#iranianstoday Visit Us Now!

کمک مالی

امیدواریم با کمک مالی شما خوانندگان، بتوانیم پوینده تر و متنوع تر از همیشه در خدمت شما باشیم.

فروید و عقده فرشته و فاحشه – ۲

در بخش اول این مقاله تلاش شد تا اشاره ایی به دلائل اصلی دو گانه دیدن زنان در تاریخ فرهنگی اجتماعی بشر داشته باشیم. قبل از اینکه نقبی بزنیم به تفکرات روانکاوانه فروید، یک بار دیگر لازم است مروری به گستردگی ماجرای تفکیک زنان به فرشته و فاحشه داشته باشیم.angel and devil

ما مردان در اطراف خودمان موارد بسیاری را شاهد هستیم که تفکیک Madonna-whore complex در باره زنان را انکار نشدنی می سازد. برای بسیاری از ما مردان با هر نوع تربیت و فرهنگی که به آن خو کرده باشیم زیاد دور از واقعیت نخواهد بود که بگوییم به زنان جذاب، شورانگیز و زیبا نظر و عشق بورزیم ولی برای تشکیل خانواده، تمایل به سمت زنانی داشته باشیم که باید نجیب، ساکت، سربزیر، پاک و دست نخورده باشند.

می گویند این تناقض در اعماق ناخوداگاه مرد وجود دارد چون ما هیچگاه دقیقاً و حتماً پی نخواهیم برد که پدر فرزند ما چه کسی خواهد بود برای همین، در مرحله تصمیم گیری برای تولید مثل، ذاتاً محافظه کاری را ترجیح خواهیم داد. به عبارتی کنترل زنان، تملک شان، وضع قوانین ازدواج و تدارک جرائم سنگین برای زنانی که قوانین جنسی را رعایت نمی کردند هدف و انگیزه دیگری جز کنترل تولید مثل نداشته است.

فروید از این نظر در میان این بحث و تناقض مهم است چون برای اولین بار در ادبیات ارائه شده در روانکاوی بود که سعی کرد ماسک روانی روحی این کنترل تحمیل شده بر زنان را تفسیر کند. البته معرفی دیدگاه های فروید به دلیل به هم بافتگی همه جانبه نظراتش، یک مشکل اساسی را نیز با خود ایجاد خواهد کرد. مهمترین مشکل این است که بخش قابل توجهی از نظرات وی با شناخت روانشناسانه انسان و اجتماع معاصر تطبیق ندارد.

به عنوان مثال، برداشت عمومی فروید از زن بیشتر از آنکه علمی باشد از دل افکارِ مذهبی دوره ویکتوریا در نیمه قرن ۱۹ میلادی و باور یهودی – مسیحی نشات گرفته است. زنان از دید فروید ، به خاطر نداشتن « آلت جنسی مردانه» همیشه ناکامل و در سایه وجود برتر مردان می توانند هویت یابند. او می گوید زنان نسبت به مردان به خاطر نداشتن آلت جنسی، حسادت می ورزند. حسادتی که هیچگاه سیراب نمی گردد و زمینه ساز بسیاری از کمپلکس های روانی آنها است.

خوشبختانه، شیوه تفکر امروزی در عمل یاد گرفته است که با پدیده ها وتئوری ها به صورت تمامیت کلی برخورد نکند و آنها را یکجا نفی یا مورد پذیرش قرار ندهد. تفکرهای معاصر قادر هستند قضاوتی را ارائه دهند که هم بخش نامناسب یک تئوری عمومی را نپذیرد و هم گوشه هایی از برداشت های منطقی آنها را در تفکر خود به کار بگیرد.

فروید می گوید مردانی که به Madonna-whore complex مبتلا هستند در حقیقت در حال بروز واکنشی هستند که ناشی از یک عقده ابتدایی تر به نام اودیپوس کمپلکس می باشد. طبق این نظر، نوزادان که تجربه عشق بی حد و حصر مادر را دارند پس از آنکه وارد سالهای بعد از نوزادی می شوند از عشق بیکران مادر ( ارتزاق شیر از پستان و آغوش گرمِ مادر) محروم می گردند. اگر به آن، عدم توجه و غفلت بعضی از مادران به نیازهای عاطفی پسران شان را اضافه کنیم نتیجه اش این می شود که بعضی از پسران در دوران بزرگسالی به شکل خودخواهانه ایی انتقامش را از زنان زندگی خود می گیرند.

