حمام های زنانه و کشف من

Edgar Degas
Edgar Degas

یکی از مرموزترین و بلکه مهیب ترین خاطرات کودکی و نوجوانی من بر می گرده به حمام های عمومی زنانه انقلاب شده بود و بعدش هم جنگ و اینا، نفت و گازوئیل گویا جیره بندی شده بود و حموم های خونگی چراغ هاشون خاموش شده بود.

اون موقع ها هنوز کسب و کاری به نام حمام عمومی هم بود. مامانم هفته ای یه بار از صبح بقچه بندیل می بست و با هم می فتیم حمام. البته اغلب اوقات حمام نمره می گرفت. یعنی حموم های خصوصی که فقط مال یه مشتری بود. اما گاهی هم اتفاق می افتاد که حموم های نمره پر بودن و جا نداشتند و مامانم با اکراه مجبور می شد به همون حموم عمومی رضایت بده …. و درست هم اونجا بود که عجیب ترین و بلکه فجیع ترین خاطره های زندگیم از اندام انسان در مغزم ثبت شد.

زنان پیر و فرتوتی که پوست بدنشون روشون لایه لایه چروک خورده بود. اون هم مقابل بچه ای که همش از تو تلویزیون و مجله ها داشت تصویر و عکس آدم های خوشگل و خوش تیپ به خورد چشم هاش داده می شد.

یادمه وامیستادم و با دو تا چشم گرد و یه دهن باز، خیره خیره بهشون نگاه می کردم و تقلا می کردم در ذهنم تجسم کنم که اون دو تا عضو کیسه مانند که تا سر نافشون کش اومده بود احتمالا معادل همون دو عضو خوش فرم و برجسته و چشم نوازی بود که مدام تو تلویزیون دوربین ها روشون زوم می شدن.

خیلی وقت ها غرق در همین تصورات ناگهان با یه پس گردنی به خودم میومدم. صدای عصبانی که می گفت : به چی زل زدی تولهِ سر به هوا … ننه ات کیه؟ مامانم هم آروم میومد دستم رو می گرفت و می برد یه گوشه که یه وقت شر به پا نشه و آروم می گفت: بچه جان به مردم نگاه نکن خوب نیست!

چند شب پیش تلویزیون یه مستند از قبایل بدوی تو اندونزی گذاشته بود. از همون قبایلی که لباس شون منحصر و مختصر به یه برگ جلوشون هست. اندام های چروکیده پیرزن های قبیله دوباره من رو پرتاب کردند به خاطره هام از حمام عمومی .

راستش موقع تماشای مستند خیلی زور می زدم سعی کنم فارغ از تعریف های زیبایی به اون آدم ها نگاه کنم اما هیچ جوری نتونستم قسمتی از ذهنم رو آروم و خفه کنم که مدام داشت می گفت: «خدا رو شکر که مجبور نیستم در زندگی روزمره بدن های برهنه آدم ها رو تحمل کنم!»

می دونین، شاید عجیب و حتی احمقانه به نظر برسه اما متوجه شدم که نقصان وغیر معمولی بودن بدن ها رو در خلوت راحت تر می تونم تحمل کنم تا در جمع.

شاید حتی احمقانه تر هم به نظر برسه اگه بگم برای من :
عشق با لباس شروع می شه و با برهنگی به اوج می رسه … لباسی که به خاطر من با دقت انتخاب می شه …. پوشیده می شه و لباسی که با اعتماد به من و فقط به دست من کنده می شه … از تن … تنی که با لباس، نقص هاشو در برابر همه چشم ها می پوشونه و بعد با اعتماد تمام به من هدیه می ده!

صبا صاد

 

Written By
More from صبا صاد

شکایت فوتبال ایران رد شد اما

دیشب تا صبح یک چشم باز و یک چشم بسته گزارش لحظه به...
بیشتر بخوان
  • MANCHESTER

    بهترین تیتر ممکن!! فقط یه زن میتونه همچین کشف احمقانه ای از یه موضوع مثل این داشته باشه!!!!

