داستان‌های ممنوع – دومین سکس بعد از مدتها


By Tess Roby

یه آقا رضا داشتیم تو سربازی که بچه تهران بود و واقعا یه دو سه قدمی تو هر کاری از ما جلوتر بود. ازش یاد گرفتیم که قبل از داشتن رابطه جنسی بهتره یکی دو ساعت قبلش، خودارضایی کنیم چون ممکنه اونقدر هول و احساساتی بشیم که نتونیم سربلند بیاییم بیرون.

بعد سربازی یه چند باری برای اطمینان بیشتر و قوت قلب این توصیه رو به کار بردم ولی یا به خاطر جوونی یا به خاطر نداشتن شعور کافی، هول زدنم فرق زیادی نمی کرد.

وقتی مهری رفت که یه دوش سریع بگیره یهو حس عجیبی یقه ام رو گرفت. از همون اول، دم در آپارتمانش، حسم نسبت به مهری فرق می کرد. خودش که توی یه عالم دیگه بود و حواسش به من نبود. مثل یه گرگ گرسنه افتاده بود به جون من. ولی من یادمه توی اون هیر و ویر، موهای فرفری سرش نگاهم رو به خودش جلب کرد.

گوشواره اش رو طوری کنار موهای جمع شده اش نشونده بود یا شاید هم تصادفی، ولی داشت می گفت ببین چه گردن خوشگلی دارم.

تیشرت خوشگلش رو همون جلوی در از تنش درآوردم. برای اولین بار بود که پی بردم یکی از ممه هاش کوچکتره و چقدر هم خوشگل بودند. نوک هر دو شون به جای اینکه به روبرو باشه به سمت چپ و راست متمایل بود.

پاهای کشیده داشت. وقتی هم قدم بر می داشت انگار داره به زمین فخر می فروشه. بدنش خارق ا لعاده نبود ولی چون به خودش اعتماد داشت جذابتر دیده می شد. حرف زدنش چقدر ناز بود. محکم و با وقار ولی آروم حرف می زد. به تیپ و شخصیتش می خورد.

از حمام با یه حوله یکسره اومد بیرون. خیلی خواستنی تر شده بود. داشت بهم نگاه می کرد. هنوز گرگ بود. وقتی دید سفتم خیالش راحت شد. حوله رو انداخت رو زمین و لخت اومد نشست روی پام.

دلم می خواست بهش بگم بیا دراز بکش کنارم نازت کنم. بیا موهاتو شونه کنم. دوست داشتم یه ذره ماساژ بدم بهش. انگار جامون عوض شد. من شده بودم شبیه یه زن که سکس براش نوازش و لطافت و مهربونیه و اون شده بود یه مرد که فقط می خواد بدو بدو تموم بشه.

اون لحظه دلم برای همه زنهایی که توی زندگیم بودند سوخت. بیچاره ها چی کشیدند از دست هول زدن های من. ما مردا خیلی دیر یه مرد واقعی میشیم. یه معشوقه واقعی.

این شخصیت جدید رو که توی سرم می چرخید به خاطر مهری خاموش کردم و گذاشتم هر چی دوست داره انجام بشه. دومین دفعه خواست که با انگشتام بیاد. کارم رو به بهترین نحو انجام دادم.

ادامه دارد

داستان‌های ممنوع – اولین سکس بعد از مدتها

More from محمود الوند

داستان‌های ممنوع – دومین سکس بعد از مدتها

[caption id="attachment_82020" align="aligncenter" width="1024"] By Tess Roby[/caption] یه آقا رضا داشتیم تو...
بیشتر بخوان