رای دادن مردم عادی در انتخابات، ۱۰۰ سال هم قدمت ندارد

به خاطر وضعیت های غیرعادی و استثنایی در طول تاریخ تمدن، گاهی پادشاهان یا رهبران سیاسی جوامع بشری، توسط انتخابات تعیین می شد. معمولا هم اقشار خاص نظیر جنگجویان، زمین داران و ریش سفیدان یک جامعه، فرصت می یافتند رهبری سیاسی یک جامعه را تعیین کنند.

در ایران برای اولین حدود ۱۱۵ سال پیش مظفرالدین شاه فرمان تشکیل اولین مجلس شورای ملی را صادر کرد:
« مصمم شدیم که مجلس شورای ملی از منتخبین شاهزادگان قاجاریه، علماء، اعیان، اشراف، ملاکین و تجار و اصناف تشکیل و تنظیم شود«

همان مجلس شورای ملی برای اولین بار حق رای دادن مردم ایران را محدود به این شرایط دانست:

۱- شاهزادگان قاجار، روحانیون، اشراف، تجار، زمین‌داران و اصناف به فرمان شاه می‌توانستند نمایندگان خود را برگزینند و از مردم عادی کسانی حق رأی داشتند که ملکی به ارزش دست کم هزار تومان می‌داشتند.

۲- شرط جنسیت: زن‌ها حق رأی نداشتند

انتخابات و حق رای شهروندان در قرن ۱۹ اروپا هم به متعلق به طبقات ثروتمند بود ولی به مرور گسترش یافت و کم کم به همه «مردان» جامعه تعلق گرفت. زنان و رنگین پوستان ، بومیان امریکا و استرالیا هنوز از رای دادن محروم بودند.

از اواسط قرن بیستم حق رای هر انسان بدون توجه به جنسیت یا موقعیت اقتصادی یا نژاد، در اکثر کشورهای جهان به رسمیت شناخته شد.

دمکراسی در شیوه اقتصاد بازار آزاد یک وسیله اصلی و ضروری است. دمکراسی قرار است مبنای برقرای تعادل و همکاری توام با رقابت طبقات ثروتمند و متوسط جامعه باشد.

اما با افزایش انواع اقشار بینابینی و ایجاد وضعیت زندگی هایی که به بالاتر از خط فقر رسیده بود به مردم عادی اجازه رای داده شد. برای همین، کم کم اهمیت رای تک تک افراد جامعه بیشتر شد.

در دمکراسی کنونی دنیا، با وجود آنکه همچنان انتخاب شوندگان ( مدیران سیاسی) جزو احزابی هستند که از ثروت و قدرت اقتصادی بالایی برخوردارند ولی گسترش دانش عمومی به ایجاد احزابی منجر شد که متوجه قدرت طبقات غیرثروتمند هم هستند.

دنیای دمکراسی کنونی همچنان اما و اگرها و تاثیر قدرتمندان و صاحبان رسانه های سراسری را با خود یدک می کشد ولی رای شهروندان همچنان و به مرور افزایش می یابد.

حتما قرار نیست به محض افزایش قدرت شهروندان و طبقات فقیر، شاهد انتخابات کامل و عاقلانه باشیم. اما فرصت رای دادن و شرکت در تصمیم گیری توسط مردم عادی و تجربیاتی که به هر حال ایجاد می شود، نتیجه ایی جز کاهش تسلط طبقات قدرتمند نخواهد داشت.

هزاران سال افراد برگزیده برای جوامع بشری تصمیم گرفتند و حتما دقت و انگیزه های مخصوص برای منافع خودشان را یاد گرفتند. شهروندان جهان هم بدون شک پس از تلو تلو خوردن و تاثیر گرفتن از رسانه ها، در طی آزمون و خطا می آموزند که از حق رای و دمکراسی استفاده کنند.

More from ونداد زمانی

میزانتروپ کیست؟

[caption id="attachment_57170" align="aligncenter" width="644"] Bruegel. The Misanthrope. 1568[/caption] میزانتروپی نوعی نگاه بدبینابه...
بیشتر بخوان