رابطه فرد سرویس دهنده و فرد خودخواه

Image David Burns
Image David Burns

حتماً در زندگی پیرامون خودتان، شاهد رابطه یکجانبه بین افرادی بوده اید که یکی شان سرویس دهنده است و دیگری فقط گیرنده. این نوع روابط در حالت اولیه خود، نیازها و خصلت های فردی دو نوع مشخص از انسانها را تامین می کند. متاسفانه اما، در بسیاری از موارد این همنشینی، فرجام های مناسبی در پی ندارد.

روانشناس و مدرس دانشگاه کالیفرنیا دکتر Margalis Fjelstad که سالها در مورد رابطه سرویس دهنده و فرد خودخواه تحقیق کرده و کتابی نیز در این زمینه منتشر کرده است توانسته وضعیت فوق را  که باعث به هم خوردن روابط دوستی و زناشویی بسیاری می شود ترسیم کند. او ابایی ندارد که فرد اولی را با عنوان مراقب و مواظبت کننده  توصیف کند و از فرد مقابلش با عنوان گول زننده احساسات یاد کند.

آدم عاطفی و سرویس دهنده همیشه مراقب احساسات، نیازها و درخواست های افراد دیگر است. به نظر دکتر امریکایی، آدم های مراقب و مواظب برای اینکه « آرامشِ یک رابطه» حفظ شود از نیازها و  احساسات خود صرفنظر می کنند و با وجود سوء استفاده مداوم فرد مقابل، به رفتار خود ادامه می دهند.

آدم های که دستِ دهنده دارند ذاتاً خونگرم، مهربان و با گذشت هستند. آدمهایی هستند که می توان به آنها تکیه کرد. آنها افراد اهل سازش و تمکین هستند. تاکید زیادی بر انسان خوب بودن و شرم از گناه دارند. آنها ترجیح می دهند خشم و نفرت و حتی افسردگی را در درون خود نگه دارند تا مبادا با ابراز آن، به دیگری منتقل یابد. همه این خصوصیات، همنشینی کاملی دارد با خصلت های افراد سرویس گیرنده و خودخواه که البته قدرت کنترل و سوء استفاده از احساسات و عاطفهِ سرویس دهنده ها را دارند.

مسئله کلیدی این است که افراد سرویس دهنده کشش زیادی به افراد متضاد خود دارند. معمولاً روابط اینگونه، شروع خوبی هم دارد و آدمها در جای خودشان به وجود دیگری پیوند می خورند. بسیاری از افراد سرویس دهنده از عدم تعادل رابطه ایجاد شده با خبر نیستند و متاسفانه اغلب شان، همچنان امیدوارند با ادامه خوبی ها و ایثار، چرخه ناسالم و یکطرفه را بشکنند.

ولی پس از مدتی کفه ترازوی دادن و گرفتن به هم می خورد، اولاً به خاطر اینکه فرد گیرنده مدام بر درخواست هایش می افزاید و از طرف دیگر، فرد سرویس دهنده با وجود آنکه به طور طبیعی بر احساس پشیمانی و اندوه درونی اش افزوده می شود بها امید  بهبود اوضاع از سرویسش نمی کاهد ترس از به هم خوردن رابطه نیز، فرد سرویس دهنده را در ادامه کارش مصمم می سازد ولی  بده بستان غلطی که وجود دارد امکان تعادل و تفاهم برای این بن بست ناهنجار ایجاد نخواهد شد.

تاثیرات منفی روحی و شخصیتی بر افرادِ همیشه مراقب و مواظب زیاد است و اگر افراد مزبور قادر به شکستن این کلاف در هم گره خورده  نباشند روز به روز از عدم اعتماد کمتر، انرژی بخشاینده کمتر برخوردار خواهند شد و احتمال افسردگی، گوشه گیری و دلسرد شدن از آدمها در آنها زیاد می شود.

تنها راه حل از دید دکتر Margalis Fjelstad این است که : « سرویس دهنده ها به خودشان و احساسات شان بهای بیشتری بدهند. به همان اندازه که به فرد مقابل احترام قائل می شوند و رعایت شان را می کنند باید برای خودشان هم حساب باز کنند. برج و بارویی از احترام و استقلال به دور خودشان بکشند و اجازه ندهند هیچکس آن را نادیده بگیرد. مهمتر از همه یاد بگیرند در یک رابطه نابرابر، برای حق خود بجنگند و کوتاه نیایند. در ضمن اگر شرایط مقابله وجود ندارد از آن رابطه به سرعت دور شوند.»