از دید این نوع مرد صدمه دیده که فروید شناسایی کرده است، تنها راه حل، جداسازی هویت زنان به دو نوع زن متفاوت در ناخوداگاه اوست. به همین دلیل زنان برای آنها از طرفی مقدس و پاک و غیر جنسی می مانند ( بویژه آنکه در طی بروز عقده اودیپوس، پسران به پد خودر به خاطر جذب عشق مادر، رشک می ورزند. ولی همان پسران در ضمن، احساس خود به مادران و عدم رضایت نسبت به پدر را هم گناهکارانه می دانند و هم از انتقام و تنبیه پدر ( ترس از اخته شدن) می ترسند. به همین دلائل، پسران ( و مردان در بزرگسالگی) به این نتیجه می رسند که تمایل خودخواهانه شان به مادر به عنوان یک موجود جنسی، نتایج خوبی نخواهد داشت. در این حالت است که نقش زن به عنوان فرشته را در ذهن خود می آفرینند.220px-Freud_and_other_psychoanalysts_1922

فروید معتقد است حالت دومی که مردان فوق به ناگزیر تن می دهند پذیرش هویت دیگری برای زنان است که هوسبازی، جذبه جنسی و تخیلات جنسی با آنها، گناه آلود و مضر نیست. از این به بعد است که برای مردان صدمه دیده و دارای کمپلکس، اینگونه زنان مترادف با لذت جنسی بردن، هوس و تخیلات ممنوعه هستند ( فاحشه). این نوع مردان، در اصل، اعتمادی به زنان ندارند که البته از همان عدم اعتماد اولیه مردان ناشی می شود که حقیقتاً نمی توانند ثابت کنند آیا پدر فرزند خود هستند یا نه؟

اما چرا این نظریه فروید در زندگی معاصر قابلیت تفسیر منطقی تری یافته است؟ عوامل زیادی دست به دست هم داده است تا ماجرای تفکر دوگانه فاحشه – فرشته همچنان روایت مورد قبول در نسل های جدیدتر مردان باشد. مهمترین شان تلاش و تحولی است که در ۱۰۰ سال گذشته به کمک زنان برابرخواه و جامعه ایی که به دلائل مختلف به این برابرخواهی تن داد ایجاد شده است.

مردان معاصر بدون انکه همه شان بدانند در درون نتایج سه موج فمینیسم زندگی می کنند. این روزها به نظر می یاید وقت برداشت محصول همه امیدهایی است که زنان و جامعه مدرن برای رسیدن به آن تلاش کردند. زنان جهان با شتاب و گستردگی هر چه بیشتر از فرصت های ایجاد شده استفاده می کنند و نشان دادند که از نظر توانایی های انسانی و تطبیق با زندگی و مشاغل مدرن، هیچ کمبودی ندارند.

از بعد از جنگ جهانی دوم و حضور ناگزیر زنان در کار، مدیریت و آموزش جوامع صنعتی( جایی که مردان شان یا به جنگ رفته اند یا از مضرات دو جنگ جهانی در عذاب بودند) به زنان قدرت، استقلال و شعوری را ارزانی داشت که در درجه اول به آنها نشان داد که دیگر نباید به کنج آشپزخانه ها برگردند.

دستاورد ناشی از تحولات جدید، به بازیابی هویتِ محدود نگاه داشته شده و کنترل شده زنان در تمام زمینه ها و از جمله کنترل جنسی شان انجامید. شعور و تحول در دنیای زنانه و اکتشافات علمی نظیر کشف کاندوم و گسترش سکولاریسم که تابوی طلاق را کمابیش شکست به زنان فرصت داد تا سیستم جنسیِ جهان را در هم بریزند. زنان فرصت یافتند تا بدن خود را و نیاز جنسی خود را و لذت جنسی را کشف و تجربه کنند و از شبکه اعتقادات و ارزش های غیرواقعی قدیمی فاصله بگیرند. فرصت آشکاری که ناگزیر، به تصویر باستانی فرشته – فاحشه میدان تازه ایی داده است.

مردان زیادی در انواع فرهنگ ها و از جمله در سرزمین های غربی هستند که نمی توانند دست از دیدن دوگانه ناهنجاری که فروید تفسیر کرده است بردارند. اما همه تلاشِ بخش های معاصرتر فرهنگ مردانه می خواهد تغییرات و تحولات جدید را با فرخندگی بپذیرد و سعی کند که با توازن جدیدِ قوا کنار بیاید.

پسران و مردان جوان از کودکی در مدارس و محیط های اجتماعی و بعدها در مدارس عالیه و مشاغل اجتماعی، پا به پای دختران و زنان بزرگ می شوند و می بینند که خواهران و دوستان و معشوقه های شان، عملا فرقی با آنها ندارند و همه تمایلات، آرزوها و نیازهای شان می تواند تقریبا مشابه و بر حق باشد.