    • marderooz

      منچستر عزیز کشف اصلی نویسنده و نیت خاطره ایی که بیاد می اورد در پاراگراف های آخر متن نهفته شده است. مرسی

      • MANCHESTER

        مرسی از ارجاع خوب شما….هرچند هنوز معتقدم که حتی با نگاه کردن از این زاویه هم به موضوع، مثال مناسبی انتخاب نشده…پوشاندن نقایص خیلی هم کار انسانی نیست…

        • tembi

          اینکه هنوز باید همدیگه رو توجیح کنیم تا اینکه بفهمیم جریان چیه و چی سرمون داره میاد ،خیلی جالب و خنده داره

      • MANCHESTER

        بنظرم مسیرنهایی این نگرش مارو به جمله ی “حجاب یعنی مصونیت نه محدودیت” میرسونه

    • مهتاب امینی

      چه ربطی به زن بودنش داره آقا؟ جز توهین چیزی از زبونتون بیرون نمیاد چرا شماها؟ وقتی نوشته ضعیف مردی رو هم می خونین بازم میگین فقط یه مرد میتونست همچین کشف احمقانه ای داشته باشه؟ اگه روسری سر کردن فاطی از کچلی باش ینی همه زنای روسری به سر کچلن؟

    • ‫تلویزیون ملی‬‎

      آقای منچستر شما چرا اینقدر با خودت درگیری عزیز من ؟!

  • MANCHESTER

    خب آخه بیشعور خوبه خودتم میگی “اون اندامها رو با اندامای زیبای تلویزیونی مقایسه میکردم”….یعنی اگه از اول با تصویر همین انداما مانوس بودی اصلا همچین نتیجه گیری احمقانه ای نمیکردی!!!

    • marderooz

      منچستر عریر نظرت محترم است ولی اصرارت برای ناسزا گفتن ضرورتی نداشت. مرسی

      • MANCHESTER

        اصلاح شد 🙂

    • شاهرخ

      آخرش را بخوانی هم بد نیست. نتیجه گیری ایشان انجا نوشته شده است.

  • ناهید

    عشق با لباس شروع می شه و با برهنگی به اوج می رسه … معمولا برعکسه

  • Parvin

    saba jaan neveshtehat kashfe hejabe

    ghablan be zoor rosari ro az sare zanha mkeshidan hala be zoor rosary sareshoon mikonan.

  • Bahram Hosseinzadeh

    پيرى نقص نيست و اين اندام طبيعى ترين حالتشون رو دارند متناسب با سن و سال، ارگانهاى جنسى هم وقتى قرار هست بارورى نداشته باشند ضعيف ميشن، چون بيمعنى هست كه زنان و مردان پير دچار التهابات دوران بلوغ جوانان بشوند، عيب در اندام طبيعى نيست در ذهنيت ماست…

  • مهتاب امینی

    ببخشید من متوجه نشدم این نوشته چی میخواست بگه؟
    به نظرم راحت تر و زیباتر بود که عنوان مطلب میبود خاطره ای از ایام کودکی و حمام های عمومی و بدن یا همچین چیزی. کشف کردم و فلان وو.خنده داره واقعا. چقدر خوبه آدم با خودش صادق باشه تا این صداقت به خوانندگان نوشته اش هم منتقل بشه. عزیزم تو مثل همه بچه های دیگه حمام عمومی برات جالب وعجیب بوده همین. 🙂
    حتی برای خاطره نویسی هم نیازی به قدرت قلم و ذره ای شم نویسندگی هست.

    • پیروز

      من هم چیزی دستگیرم نشد. ضمن این که حس کردم نویسنده یک مرد است.

  • اکام

    من خیلی از مباحثتان را میخانم وازاینکه جرات به خرج میدهید وتابوهای جامعه سنتی ودرهم وبرهم مارا بیان میکنید سپاسگذارم اما ازاینم تن من سردرنیاوردم نجای زنانه باید چیزهای دیگه باشه بازم تشکر

  • پیروز

    من این مجله «مرد» را خیلی دوست دارم ولی نمیدونم چرا اینقدر در مورد زن می نویسد. عکس زن٬ دلتنگی های زن٬ فشن زن و حمام زنانه. / این «مرد» ما تلاش هم میکند. مثلا وبلاگ دختری که درباره مردها مینویسد یا دختر سردرگم و مرد صبور. موضوع یک جوری مرد است اما اصل قضیه جریان های زنانه است. بد نیست ما مردها گاهی و فقط گاهی از حس و حال زن ها در مجله مرد بخوانیم. اما آخر ما این «مرد» را دوست داریم دوست نداریم فاز مجله «زن روز» بگیرد.

