مرض مدرنِ مردان و علاج آن

barbershoppy_3126573k

آمار چند سال گذشته تحصیلات عالیه اکثر کشورهای اروپا و امریکا و بسیاری از کشورهای در حال توسعه، حاکی از این حقیقت است که نسبت فارغ التحصیلان زن بیشتر از مردان شده است. چرا مردان از قافله تحصیلات و تخصص های معاصر عقب مانده اند؟ چرا انگیزه و انرژی مردان مثل سابق نیست؟

از قول متتفکر آمریکایی اوایل قرن بیستم «T.K. Whipple» در مقاله «مرض مدرن مردان و علاج آن» نقل شده است که: «اجداد ما، مردان قدیم، در دنیای وحشی زندگی می‌کردند ولی آرزوی انسانیت و تمدن در وجودشان می‌تپید. در حال حاضر ما فرصت زندگی در دنیای متمدن را داریم ولی بعضی از ما به خاطر تغییرات زیاد جامعه، بدمان نمی آید که مثل اجدادمان زندگی می کردیم»

برای هزاران سال ما مردان، شکارچیان قهاری بودیم که باید غذای خانواده‌مان را تهیه می‌کردیم. هزاران سال بعد، ما مردان، جنگجویان شجاعی شدیم که حفاظت قبیله، خانواده و اموال، به وظیفه روزانه ما تبدیل شده بود. قرن‌ها را پشت سر گذاشتیم تا آن‌که بالاخره توانستیم قوانین، اخلاق و مذاهبی را تدارک ببینیم که حقانیت، برتری جسمی، جنسی و فکری ما مردان را تائید و محافظت کند.

اکثریت جمعیت باسواد شهرها و اغلب قانونگذاران شهر‌ها را ما مردها تشکیل داده بودیم. در واقعیت، تقریباًً تمامی شاعران، فیلسوفان، هنرمندان و نمایندگان خدا روی زمین ما مردان بودیم. ما حق آموزش، تهیه درآمد و حق ارث و حتی حق مالکیت بر زمین را برای خودمان بر قرار کردیم. ما مردان، مدت بسیار طولانی وضعیت را به شیوه کاملاً دلخواه و بر اساس مزیت‌های جسمی و غریزی خود حفظ کردیم.

زندگی جدید، آرامش و امنیت فردی، بالارفتن سطح استاندارد زندگی و در کنار همه آنها، بالا رفتن توقع طبیعی زنان برای رسیدن به موقعیت انسانی تر و هزاران عامل کوچک و بزرگ دست به‌دست هم داده‌اند تا ما مردان به نقطه کمابیش خطرناکی برسیم و متوجه شویم دیگر خبری از کبکبه و دبدبه سابق نخواهد بود.

در دنیای معاصر نیازی به قدرت شکار و تهیه غذا توسط ما مردان سریع و چابک وجود ندارد. وظیفه دفاع از محله، شهر و کشور را نیز به افراد حقوق بگیر سپردیم و به همین خاطر وظیفه حمایت از عزیزان نیز کمابیش از ما سلب شد.

مهم‌تر از همه آن‌که از اواخر دهه ۶۰ میلادی زندگی اجتماعی و تحولاتی نظیر افزایش درآمد و استقلال زنان با کشف قرص ضد حاملگی دست به دست هم دادند تا به شکل قابل توجهی، کنترل جنسی ما بر زنان نیز از سیطره خارج شود.

بخشی از ما مردان به رشد شتابان زنان برای داشتن همه حقوقی که همیشه متعلق به ما بوده است اعتراض می کنیم و سرسختانه بر ضعیف بودن و کمتر بودن قدرت و صلاحیت زنان اصرار می ورزیم.

چرخش سرسام‌آور تغییرات و  از دست دادن امتیازاتی که به آن خو کرده بودیم بعضی از ما مردان را خشمگین و بعضی دیگر را دچار یاس و انفعال و رفتار «الکی خوش» ساخت.

البته بخش رو به گسترشی از ما مردان، پی بردیم که از دل این همه تغییر می‌توانیم بار دیگر با تکیه بر خلاقیت، شجاعت، مسئولیت‌پذیری، میل حمایت و سرپرستی که از ویژگی‌های متمایز ما مردان است، سهم مثبت خود را در تحول و تکامل اجتماع به عهده بگیریم.

 

پی‌نوشت‌ها:

T.K. Whipple

The Cure for the Modern Male Malaise by Brett McKay

http://artofmanliness.com/2011/05/09/the-cure-for-the-modern-male-malaise-the-5-switches-of-manliness/

More from سعید داورپناه

نظر یک فیلسوف در باره افرادی که از عشق می گریزند

همه ما می خواهیم عشق را تجربه کنیم ولی خیلی از ما احساس خوبی نداریم وقتی...
بیشتر بخوان
  • ندارم

    در زمانی که مردان می ساختن و میشکافتن ، چه خوب و چه بد ، زنان منفعل بودن .الان هم بجای خاصی نرسیدند ،فقط سهم خواهی ذاتی و تاریخیشان تغییر نکرده و شدیدتر شده .بیشتر از آنچه شما از پناه بردن مردان به خوشیها فرمودید ،این زنان هستند که روزی 4 ساعت روی کاناپه لم میدن و فارسی1 میبینن یا با تلفنهای خودشان صدا را به حرارت تبدیل میکنن

  • ندارم

    و هنوز هم منتظرند تا مردی آنها را خوشبخت کند .تمامی اینها نه آزادی بلکه راهی برای بیرون کشیدن زنان بعنوان کارگرانی ارزان و کم هوشتر در جامعه رقابتی امروز هست .این سیاست مردان هست که زنان خانه باشند یا مزرعه و یا در وزارتخانه

    • مهرداد

      عالی گفتید درود بر شما

  • مرد دیروز

    عالی As Always

  • احسان

    در تکمیل صحبت ها باید بگم که چیزی که به زنان بیشتر داده شده حقوق مسلم و برابر نبوده بلکه تنها امتیازات اضافی بوده که به بهانه های مختلف از سوی سیاست مداران برای کنترل بیشتر جامعه و مهار جنس مذکر گرفته شده.

  • amin

    به کشور سویس نگاه کنید بالاترین حد برابری زن و مرد رو دارن و در عین حال بالاترین امار تجرد و طلاق و کودکان حرام زاده اینا اتفاقیه؟