نوروز تو راهه

1959411_785465801509690_5395226081904854814_n

تصمیم به ساده زیستن برای من از دوران دانشجوی در اروپا و بویژه زندگی ام در اسپانیا شروع شد. اینجا و آنجا مطالبی در باره زندگی مینیمالیستی می خواندم. یکی از دلایلی که به من اجازه نمی داد رسما خودم را متعهد به این نوع زندگی کنم این بود که می خواستم صبر کنم تا اول کار بگیرم و پس از آنکه قدرت مالی برای خرج کردن داشتم آن را عملی سازم.

اما خیلی پیش از اینها، طبع ساده بودن را به خاطر تجربه بریز و بپاشی که در زندگی ایرانی می دیدم در وجودم پروراندم. دوست نداشتم این حالت مصرف و هدر دادنی که در محیط زندگی ام می دیدم تکرار کنم. کار عجیب و غریبی نمی خواستم انجام دهم فقط امیدوار بودم یک روز بتوانم « کم مصرف باشم» به همین سادگی.

احساس می کردم برای ما ایرانی ها سخت است. به نظر می رسید عادت نکرده ایم به زندگی بدون ریخت و پاش. عادت نداریم به کمتر خوردن و پوشیدن و خرید کردن. عادت کرده ایم اگر توانایی مالی اش را داریم حتما یخچال ها و فریزرهای مان لبریز از گوشت و مرغ و سبزی باشد. به دیدن فضای خالی عادت نداریم. خانه هایمان را از کف تا سقف پر از اسباب و اثاثیه کرده ایم و تا چند سالی از عمرشان می گذرد بوی کهنگی دماغ مان را می آزارد. با کهنگی و از مد افتادگی مهربان نیستیم. با پیرهای مان هم مهربان نیستیم. ما مصرف زده ایم. مصرف خوراک, پوشاک, رابطه جنسی و حتی مصرف انسان ها برای رسیدن به خواسته ها و داشتن امکان بیشتر برای مصرف بیشتر …

در طی روزهای عید لباس های نو می پوشیم. تا خرخره آجیل و میوه و غذا می خوریم. سیزده روز تمام مصرف می کنیم. هرچه را که دم دستمان باشد. خودمان را. دیگران را. اشیا را. طبیعت را و پسمانده های مان را نشانه زوالِ انسان شاداب و سبکبال می دانیم. در کل، سنگین زندگی می کنیم.

ساده زیستی می گوید:
خانه تکانی فقط رفت و روب نیست. نوروز فقط روز از نو، روزی از نو نیست. شاید بد نباشد آنچه را نمی خواهیم بدهیم برود. با چنگ و دندان به هر داشته ای نچسبیم. شاید خانه تکانی نوعی سبک شدن است. به اندازه خورد و خوراک روزانه مان انبار کنیم. به اندازه گرسنگی مان بخوریم. به اندازه پوشاندن برهنگی مان بپوشیم. در این حد معمولی از ساده زیستن، ادعا یا نشانی از عرفان و زندگی سخت زاهدانه لازم نیست داشته باشیم. این ها ساده زیستن است. بیایید فلسفه زندگی ساده را در سال جدید تجربه کنیم. یایید از همین نوروز آغاز کنیم.

نوروزتان شاد. سیزده روزتان سبکبال و پر نشاط. عیدتان مبارک.

غزال تشکر

More from غزال تشکر

چراغ قرمز، شعری از مانا آقایی

در حین هجوم سرسام آور ماشین ها که در مرکز شهر تهران...
بیشتر بخوان