    • marderooz

      پیروز عزیز لطف و انتقاد توامان شما دلپذیر است. از شما چه پنهان طرح اصلی مجله مرد روز بر پایه تقلید از مجله زن روز بنا شده است:)

      همه مان در یک قاز هستیم. در ۶ میلیارد سال عمر زمین٬ درنگی و شانسی نصیب مان شده است. روزگار هم که به خودی خود ناعادلانه است پس شاید بد نباشد با تفاهم و مهربانی و عشق سپری شود. مرسی

      • HAMID

        به نکته جالبی اشاره شد.
        آیا شما خودتون زن هستید؟

      • پیروز

        ای بلا… آخوندی جواب دادی ها… به صحرای کربلا میزنی / به هر حال دمت گرم و موفق باشید

      • یاتاقان

        پس بگو چرا توهم فمنیستی و زن ستیز دارید
        نگو این رو هم کپی کردین

  • reza

    به نویسنده بگین: اون زمانها که حموم عمومی بعد از انقلاب بوده… تلویزیون انقلابی هم فیلمی نشون نمیداده که تو سینه های خوش فرم ببینی تا بخوای تو حمام با کسی مقایسه کنی

    • Saba SÂd

      سلام
      اون زمان بازار نوار ویدیو و فیلم های خارجی پر رونق بود. از تو تلویزیون فقط شبکه های رسمی تماشا نمی شد. مجلات قبل از انقلاب هنوز تو خیلی از خونه ها بود.
      خاطره من از اندام ها بخشیش مربوط به این جنبه پنهان مانده در چهار دیواری خونه های ایرانی ست.

  • احسان

    من به واقع در مورد مرد بودن مولف شک دارم. بیشتر مطالب گفته شده درباره زنان است و این واقعا رقت انگیز می باشد. من با نظر پیروز کاملن موافق هستم. نکته دیگر اینکه در این مجله بیشتر سعی شده همان دید فمنیست ها تبلیغ شود که امیدوارم رویه نویسنده تغییر کند که موجبات درگیری های زننده ایجاد نشود.

  • مجید

    این قسمتش که شاید حتی احمقانه تر هم به نظر برسه ، زیبا بود !

  • جواد غربتی

    تجربه ای بسیار شیرین و نگاهی دقیق!
    بر تائید شما بسته بندی زیبا کالا را جذاب میکند، اما هیچکسی کالایی را برای
    بار دوم بخاطربسته بندی زیبا نمیخرد اگراصل کالا سلیقۀ اورا باراول راضی نکرده باشد!

    موفق

  • هدایتی

    به دلیل یک بیماری تا مدت ها مادرم منو با خود به حموم عمومی می برد . کم کم زنان محل شاکی شدن که این پسر بزرگ شده ونباید به حموم زنانه بیاریش ! می خوام یه واقعیتی را بیان کنم که بعد ها به این نتیجه رسیدم که علت بلوغ زودرس در من این دید زدنها بوده است .اما چون فیلم و عکسی ندیده بودم برام تفاوتی در نوع اندام نداشت .

  • مرضیه

    خوب ما قدیما حمام های عمومی داشتیم، الان نداریم، اما تو اکثر کشورها ساحل ها و پارک هایی وجود داره که ملت کاملاً برهنه و لخت می چرخن توش!!! و مطمئناً اندامهای اکثرشون هم تراشیده و بی عیب و نقص نیست! قطعاً انسانها وقتی پیر میشن چروکیده و دفورمه میشه بدنشون، زنها پستانهاشون تا زیر شیکمشون آویزون میشه و مردها بیضه هاشون تا زانوهاشون! ولی اونها بدنشون رو همونطور که هست دوست دارند و وقتی تو ساحل می بینیشون که با چه اعتماد به نفسی همه رو می ندازن بیرون و لذت می برن خوشت میاد! لباس جلوه خاصی به بدن میده اما از این بدنی هم که در حال حاضر داریم و با گذران عمر هم دستخوش تغییر میشه نباید بدمون بیاد و نکوهشش کنیم …

  • والا

    از دیدن بدن مردهای پیر و فرتوت هم حیرت زده میشی؟! با خودت چطور کنار میایی وقتی پیر شدی؟!

  • والا

    متن رو کامل خوندم! به نظر میرسه شما فقط با بدن برهنه زن ها مشکل داری! اون هم زن های مسن یا شاید زن های چاق! شستشوی مغزی زیادی شدی توسط رسانه ها و معلوم نیست با خودت در پیری چطور کنار خواهی اومد! فقط من نفهمیدم چطور در دهه شصت توی تلویزیون عکس سینه زنهای سکسی رو نشون می دادند؟!!!