 

iStock_000017499179XSmall

مردان کم کم یاد می گیرند که دیگر لازم نیست سرشان را همچون کبک به زیر برف بکنند و به انکار تحولات و تغییراتی که به زنان فرصت جدیدی از انسان کامل بودن ارزانی داشته بپردازند. مردان معاصر دنیا، از طریق بده بستان دنیای ارتباطات که همه جهان را عملا همچون یک دهکده به هم متصل کرده است شاهد شیوه جدیدی از حضور زنان در دنیای خود هستند که لاجرم قرار نیست به فاحشه و فرشته بودن سقوط یا ارتقا یابد.

شکوفایی زنان به عنوان انسان های برابر، مستقل و زنانی که نه فاحشه هستند و نه فرشته، بلکه همچون  هر انسانی تلفیقی از بدی ها و خوبی ها هستند قبل از همه برای مردان فرخنده خواهد بود که اصلی ترین انگیزه زندگی شان، دستیابی به عشق واقعی زنان است.

 

 

http://psychistofwomen.umwblogs.org/sexuality/

http://www.doctornerdlove.com/2012/03/madonna-whore-complex/all/1/

http://www.lisaescott.com/2012/02/19/understanding-narcissists-madonnawhore-complex

http://psychistofwomen.umwblogs.org/sexuality/

Freud, S. (1912). On the universal tendency to debasement in the sphere of love. In Contributions to the Psychology of

موضوعات مرتبط

  • نیما

    این
    هم نتیجه گیریِ نهایی از یه موضوع علمی توسط تفکرِ فاشیستی، ضد انسانی و پر از
    نفرتِ جنسیتیِ فمنیسم: «”مردان” کم
    کم یاد می گیرند که دیگر لازم نیست سرشان را “همچون کبک” به زیر برف
    بکنند و…»!!!. حالا که دورانِ برابری زن و مرد فرا رسیده بد نیست من هم متقابلآ
    با همین روش و در اقدامی برابری خواهانه مشکل زنان امروزی رو مطرح کنم!: “زنان”
    کم کم یاد میگیرن که دیگه لازم نیست “مثل خر” در گل بمونن و به انکار
    تحولات و تغییراتِ متمدنانه ای بپردازن که مردان به اونها ارزانی داشتن! مردان از
    طریق کار و تلاش بی وقفه در اعصار مختلف، دنیای متمدن و پیشرفتهء امروزی رو ساختن
    تا زنها هم بدون نیاز به قدرتِ جسمی (که ندارن) بتونن مستقلآ کار کنن و وبال گردنِ
    مرد نباشن! در دنیای پیشرفتهء امروزی که مردان ساختن، دیگه نیازی نیست که زنها
    همچون سابق فاحشه و “تن فروش” باشن و در ازایِ رابطهء جنسی با مرد، از
    اون “طلبکار” بشن و مابه ازایِ پولی یا عشقی و … دریافت کنن! برابری
    یعنی: سکس دربرابرِ سکس، عشق در برابرِ عشق، پول در برابرِ پول

    • marderooz

      نیمای محترم خشم و نفرت تو « مردانه » نیست. اخر چطور به خودت که فرزند یک مادر هستی اجازه می دهی که بگویی و «دیگه نیازی نیست که زنها
      همچون سابق فاحشه و “تن فروش” باشن و در ازایِ رابطهء جنسی با مرد، از
      اون “طلبکار” بشن و مابه ازایِ پولی یا عشقی و … دریافت کنن! برابری
      یعنی: سکس دربرابرِ سکس، عشق در برابرِ عشق، پول در برابرِ پول

      نیما جان اگر واقعا دنبال عشق هستی این تصویر سالمی از زنان نیست که ارائه می دهی. نظرات مطرح می شود و می توان با ان برخورد کرد، نقد کرد و اصلا رد کرد ولی لحن و حس جبهه گیری شما نامهربانانه است.

