دلنوشته‌های یک دختر در باره مردان

بدن و روان
وقتی تازه آغاز به رابطه با دنیای مردان کرده بودم. هر مردی، کتابی تازه بود. دوست داشتم همه شان را کشف کنم، فتح کنم. خود را مسافر راه طولانی تصور می کردم که ایستگاه آخرش، آخرین مرد جهان است.

اما چند سال بعد، بدنم و روانم و روحم به آرامش رسید. نوعی بلوغ طبیعی. امروز بدن مرد، در چشمانم هزاران نکته و میدان است. هزاران راز در اوست که به سادگی درک نمی شود. باید زمان گذاشت.روح شگفت مردان، جسم پر رمز و رازشان،اینها همه زمان می خواهد.

زمین و مردان
مردها یکی از دوست داشتنی ترین اتفاقات جهانند.
پایدار بادا!

مرد و شکارچیگری
دیروز در گفتگو با دوستی متوجه شدم که مردان به طور غریزی خاصیت شکارچی بودن شان طبیعی است و برای حس بهتر درشروع رابطه شاید بهتر است که به مردان فرصت شکار کردن داده شود.

وقتی به سوابق آشنائیم نگاه می کردم می دیدم که تقریبا درهیچ کدامشان نقشی فعالی برای آغازکردن رابطه نداشته ام هرچند که تمایلم را به داشتن رابطه نمایان کرده ام اما این روش باید با رعایت کاملِ تامین نظرِ مرد مخاطب همراه باشد.

قضاوت
برخی از دخترانی که به دلیل ترس های فردی یا جمعی، از دوستی و معاشرت با مردان محروم بوده اند، به قضاوت اخلاقی مردان می نشینند.

رابطه و ناآگاهی
آنقدر رابطه جنسی آزاد خصوصا برای زن، در ایران دور از باوراست که حتی از فراگیری آموزشهای ابتدایی نیز محرومیم. خنده دار است که من حتی نمی دانستم که نباید به پسری که در آغاز رابطه هستم اجازه بدهم که بدون مراقبت هایی نظیر کاندوم، با من آمیزش کند. او هم نمی دانست.

نمی دانستیم که باید ازهمدیگر یک نسخه سلامت از نظر بیماریهای قابل انتشارجنسی، درخواست کنیم. که باید زن، مرتب با پزشک زنان خود در ارتباط باشد. که بد نیست برای رفع ابهام از روابطِ جنسی غیرمطمئنی که داشته ایم به مراکز بیماریهای مقاربتی سر بزنیم. مگر ایدز فقط برای دیگران است؟ نمی دانستیم و هنوز خیلی ها نمی دانند. من می نویسم، شاید کمک کوتاهی به دختران و پسران جوان که درآغاز این راه هستند؛ بشود.

 

 

image source

https://goo.gl/images/bWwiwD

More from فرنگیس

برهنه کردن مردان

من نمی دانم این مردهای قدمتوسطِ بدون شکم که با پیراهن های...
بیشتر بخوان