چگونه با شکست روبرو می‌شوید

یکی از سوالات مهم و تکراری در مصاحبه های شغلی این است که چطور شکست تان را تحمل می کنید؟ شرکتی که می خواهد شما را استخدام کند می خواهد بداند مسئولیت شکست تان را به عهده می گیرید یا آن را به گردن دیگران می اندازید؟ آیا مایوس می شوید یا از آن یاد می گیرید و با پشتکار و راهکار جدیدتر با مشکل حل نشده روبرو می شوید؟

حقیقت امر این است که کارفرماها صلاحیت روانشناسانه لازم را ندارند که براساس جواب تان، شما را قضاوت کنند. چون هر شکست حتماً دلایل بسیار زیادی دارد.

اما زندگی و یافتن کار و صلاحیت کارفرما ها قرار نیست عاقلانه یا عادلانه باشد برای همین بد نیست خودمان را برای یک جواب درست و صمیمی آماده کنیم. یکی از بهترین راه ها برای جواب دادن به این سوال از طریق روایتِ شکست هایی است که عملاً در زندگی مان اتفاق افتاده است و واکنش هایی است که داشته ایم.

چگونه با شکست روبرو شده اید:

برای مدتها وقتی در یک موقعیت غیر مترقبه قرار می گرفتم سریع و هیجانزده با آن روبرو می شدم. آنقدر احساسی و عاطفی با مشکل برخورد می کردم که عملا باعث دردسر بیشتر می شد. یادم می آید وقتی در یک محیط غریبه با افراد ناآشنا قرار می گرفتم هول می شدم و دست و پایم را گم می کردم. ولی بعدها یاد گرفتم که همه افراد در محیطی با افراد ناآشنا، دست و پای شان را گم می کنند یا خجالت می کشند یا شرم نمی گذارد خودشان باشند. آن وقت متوجه شدم شکننده و نامتعادل بودن امری است عادی…
از آن به بعد در هیچ جمعی و هیچ موقعیتی قرار نگرفتم که هیجان و عاطفه باعث از کار انداختن قدرت تصمیم گیری و تصمیماتم شود.

چگونه با شکست روبرو می شوید:

وقتی دانشگاهم را تمام کردم با خوشبینی و اعتماد کامل یک شرکت واردات و صادرات راه انداختم و براساس تقاضای بالا برای یک کالای خاص، از چین یک محموله نسبتا بزرگ وارد کردم. کالاها ولی وقتی به دستم رسید تب خریدش به شدت کم شده بود و تقریباً بدون هیچ سودی اولین تصمیم اقتصادی ام نادرست از آب درآمد.

اما برای فروش کامل محموله و جلوگیری از ضرر با شرکت های مشابه تماس گرفتم و خود این پیگیری و تجربه باعث شد یک شغل خوب در یکی از این شرکت ها به دست بیاورم و با همان شدت و حدت برای شان کار کنم و مفید باشم و نگذارم ضرر کنند.

چگونه با شکست روبرو می شوید:

من وقتی ۱۶ ساله بودم پدرم را از دست دادم. این اتفاق باعث شد به درس توجه نشان ندهم و کم مانده بود ترک تحصیل کنم. اما سرزنشها و توصیه های عمویم را جدی گرفتم و خیلی سریع توانستم به وضع تحصیلی ام سر و سامان دهم. این پیروزی کوچکِ بعد از شکست باعث شد که از آن پس با هر مشکلی، عجولانه و عصبی برخورد نکنم و نگذرام مرا  نیز غرق کند. راه حل، ایجاد یک پیروزی کوچک بود تا دوباره برگردم به وضعیت معمولی…

 

How To Answer The Question ‘How Do You Handle Failure?’

Image Source

SteemKR

More from ماهان طباطبایی

هر انسان، سه شخصیت اصلی دارد

در باره خصوصیات اساسی هر انسان نظرات زیادی وجود دارد. یکی از جالب...
بیشتر بخوان