چگونه جلوی عوضی بودن خود را بگیریم

آدم عوضی به یکباره تبدیل به فردی نشده است که عین خیالش نیست دیگران در صف ایستاده اند یا چقدر  راحت با ماشینش، راه دیگران را سد می کند یا یک نفر آدم ضعیف و خجالتی را در جمع گیر می آورد و  تا می تواند بارش می کند.

آدم عوضی و ناراحت که از صبح تا شب مشغول ایرادگیری و مسخره کردن و تحقیر دیگران است در درجه اول بر افسردگی، ضعف و تنهایی خودش، سرپوش می گذارد.

خیلی از آدم های عوضی دیر یا زود می فهمند که آدم های ناراحتی هستند چون جسته و گریخته متوجه قضاوت دیگران نسبت به خود می شوند اما هچنان عوضی می مانند.  آنها زرنگ و رک هستند و خیلی  وقتها سر به سر گذاشتن دیگران و انتقادهایشان در جای خودش، درست است.

این واقعیت دلیل نمی شود که یک آدم عوضی که قدرت مقابله با شکنندگی و ضعف و خطای دیگران را دارد برای خودش مدام همه چیز را به هم بزند و پیش برود. چون نیت و انگیزه یک آدم عوضی در اصل، پنهان کردن غم و ترس و بی اعتمادی و حتی نفرت از خودش است.

آدم عوضی بودن آسان و لذتبخش است چون نمی گذارد احساسات بد در درون فرد تلنبار شود و در هر فرصتی غم و توقع خودش را سر یک نفر خراب می کند.

اما آدم عوضی وقتی متوجه عکس العمل و قضاوت صریح یا حتی  پنهانی دیگران نسبت به خودش می شود همه احساس پیروزی و قدرتی که به دست آورده است برایش تبدیل به سم می شود. برایش یادآوری می شود که درون سیاه و بدبختی دارد و ناراحت است که چرا او را به درستی نمی فهمند.

یک آدم عوضی مثل یک شعبده باز مدام با حمله و تحقیر و توهین و خرد کردن دیگران، کمی آرام می شود و بعد به خاطر اعمالی که از او  سر می زند و انرژی فراوانی که برای دیده شدن و کسب احترام صرف می کند عوضی بودنش برای خودش و دیگران لو می رود.

مرز بین انتقام های کوچکی که هر روز یک آدم عوضی از دنیا به خاطر ناراحت بودن وضعیت خودش می گیرد و واکنش منفی که او را تا حدودی نقره داغ می کند باعث می شود که مدام برگردد به همان میدان اول که متوجه شود فردی است تنها، افسرده و ترسو که هیچکس او را واقعاً دوست ندارد.

برای بیرون آمدن از این چرخش مکرر و اذیت کننده خود و دیگران، یک آدم عوضی هم کمک به هدایت یک روانشناس دارد و هم می تواند در طی سالها و با جدیت تمام و صبورانه خودش را از مخمصه ای که زندگی برایش ایجاد کرده است برهاند.

قدم اول این است که بفهمد مشکل و ناراحتی و ناهنجاری که در دیگران می بیند و حساسش  می کند و فکر می کند با تشر و رندی و زبان زهردار، می تواند آنها را تصحیح کند در حقیقت حمله به خودش است. آدم عوضی، مخاطب اصلی اش خودش است.

آدم ناراحت و بهانه گیر و خودحق بین که تحمل ضعف و رفتار دیگران را بر اساس استاندارد خود ندارد در درجه اول، تحملِ ضعف و شکنندگی و ملاک استاندارد نبودنِ خودش را ندارد.

همه ما انسانها مشکل و ضعف و تعصب و تربیت و عادت های ناپسند داریم. همه ما افسرده و خشمگین و خطاکار هم هستیم. اگر به این سطح از درک  شخصیت خود برسیم دیگر جرئت و شجاعت اذیت کردن دیگران را نخواهیم داشت. دیگر به راحتی حق دیگران را زیر پا نمی گذاریم.

 

 

 

 

‘How Do I Stop Being an Asshole?’ 

I’ve become a New York City asshole

I Acted Like an Asshole for a Week to See if it Would Make My Life Better

Image Source

MM.NET

More from سعید داورپناه

میلیاردرهای جهان در این لحظه

شاید همه ما در بین اقوام وآشنایان، آدم های بسیار هدفمندی را...
بیشتر بخوان