ما مردها خیلی دیر یه معشوقه واقعی می‌شویم

یه آقا رضا داشتیم تو سربازی که بچه تهران بود و واقعا یه دو سه قدمی تو هر کاری از ما جلوتر بود. ازش یاد گرفتیم که قبل از داشتن رابطه جنسی بهتره یکی دو ساعت قبلش، خودارضایی کنیم چون ممکنه اونقدر هول و احساساتی بشیم که نتونیم سربلند بیاییم بیرون.

اما آشنایی با مریم همه چیز رو ریخت به هم. تجربه من نشون داده وقتی یه زن خیلی جذابه بیشتر هول می زنم و کل ماجرا زیر ۵ دقیقه تموم میشه… این مریم یه جذابیت بیش از حد داشت.

وقتی قدم بر می‌داشت انگار داره به زمین فخر می فروشه. بدنش خارق العاده نبود ولی چون به خودش اعتماد داشت خیلی جذابتر دیده می شد. حرف زدنش هم ناز بود. محکم و با وقار.

با مریم بود که تونستم به جزییات بدن زنی که دوست دارم دقت کنم. با مریم بود که فهمیدم یکی از ممه هاش کوچکتره. نوک هر دو شون به جای اینکه به روبرو باشه به سمت چپ و راست متمایل بودند.

وقتی قدرت دیدن زیبایی و تمناهاش رو پیدا کردم برایم خیلی خواستنی تر شد. داشتم به چهل سالگی میرسیدم و یه حس و آرامشی پیش مریم داشتم که قبلا تجربه نکرده بودم. دیگه هول نمیزدم.

وقتی میومد خونه ام، دم در روبروم می ایستاد و به من نگاه می کرد. می فهمید که دوست داشتم بهش لذت بدم. با مریم بود که حس کردم لذت بخشیدن به زن چقدر برای خودم هم دوست داشتنیه. من با لرزیدنش، تمناهاش و ناله هاش و آمدنش، می اومدم.  

احساس غرور می کردم وقتی زنی به این زیبایی و لطیفی رو ارضا می کردم. حس مردانگی ام به اوج می رسید وقتی می دیدم سیر شده و توی آغوشم آروم گرفته. 

درست اون لحظه ها بود که دلم برای همه زنهایی که قبلا توی زندگی ام بودند سوخت. بیچاره ها چی کشیدند از دست هول زدن های من.

ما مردا خیلی دیر یه معشوقه واقعی می شویم.

داستان‌های ممنوع – اولین سکس بعد از مدتها

Artwork by John Fenerov

More from محمود الوند
امشب مهمان من است
۹:۲۰ صبح هول و ولای مهمانی از نیم ساعت پیش بیدارم کرد....
Read More