‌بینند و حسودم، به زنی که رد شدن از لنزهای رنگی‌اش، رنگ پیراهنت را عوض می‌کند»

حسودم و هی می‌ترسم از تو از خودم از او
می‌ترسم و هی شماره‌ات را می‌گیرم و صدای زنی ناشناس
که شاید عطر تو از گل‌های پیراهنش می‌چکد
که شاید بوی تو از انگشتانش می‌چکد
که شاید حروف نام تو از لبانش می‌چکد
هر لحظه از دسترسم دورترت می‌کند

می توان حسرتِ نداشتن و عشق را تجربه نکردن عشق نیز در نوشته های او بیاببم وقتی که دردآلود می نویسد :«آرزو برای تو نیست رایگان است، اما برای تو نیست/ گرچه بارها آرزو کرده‌باشی مردی که از کنار تو رد می‌شود عاشق باشد/ آنقدر عاشق که تمام گل‌های سرخ تو را بخرد»

من سردم است

و تمام رنگ های گرم دنیا را

زنان دیگری شال گردن بافته اند

لیلا کردبچه اشعارش سرد و زمستانی است. او شاعر احساسات دیر شده، به موقع ابراز نشده و دردآلودی است که ترکیبی از افسوس و نفرت را گرد هم می آورد. او شاعر آلامِ زن مجرد است.

این‌ست زندگیِ این‌ روزهای من!

 

http://leilakordbacheh.blogfa.com/

https://www.facebook.com/pages/%D9%84%DB%8C%D9%84%D8%A7-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D8%A8%DA%86%D9%87/385547121507539

Written By
More from غزال

برفی سنگین نشست

دیدن جهان پیرامون در یک دایره به هم پیوسته مدتهاست هم مجذوبم...
بیشتر بخوان
  • سهیلا

    غزاله محترم تحلیل خوبی بود و مثال های کافی هم اوردید ولی اشعار کردبجه از محدوده بزرگتری از رنج انسان حرف می زند.

    • غزال

      سهیلای عزیز کاملا درست می گویی. موقع نوشتن این خطر را حس کردم که این نوشته کوتاه، ناخواسته نگاه شاعر را محدود جلوه دهد ولی سعی کردم طوری بنویسم که این شبهه پیش نیاید. مرسی از تذکر

  • سارا محمدی

    ممنونم غزال جان به‌خاطر نگاه تیزبینت
    امّا به نظر من مسأاله‌ای که در نقد و نظر شما مغفول مانده، بی‌توجهی به کلان‌مضمونِ تنهاییه
    این تنهاییِ انسانِ مدرنه که تم اصلی این سروده‌هاست، نه بالا رفتنِ سن ازدواج
    علاوه بر اینکه به نظر می‌رسه برخی شاهد مثال‌ها رو مصادره به مطلوب کردید
    مثلاً شعر (آرزو برای تو نیست…) دربارۀ یک دخر گل‌فروشه

    • سارای عزیز حتما اشعار خانم کردبچه سرشار از مضامین دیگر می باشد. این متن به سهم خودش یکی از وجوه شعری ایشان را تاکید ورزید. ممنون

  • علی

    این که کلا با یه جمله کلی و مبهم بگیم که شعرهای کردبچه برای زنان شکست خورده در عشق است و بعد برای صحت ادعای خودمون و پرکردن باقی متن شعرهای ایشون را بیاوریم، اسمش نقد است؟!

    • marderooz

      علی عزیز ادعای مبنی بر نوشتن نقد ذکر نشده است. این متن یک نوع بازبینی است و حرف مشخصی را مطرح می کند و در حد توان، بدنه جمع و جوری از استدلال و مثال نیز فراهم می کند. البته به نظر ما یک نقد صریح و ساده و مشخص بود. ممنون

  • مهتاب

    من سردم است و تمام رنگهای گرم دنیا را زنان دیگری شال گردن بافته اند.

  • مهرداد

    اگر دختر ها اینقدر سخت گیری نمیکردند و مانند مادرانشان حاضر میشدند در اول زندگی کمی سختی بکشند و با پول کم بشازند اینطور تنها نمیماندند! سخت گیری دختر ها فقط به ضرر مردان نیست ، وقتی مردان نتوانند ازدواج کنند طبیعتا زنها هم شوهری گیرشان نمی آید