انسان قرار نیست موجود نرمالی باشد

3489639831_78b2f8ce7c_z

برای ما انسانها خیلی مهم است که فکر کنیم نرمال هستیم. ما موجودات اجتماعی هستیم و یک کشش غریزی و طبیعی همواره ما را به سمت همرنگ جماعت شدن می کشاند. کنجکاوی و کشش برای فرد عادی بودن، گاهی کمی مشکل آفرین می شود چون تصوری که از نرمال داریم می تواند غیرواقعی باشد.

لیست بلند بالایی از افکار و حتی خیالات مثلا ناهنجار وجود دارند نظیر اینکه: من از شدت حسودی به موفقیت دوستم، کم مانده مریض شوم. متنفرم وقتی در مقابل یک آدم مهم به تته پته می افتم و دست و پایم را گم می کنم. نگران گرفتن انواع مرض ها هستم وقتی هر بار باید در توالت عمومی از صندلی مستراح فرنگی استفاده کنم. در باره خواهرِ نامزدم خیالاتی به فکرم خطور می کند. مدام به ذهنم خطور می کند که من فردی چاخان و عوضی هستم …

فرهنگ اجتماعی سعی کرده است تصویری از انسان به عنوان موجودی منظم، معقول و شسته رفته ارائه دهد. تصویری که مبدل به استاندارد انسان بودن شده است. استاندارد و توقعی که تشویق مان می کند از خودمان بدمان بیاید چون آنطور که هستیم و فکر می کنیم مدام یادآوری می کند که ما انسان متعادلی نیستیم.

برای همین گاهی بد نیست فریاد بزنیم دیگر بس است. ما عطای نرمال بودن را به لقایش بخشیدیم. ما دوست نداریم مدام احساس حقارت و شرم کنیم. ما نمی خواهیم آرام، متین و منطقی جلوه کنیم. همه این پیشفرض ها که در جامعه در باره نرمال بودن وجود دارد در حقیقت برای کنترل تک تک ما است.

به جای همه اینها بپذیریم که نرمال بودن می تواند برعکس، سرکش و بدون ضبط و ربط هم باشد. شاید بد نیست مدام به خودمان یادآوری کنیم که شخصیت انسانها، سرگردان و بی قرار است.

 

On Being Very Normal

http://www.thebookoflife.org/on-being-very-normal/

 

More from سعید داورپناه

چگونه سپاسگزار زندگی باشیم

1- زندگی مسابقه بین من با دیگران نیست نیاز و موقعیت هر انسان...
بیشتر بخوان