تلاش برای رسیدن به حس شگفتی

یک حسی وجود دارد که به ناگهان در افراد بروز پیدا می کنید. حسی که هم مجذوب می کند و هم مرعوب. در انگلیسی به این کلمه می گویند Awe که نوعی از شفگت زدگی است.

شروع تاکید بر اهمیت و منفعت این حس ذوق و شعف حدود ۳۰۰ سال پیش در نظرات یک فیلسوف انگلیسی به نام « ادموند بارک» بازتاب یافت. به نظر او حس شگفتی از دیدن یک رشته کوه یا یک رودخانه پر خروش یا هر نشانه عظیم در طبیعت یا حتی یک ساختمان متروک تاریخی ایجاد می شود.

او مطرح کرد که حس شگفتی از دیدن نشانه های خاص و پر عظمت باعث نوعی ترس می شود که حس ناچیزبودن خودمان را به رخ می کشد. فروید معتقد بود حس شگفتی یا حس عظیم به قول خودش ( oceanic feeling ) نوعی واکنش احساسی از دیدن عظمت دنیای بیرون از خود است. یک حس بدوی و جامانده از محدودیتی که انسانها در طبیعت داشته اند. چیزی شبیه ترس یا ابراز وجود غریزه « من» در دوران خردسالی انسانها…

تعریف بعدی توسط نظریه پرداز و روانشناس امریکایی « آبراهام مزلو» صورت گرفته است که حس شگفتی و درهم تنیده شدن یک انسان با محیط پیرامون را « تجربه نهایی» از نیازهای بشری می بیند.

این اواخر با رشد علم روانشناسی و توضیح و تشریح احساسات و ویژگی های انسانی از دریچه علم عصب شناسی، منفعت موثر شگفت زدگی، مدام مطرح می شود. توصیه و تشویق پیگیر وجود دارد که جتی اگر شده با یک قدم زدن معمولی در طبیعت یا کوهنوردی یا سفرهای کوچک به خودمان فرصت دهیم تا احساس شگرفی و جذابیت و مرعوبیت طبیعت را همزمان تجربه کنیم.

می گویند ذهن افراد بخش زیادی از افکار و تاثیرات مسموم به جا مانده در مغز و بدن را با این تجربه حسی از خود دور می کند و حس سبکبالی و نشاط فراهم می آورد.

حس شگفت زدگی، ذوق زدگی، ترسی که دوست داشتنی است و … اتفاقی است که باعث ایجاد شوک های کوچک به عادت ها و باورهای ما می شود. حسی که به کاهش خودشیفتگی و خوخواهی منجر خواهد شد. چون می تواند ما را بخش به هم پیوسته ایی از انسانها و موجودات روی زمین و طبیعت بسازد.

حسی که ناخودآگاه ما را مهربانتر می سازد. حتما تامل و تاکید در باره این حس Awe در ادبیات و عرفان ایرانی نیز تحت وجود دارد چون یک تجربه انسانی است و همه باورهای بشری آن را به سهم خود در فرهنگ خودگردآورده اند.