      • نیما

        عجب! جناب “مرد
        روز” شما چطور فقط نسبت به “زن” انقدر مهربان میشی؟! نامهربانی و
        حتی فحاشی به “مرد” (از جمله پدر خودت) ایرادی نداره؟ چطور به خودت که
        فرزند یک پدر هستی اجازه میدی که بگی مردها همچون حیوان (کبک) ابله هستن و سرشون
        رو به زیر برف فرو کردن؟! یعنی شما متوجه نشدی اون بخشهای نامهربانانهء کامنتِ
        قبلیم درمورد زن نظرِ واقعیِ خودم نبود و صرفآ قصد داشتم “آینه” ای
        درمقابل خود شما فمنیستها بگیرم تا شاید متوجه نفرت پراکنی های خودتون نسبت به
        مردها بشین؟؟؟ من عینآ نفرت پراکنیِ شما رو تکرار کردم و فقط جایِ مرد رو با زن تغییر
        دادم! و جالبه که پیش بینی م هم درست از آب در اومد و واکنشِ هیستریک شما به
        کامنتم فقط معیارهای دوگانهء شما سکسیست ها رو نمایان کرد. در یه مقاله با ظاهرِ
        علمی به مردها (پدرتون) “فحش” میدین و این اشکالی نداره، اما اگه عینآ
        همون مطلب رو درمورد زن ها بگیم، با نگاه عاقل اندر سفیه به ما درس اخلاق میدین. جالب
        هم اینجاس که فحاشیِ شما به مردها نظرِ واقعیِ خودتون بوده ولی کامنتِ من نظر
        واقعی خودم نبود!!! ضمنآ من برخلاف شما فمنیستها کوچکترین نفرت جنسیتی ندارم و
        درنتیجه نه از پدرم میتونم متنفر باشم، نه از مادرم.

        • marderooz

          نیمای عزیز فرق بسیار است بین انتقاد از پدران و مردان تا فاحشه خواندن همه مادران و زنان. عزیز محترم چرا این قدر خشمگینی؟

          • نیما

            “مرد روز” عزیز فرق بسیار
            است بین انتقاد از مردسالاری تا فحاشی و حیوان خواندن همه مردان و پدران! ضمنآ
            نمیدونم شما چرا همیشه بجای توجه به محتوای مطالب و کامنتها انقدر خودت رو مسئولِ
            احساسات و عواطفِ مخاطبان فرض میکنی؟ من اگه خشمگین هم باشم کاملآ طبیعیه چون مدام
            داره به جنسیت و هویتِ غیراکتسابیم توهین میشه و در عجبم که چرا اصلآ برات سوال
            پیش اومده! ما مردان دربرابرِ فمنیست های فاشیست حقِ ناراحت شدن هم نداریم؟ فقط
            زنها حق دارن از مردسالارانِ زن ستیز ناراحت باشن و حتی عصبانیتِ خودشون رو هم سرِ
            “بقیهء مردها” خالی کنن؟!

            • marderooz

              نیمای عزیز برای دفاع از خشم و نفرت خود، ما را به رفتارهای افراطی بخش کوچکی از فمینیستها ارجاع می دهید. اما به نظر ما افراط شما و زنانی که از انها شکایت دارید دو روی یک سکه است

              • نیما

                جناب “مرد روز” (ونداد زمانی؟). من
                برخلاف ادعای عجیب تون، به هیچ وجه شما رو به رفتارهای هیچ
                بخشی از فمنیستها ارجاع ندادم. من شما رو دقیقآ به همین مقاله و کامنتهای
                “خودتون” ارجاع دادم! پس بهتره فرافکنی نکنین. اصولآ نمیدونم چرا پاسخ
                های شما کوچکترین ارتباطی با محتوای کامنتها نداره! لازم به ذکره که “پاسخگویی”
                صرفآ نوشتنِ جمله در زیر کامنتها نیست! پاسخ باید “مرتبط” با جملات و
                ادلهء کامنتها باشه. من بطور “مستدل” و مستند همراه با نقل قول،
                ایراداتِ غیر اخلاقیِ مقاله و همچنین رفتار و گفتارِ غیرمنطقی و متناقض شما در بخش
                کامنتها رو مطرح کردم. شما سه راه بیشتر ندارین: راه اول اینه که ایراد رو بپذیرین
                و تصحیح کنین (که چنین کاری برای روشنفکرنمایانِ جهان سومی غیرممکنه!) راه دوم
                اینه که ایراد رو وارد ندونین و بطور “مستدل” (هرچندغلط) از موضع خودتون دفاع کنین. راه سوم هم اینه که “سکوت” کنین و
                پاسخ ندین. اما جنابعالی راه چهارمی رو انتخاب کردین که اصطلاحآ روشِ “فرار
                به جلو” نام داره که ضمنِ غیر منطقی بودن، کاملآ “غیر اخلاقی” هم
                هست. یعنی با نگاه “عاقل اندر سفیه” و بزرگوارانه در نقشِ ریش سفید ،
                مدام از پند و موعظه و “شعار” و جملات قصار و کلی گویی و کلیشه بهره میبرین
                تا هم تظاهر به “پاسخگویی” کرده باشین، هم خودتون رو در سطح و مقامی
                فراتر از بقیه جلوه بدین! امیدوارم دست از این روشِ غیرمنطقی و “غیر
                اخلاقی” که توهین به شعور مخاطبه بردارین