مسیح علی‌نژاد، اوریانا فالاچی ایران

معمولا وقتی می خواهند از یک نفر به عنوان فرزند خلف کشور نام ببرند، دنبال قهرمانان می گردند. موجوداتی تنومند که توانسته اند هیولاهایی بزرگتر از خودشان را فتیله پیچ کنند مثل تختی یا علی دایی. گاهی هم دانشمندی ژولیده و پریشان را نشان می دهند که توانسته زیر آخرین مولکول یک مولکول دیگر پیدا کند. مثل پروفسور حسابی یا مریم میرزاخانی …

من به این قهرمانان احترام می گذارم اما خودم، شیفته آنتاگونیست‌ها هستم. ضدقهرمانانی که کارشان آشفته ساختن خواب سیاستمداران است.

معصومه علی‌نژاد قمی، وجه زنانه روح آنتاگونیستی ایران معاصر است. این انسان تاثیرگذار از نوع ضد قهرمانانی است که گمان نمی کنم وزنش بیش از پنجاه کیلو باشد، اما در مقابل یک سنت یزرگ ایستاد.

مسیح علی‌نژاد فرزندِ همه ناهنجاری هایی است که جامعه امروز ایران را ملتهب کرده است. او بی شک قهرمان نیست اما مایه فتیلهِ بارانداز حریف را به دست آورده است. او پی برده است پاشنه آشیل طرف مقابل کجاست.

او روزنامه نگاری است که تعریف و هدف مشخصی برای خودش یافته است. او موضوع حجاب اجباری را برگزید چون خودش هم درگیر آن بود. کشف حجابش در خارج کشور هم به شیوه خودش صورت گرفت. نرفت که در روز دوم با بیکینی ظاهر گردد. کشف حجاب برایش طول کشید، مدتی با کلاه گشت تا به شیوه جدید ظاهر زنانه اش عادت کند.

او تاثیر ریشه دار سنت را در بین زنان وطنش می شناسد. او ایمان دارد که حجاب اجباری، تحقیر زنان است. او رهبر نیست، راهگشا است. من در وجود او چیزی می بینم مثل جنبش زیپ های باز 1968 فرانسه. مثل هیپی های کمپ سانفرانسیسکو … مثل فمینیست های امریکایی که کرست های شان را در تظاهرات آتش زدند.

کار آنتاگونیست ها این نیست که خوشایند کسی باشند. اصلا. آنها فقط می خواهند خودشان باشند.

به گمانم این چیزی است که جامعه جوان ایران، این روزها می خواهد و مسیح علینژاد ، دقیقا، ترجمان این خواست است. او یکی از فرزندان ایران است. مگر اینکه خود نخواهد و بخواهد که فقط فرزند پدر و مادرش باشد.

Written By
More from ناشناس

دخمه خجالت و خودکم بینی

سلام. من ۲۴ ساله هستم و ساکن شهری نسبتا بزرگ. از وقتی...
بیشتر بخوان