 

When Relationships Are Based on Manipulation – Margalis Fjelstad

http://www.psychologytoday.com/blog/stop-caretaking-the-borderline-or-narcissist/201404/when-relationships-are-based-manipulation?tr=MostViewed

http://www.freedigitalphotos.net

More from ترجمه‌ی محمد رادفر

رابطه افسردگی با شرم

بر طبق تعریفی که از نظر علمی برای افسردگی پذیرفته‌شده است، پدیده‌های...
بیشتر بخوان
  • Hamid

    مقاله ی جالبی بود …البته معمولا همه فکر میکنند که سرویس دهنده هستند… فکر میکنند که دارن از خود گذشتگی میکنن و رابطه رو حفظ میکنند.

    • mary

      به نکته خوبی‌ اشاره کردید، بخصوص اینکه شخص دریافت کننده تصور می‌کند تحمل سرویس دهنده خود یک نوع سرویس دهی‌ است.

    • مهسا

      اگر کسی فکر می کنه که سرویس دهنده است، خوب شایدم هست و احساس آسیب دیدن از یه رابطه اذیتش می کنه. چون سرویس گیرنده ها اونقدر خود خواه و خودپسند هستن که با خوندن چنین مطلبی، قطعا در دورن خودشون می گن: «خوب میخواست سرویس نده!» و میرن سراغ یه مطلب دیگه؛ بی هیچ احساسی از غبن و پشیمانی.

  • مهسا

    به حقیقت بهترین روش رها کردن چنین رابطه ی مسمومی هست. روند این دور باطل رو خوب ترسیم کرده بود.

  • مهرداد

    آنها ترجیح می دهند خشم و نفرت و حتی افسردگی را در درون خود نگه دارند تا مبادا با ابراز آن، به دیگری منتقل یابد.
    فعل صحیح ” انتقال یابد” یا منتقل شود”

  • کوروش

    مشکل قسمت “متاسفانه اغلب شان، همچنان امیدوارند با ادامه خوبی ها و ایثار، چرخه ناسالم و یکطرفه را بشکنند.” هست که باعث میشه به فکر تغییر روش و درمان رابطه نباشن.

  • sasan

    مقاله ای بسیار جالب بود. و در اینجور مواقع باید برجگهای سرویس گیرنده و فرد خودخواه رو در هم کوبید.

  • اصغر

    لامصب همه هم که آدم خوبه ان!

  • صابر

    من چرا از دخترای مغرور خوشم میاد با اینکه از آدمای مغرور متنفرم ؟ دست خودم نیست کسی مطلبی اطلاعی از این موضوع نداره ؟

    • ماریا

      من میدونم چرا

  • میهمان

    چند ساله که شاهد یه همچین رابطه ای بین مادر مراقبم و برادر بزرگتر خودخواهم هستم!
    و در صورت ایراد گرفتن به این قضیه (که باعث بوجود اومدن یک آدم کاملن بی مسئولیت شده)؛ متهم به حسادت و تنگ نظری شدم!
    نکته ی جالب این قضیه اینجاست که این رابطه بین “مادرم” و “من یا خواهرم و یا پدرم” وجود نداره..

    تا اونجایی که خودم نسبت به این قضیه وقت گذاشتم.. انسان مراقب فقط به انسان خودخواه توجه نشون میده! برای مثال اگه برادرم با 33 سال سن از مادرم آب بخواد! مادر 57 سالم اینکارو براش انجام میده.. (برعکس همین عمل ساده به هیچ عنوان اتفاق نمیفته) ولی اگه من با 25 سال سن این حرفو بزنم مادرم ازم ناراحت میشه

  • Ali farahaani

    من تجربه یه رابطه اینچنیی رو داشتم دقیقا موضوغ امید و دلبستگی که اشاره شده باعث شد دوسال طول بکشه و در نهایت یه سه ماهی هست که تمومش کردم رابطه رو .گاهی اوقات فک می کنم به این ضرب المثل “نیکی که از حد بگذرد ابله خیال بد کند” اما خب کلا رابطه خیلی منطق نمیشناسه