تخیلِ «هاروکی موراکامی» ادیب ژاپنی

منتقد معروف امریکایی سام اندرسن برای پنج روز به ژاپن می‌رود تا از نزدیک ملاقات و مصاحبه‌ای داشته باشد با هاروکی موراکامی، نویسنده‌ی معروف ژاپن که از مطرح‌ترین نامزدهای نوبل ادبیات است. منتقد نیویورک تایمز در ضمن سفرش تلاش کرده تا گذاری داشته باشد به صحنه‌های اصلی آخرین داستان نویسنده «۱ کیو ۸۴» که در توکیو به وقوع می‌پیوندد.

سام اندرسن به ژاپن می‌رود تا به درک کامل‌تری از ژاپنی برسد که هاروکی موراکامی به غرب معرفی کرده است. اما وقتی که به توکیو می‌رسد شگفت زده می‌شود. شهری که موراکامی برایش مجسم کرده، شهری که قرار بود هم‌چون پاریس، بارسلونا و برلین مملو باشد ازشهروندانی چند زبانه و مشتاق مظاهر غربی، به هیچ وجه آن چیزی نبود که نویسنده‌ی نامدار ژاپن ترسیم کرده است.

منتقد امریکایی بهت زده وارد دنیایی شد که نه تنها خبر چندانی از جاز، تئا‌تر، موسیقی راک، ادبیات و اپرا در آن نبود بلکه با جامعه‌ای روبرو شد که با سرسختی تمام و بدون هیچ ملاحظه‌ای اصرار داشت فقط «ژاپنی» باشد. تجربه‌ی بازدید رو-در-رو با توکیو، باورِ پذیرفته شده‌ی خبرنگار نیویورک تایمز از ژاپن را در وهله‌ی اول خدشه‌دار کرد.

سام اندرسن به عنوان یک امریکایی همواره فکر می‌کرد که هاروکی موراکامی مبلغِ تمام عیارِ فرهنگ غربی در ژاپن است. او در سفرش به ژاپن، این حقیقت را دریافت که نویسنده‌ای که تاکنون می‌شناخته به همراه کشورش ژاپن، موجودات کاملاً متفاوتی هستند. موراکامی ژاپنی، نویسنده‌ای نیست که بتوان ساده‌بینانه در‌باره‌ی شیفتگی‌اش به غرب نظر داد.

اولین ملاقات آقای اندرسن با به‌ترین نویسنده‌ی ژاپن در زمانی صورت می‌گرفت که کتاب جدید نویسنده‌ی مشهور با وجود داشتن تیتر عجیبی که از به هم پیوستن دو حرف و دو عدد گرد هم آمده بود، میلیون‌ها نسخه از آن به زبان‌های مختلف جهان فروش رفته بود. ترجمه‌ی انگلیسی رمانِ تقریباً هزار صفحه‌ای «۱کیو۸۴» قرار است در پاییز امسال به روی قفسه‌ی کتابفروشی‌ها برود.

هاروکی موراکامی بعد از سه دهه نویسندگی مداوم به نماینده‌ی بدون منازع ادبیات ژاپن تبدیل شده است. نویسنده‌ای که از‌‌ همان دوران نوجوانی، تمام فکر و ذکرش جذبِ فرهنگ غربی و به‌ویژه امریکایی بود. او مو‌هایش را به سبک هیپی‌ها بلند کرده بود و با دختری ازدواج کرد که در نقطه مقابل توقعات خانواده‌اش قرار داشت.

نویسنده ۶۲ ساله‌ی ژاپنی نزدیک به ۱۰ سال از زندگی دوران جوانی‌اش را صرف کلوپی کرد که از روی عشق به موسیقی جاز ایجاد کرده بود. شروع نویسندگی‌اش هم به اندازه داستان‌هایش عجیب و غیرمنتظره بود. هاروکی موراکامی در حین تماشای بازی بیس‌بال و در لحظه‌ای که یکی از بازیکنان ضربه‌ی پیروزمندانه‌ای به تیم مقابل زد تصمیم گرفت یک رمان بنویسد.

 رمان اول هاروکی موراکامی «به آواز باد گوش بسپار» نام داشت که تلفیقی بود از نشانه‌ها و تصاویر غربی، ترانه‌های غربی، باب دیلون، الویس پریسلی، سام پکین پائو، می‌کی موس و بتهوون، به شکل یک‌جانبه‌ای از شور و جذبه‌ی او به فرهنگ غربی یاد می‌کند. نکته‌ی جالب توجه‌ای که در اولین رمان او وجود دارد این است که در سرتاسر کتاب، کم‌ترین اشاره‌ای به مظاهر فرهنگ ژاپنی نشده است.

خانم «جی رابین»، مترجم ژاپنی به انگلیسی رمان‌های موراکامی می‌نویسد: «داستان‌های موراکامی در وهله‌ی اول این‌طور به‌نظر می‌رسد که به انگلیسی نوشته شده و سپس به ژاپنی بازنویسی شده‌اند. موراکامی که نوجوانی‌اش با داستان‌های چارلز دیکنز، استاندال و داستایوفسکی همراه بوده از‌‌ همان اولین رمانش تاکنون همواره در حال گذار بین دو دنیای کاملاً جدای غرب و ژاپن بوده است.

داستان‌های سه دهه‌ی گذشته‌ی نویسنده‌ای که رستورانش را می‌فروشد و به طور تمام‌وقت مشغول نوشتن می‌شود ترکیبی از مکتب‌های مختلف بیان‌های ادبی است که رگه‌هایی از داستان‌های علمی تخیلی، جادویی، رئالیزم و داستان‌های سرگرم کننده را در تداخل با دو فرهنگ غربی و ژاپنی در هم آمیخته است.

