خیانت و مکافات

از مرکز مشاوره خانواده که بیرون می‌آیم برای دور شدن از حال و هوایی که مراجعین در من ایجاد کرده‌اند دیدن یک فیلم را به خودم توصیه می‌کنم. نزدیک سینما، از تاکسی که پیاده می‌شوم با تصویری تکراری مواجه می‌گردم. تعدادی جلوی درب سینما به عنوان معترض تجمع کرده‌اند.

چهره‌های شان را بعد از چهار سال از یاد نبرده ام. شکستگی دستم و سوزش چشم‌ها بر اثر گاز فلفل مانع از فراموشی می‌شود. آرام از میان تجمع افرادی که پلاکاردهایی در مخالفت با اکران را به دست گرفته‌اند می‌گذرم. سوار تاکسی می‌شوم و بی‌ آنکه رویم را برگردانم برای تهیه نسخه‌ای از فیلم سراغ یکی از دوستانم می‌روم.

فیلم«من مادر هستم» پس از مدت‌ها و درپی سانسور بعضی قسمت‌هایش اجازه اکران گرفت. کارهای پیشین فریدون جیرانی در مقام کارگردان را هیچوقت دوست نداشتم اما مانند دیگران، من هم تحت تاثیر لغو اکران و اعتراض‌ها کنجکاو‌  شدم تا فیلم را ببینم. از فیلم‌های جنجالی این روز‌ها گرفته تا همین دو طبقه پایین‌تر از واحدی که در آن زندگی می‌کنم همه بیانگر یک واژه‌اند: خیانت.

از مغازه دوستم که برمی‌گردم به دست اوردن فیلمی که نمایش ان معترضانی را ایجاد کرده است حس می کنم کودکی شده ام که  که با لذت تمام مشغول  انجام کاری ممنوعه است.‌‌ این حس را سالها پیش بعد از دیدن «صمد به جنگ می‌رود» تجربه کردم و هنوز بعد از دیدن فیلم هایی ممنوع به سراغم می اید.

البته افزایش تعداد فیلم‌هایی که اجازه اکران نگرفتند مزه ماجراجویانه دیدن آنها را کم کرده است. یکی از نکات جالب در باره  فیلم های چون  گشت ارشاد، زندگی خصوصی، «قصه‌ها» و  «من مادر هستم» در این نهفته است که همگی شان بازیگران مشابه داشته اند.

به محض ورود به خانه بی‌آنکه لباس راحتی بپوشم با لذت خاصی فیلم را درون دستگاه می‌گذارم. فیلم داستان دختری محکوم به اعدام به نام آوا (با بازی باران کوثری) را روایت می‌کند که از سوی دوست صمیمی پدرش مورد تجاوز قرار گرفته و برای نجات خود مجبور به قتل غیرعمد می‌شود. گویا ماجرای بین سیمین (با بازی پانته‌آ بهرام) و  سعید (با بازی حبیب رضایی) به این فیلم رنگ و بوی خیانت داده و سبب اعتراضات و لغو اکران ان گشته است. 

خود فیلم، لغزش های فاحشی داشته است ولی عوامل سازنده فیلم، تقصیر آن را به گردنِ بخش های حذف شده در داستان می اندازند. با قسمت هایی از فیلم که توانسته است شخصیت های چند جانبه در داستان داشته باشندراحت بودم. اما نکته‌ای از فیلم که آزار دهنده است و نمی‌توان از آن گذشت محکومیت همه کاراکترهای خطاکار به سرنوشتی شوم به شیوه سریال ترکی « کلید اسرار»است.

به عنوان فردی که شغلش مشاور خانواده  است پرونده‌های مراجعین فردا را برای یافتن راه حل مرور می‌کنم. از ده پرونده ای که باید بررسی کنم چهار پرونده مربوط به خیانت های زناشویی است.

 

در بالاترین

.

و

More from آراد افشار

عرق سگی، آب آلبالو، ماست موسیر و یک فیلم کمدی برای مزه

از خیابان که برگشتم لرزه‌ای که سراپای وجودم را فراگرفته بود باعث...
بیشتر بخوان