سربازی که رفتم اسمش را توی کلاهم نوشته بودم

بچه که بودم پائیز با انارهایش از راه می‌رسید
بزرگ تر که شدم دختر همسایه بود
سربازی که رفتم اسمش را توی کلاهم نوشته بودم
فرمانده جریمه ام کرد که هفت شب کشیک بدهم
یادش بخیر، آن وقت ها دوستت دارم‌ها را نمی‌گفتند کشیک می‌دادند

Written By
More from امید
10 کاریکاتور برای آدم و حوا
 … کارتونیست های جهان و ماجرای گاز زدن به سیب و مار...
Read More