هاراکی موراکامی تاکید زیادی به تمرکز ذهن دارد و آن را وسیله‌ی مهمی برای تداوم خلاقیت خود می‌شناسد. او می‌گوید: «تمرکز به من انرژی مثبت می‌دهد. من ذهن سریعی ندارم ولی وقتی ماجرایی توجه‌ام را جلب می‌کند برای سال‌ها با من می‌ماند و ذره‌ای از حوصله و دقتم کاسته نمی‌شود. من مثل قوری بزرگی هستم که دیر به جوش می‌‌آید ولی بعد از آن همیشه داغ است.»

داستان آخر موراکامی که در سه جلد به زبان ژاپنی به چاپ رسیده در حقیقت بازنویسی داستان کوتاهی است با عنوان «دیدن دختری به تمام معنا کامل، در یک روز بهاری» و به هیچ وجه فکر نمی‌کرد که طرح ساده‌ای از یک داستان پنج صفحه‌ای به رمانی هزار صفحه‌ای ختم گردد که سه سال از زندگی‌اش را به خود مشغول ساخته است.

از دید سام اندرسن، جدید‌ترین رمان هاروکی موراکامی به داستانی پیچیده تبدیل گشته که حتا امکان سر هم کردن یک طرح داستانی برای آن غیرممکن است. به نظر او، نوشته‌های موراکامی در مسیر خود به اوج اهمیت و جدیت رسیده‌اند.

رمان «۱ کیو ۸۴» کتابی است رویاگونه و سرشار از خشم و ویرانی که راوی سوم شخص آن قادر است خوانندگان را قدم به قدم از واقعیت دور کند و به درون دنیاهای جادویی‌اش بکشاند. موراکامی شیفته‌ی رمان «برادران کارامازوف» است و گفته که تاکنون چهار بار آن را به دقت خوانده است. آرزوی همیشگی او این بوده است که رمانی به وسعت و همه جانبگی «برادران کارامازوف» خلق کند.

یکی از حوادث جالب در پیرامون داستان‌های موراکامی این است که خوانندگانش با شوق و کنجکاوی زیاد در توکیو و شهرهای دیگر ژاپن به دنیال یافتن مکان‌هایی می‌گردند که او تجسم کرده است. موراکامی با جدیت تمام به خوانندگانی که با دلایل‌شان او را متقاعد کنند که یک محل واقعی را شناسایی کرده‌اند یک رمان امضا شده هدیه می‌دهد. با این کار بخشی از تخیل داستانی به واقعیت نشت می‌کند و هم‌زمان بخشی از واقعیت بیرونی (خوانندگان و اماکن حقیقی) به داستان‌های او متصل می‌گردند.

 مردم بر اساس غذاهایی که او در کتاب‌هایش وصف کرده دستورات آشپزی درست می‌کنند. لیست همه موسیقی‌هایی که قهرمانان داستان‌هایش می‌شنوند در اینترنت جمع آوری شده است. یک شرکت کره‌ای بر اساس رمانی از او با عنوانِ «کافکا در ساحل» تور زیارتی به راه انداخته تا علاقمندان «زوار» بتوانند از اماکنی که در رمان ثبت شده است دیدن کنند.

اعمال روزانه نظیر قدم زدن، سوار آسانسور شدن، شنیدن تصادفی موسیقی در خیابان و بهانه قرار دادن آن برای رفتن به احساسات و افکار ماوراء دنیای واقعی، شگرد ادبی موراکامی است. این گذار همیشگی از یک دنیا به دنیای دیگر، در حین نوشتن داستان در زبان نیز صورت می گیرد. به نظر می‌رسد نویسنده در حین نوشتن رمانش به ژاپنی، به انگلیسی درباره‌ی آن فکر کرده است.

داستان‌های موراکامی از ذهن نویسنده‌ای شدیدا ژاپنی تراوش می‌کند که همیشه شیفته‌ی فرهنگ غربی بوده است. رابطه‌ی صمیمانه و آشتی‌جویانه‌ی موراکامی با دو دنیای مورد علاقه‌اش یعنی غرب و ژاپن، خصوصیتی به آثار او می‌دهد که آن را برای مردم دنیای معاصر آشنا و جذاب می‌سازد.

http://www.nytimes.com/2011/10/23/magazine/the-fierce-imagination-of-haruki-murakami.html?pagewanted=all

Hear the Wind Sing

1Q84

watch a fancy book trailer for it on YouTube

On Seeing the 100% Perfect Girl One Beautiful April Morning

The Brothers Karamazov

Sam Anderson is the New York Times’ magazine critic at large

عقرب

  • فریده اشرفی

    آقای زمانی عزیز، مطلب بسیار جالبی ست. موراکامی از نویسندگان مورد علاقه ی من است. اما بسیاری از این جزئیات، از جمله چگونگی آغاز نوشتن رمان و میزان علاقه ی ژاپنی ها و پیروی از موضوعات مطرح شده در کتاب هایش و … را نمی توانستم تصور کنم.از شما بی اندازه سپاسگزارم.

  • ونداد زمانی

    فریده عزیز لطفت دلپذیر است. شخصا برای خودم موراکامی بیشتر به این دلیل عزیز است که با وجود آنکه از نوجوانی با آغوش باز فرهنگ غربی را پذیرفته است ولی با تمام وجود ژاپنی هم مانده است. کاش خیلی از ما ایرانی ها این قابلیت را پیدا می کردیم