ما مردها خیلی دیر یه معشوقه واقعی می شویم

Artwork by John Fenerov

یه آقا رضا داشتیم تو سربازی که بچه تهران بود و واقعا یه دو سه قدمی تو هر کاری از ما جلوتر بود. ازش یاد گرفتیم که قبل از داشتن رابطه جنسی بهتره یکی دو ساعت قبلش، خودارضایی کنیم چون ممکنه اونقدر هول و احساساتی بشیم که نتونیم سربلند بیاییم بیرون.

بعد سربازی یه چند باری برای اطمینان بیشتر و قوت قلب این توصیه رو به کار بردم ولی یا به خاطر جوونی یا به خاطر نداشتن شعور کافی، هول زدنم فرق زیادی نکرده بود.

اما آشنایی با مریم همه چیز رو ریخت به هم. تجربه من نشون داده وقتی یه زن خیلی جذابه بیشتر هول می زنم و کل ماجرا زیر ۵ دقیقه تموم میشه… اما این مریم یه جذابیت مخصوص داشت.

وقتی هم قدم بر می داشت انگار داره به زمین فخر می فروشه. بدنش خارق العاده نبود ولی چون به خودش اعتماد داشت جذابتر دیده می شد. حرف زدنش چقدر ناز بود. محکم و با وقار ولی آروم حرف می زد. به تیپ و شخصیتش می خورد.

اون روز داشتم وارد ۴۴ سالگی ام می شدم و به یه دلیلی دلم می خواست هر لحظه در کنار مریم بودن رو توی حافظه ام ثبت کنم. همین باعث شد که پی ببرم یکی از ممه هاش کوچکتره و چقدر هم خوشگل بودند. نوک هر دو شون به جای اینکه به روبرو باشه به سمت چپ و راست متمایل بودند.

مریم برایم خیلی خواستنی تر شده بود. روبرویم ایستاده بود و به من نگاه می کرد. بهش گفتم بیا دراز بکش کنارم تا صبح فقط نازت کنم. بیا موهاتو شونه کنم. دوست داشتم بهش لذت بدهم. انگار جامون عوض شد. من شده بودم شبیه یه زن که سکس براش نوازش و لطافت و مهربونیه…

اون لحظه دلم برای همه زنهایی که توی زندگیم بودند سوخت. بیچاره ها چی کشیدند از دست هول زدن های من. ما مردا خیلی دیر یه معشوقه واقعی می شویم.

داستان‌های ممنوع – اولین سکس بعد از مدتها

More from محمود الوند

تجربه اول دو باکره

[caption id="attachment_93528" align="aligncenter" width="577"] Deng Shiqing[/caption] دیروز مراسم عقد رسمی داشتیم. ظهر...
بیشتر بخوان