خودارضایی در تقویم زندگی من

۹ سالگی – درون کوچه خلوت محله من و سه دوست همسن و سال روی زمین می نشستیم و هر کدام یک لیوان یا کاسه یا قوطی حلبی پر از آب بین پای خودمان قرار می دادیم.

آنقدر با خودم ور می رفتم تا یک تغییر در بدنم احساس کنم. نوعی ویز ویز توام با ضعف… قلقلک خیلی ریز در همه بدنم را می توام به خاطر بیاورم.

نه احساس گناهی در کار بود نه حس نگرانی. بیشتر یک بازی بود که معلوم نبود از کجا یاد گرفته بودیم.
۱۱ سالگی- برای اولین بار طبق برنامه تنظیم شده وقتی از مدرسه برمیگشتم خودم را به زیر لحاف میکشاندم و با آب دهن سعی کردم خودم را لیز و ارضا کنم تا همان احساس لرزش ریز در بدنم و راحتی که پشت سرش می آید را تکرار کنم.

۱۲ سالگی- بدنم تغییر کرده بود. آلتم آشکارا بزرگتر شده بود. خودارضایی بیشتر شده بود و تعدادش به ۳ بار در هفته رسید.

آن سال مصادف با آمدن اینترنت در زندگی ما بود. اما هنوز عادت به سوال کردن از گوگل شایع نبود. به عنوان یک نوجوان، خیلی مبهم ترس و نگرانی و شرم و خجالت و گناه را با خود حمل می کردم.

۱۵ سالگی- احساس گناه و شرم بیشتر شد ولی دفعات خودارضایی ام تغییر نکرد. از وقتی پورن در دسترس نسل من قرار گرفت غبطه خوردن از اینکه کاش در آغوش یک زن به اوج لذت می رسیدم هم اضافه شد.

۱۸ سالگی- به نظر می رسید هر روز بر تعداد دوستانی که به طور واقعی سکس داشتند بیشتر می شد و خودم هم شاید صدها بار شاهد سکس زن و مرد بر روی صفحه تلویزیون بودم. برای همین شرم ناشی از اینکه دارم انرژی ام را هدر می دهم بیشتر شد.

از حوالی ۲۰ سالگی به بعد شرم تبدیل به حس خود تحقیری شد. فکر می کردم یک مرد بازنده هستم که انگار باید همه عمرم فقط با خودم بازی کنم.

در ۲۶ سالگی برای اولین بار در یک مسافرت مجردی با دو دوست دیگر توانستم با یک روسپی همبستر شوم. با آنکه لذت جنسی متفاوتی نداشتم از خودم تعهد گرفتم که دیگر خودارضایی نکنم.

تعهدی که حتی یک هفته هم دوام نداشت. من کم کم یاد گرفتم که باخودارضایی کنار بیایم. تنش و استرسم را کم می کرد و بهتر می خوابم.

فهمیدم که حس و حالت حشری بودن را کنترل می کند. قبل از مهمانی یا گردهم ایی هایی که دختران هم بودند حتما خودارضایی می کردم.

از حوالی ۲۷ سالگی فهمیدم خودارضایی در زمانی که سکس در دسترسم هست هنوز لذتبخش است.
این روزها هفته ایی یک تا دوبار خودارضایی می کنم. برایش مراسم خاصی درست کردم. وقت می گیرم و دوست دارم رکورد بشکنم. بهترین رکوردم ۲۲ دقیقه ور رفتن با خودم است بدون اینکه بیایم.


Image source
https://www.healthline.com/

Written By
More from ناشناس
داستان‌های ممنوع – ماه عسل تصادفی در ونیز
یک پروژه طولانی که حدود ۷ ماه طول کشید برای شرکت انجام...
Read More