خودخواهی انسان معاصر می‌تواند عملا نوعی از خودگذشتگی باشد

ما موجوداتی هستیم متاثر از هزاران سال باید و نباید که همواره از طریق مذاهب، حکومت ها و البته فرهنگ به ما منتقل شده است. علم زیست شناسی ژنتیک می گوید که وقتی رفتاری چند هزار سال تبلیغ و ترویج شود، در ژن بشر ریشه می دواند و جزئی از برنامه ی مغزی می شود که با آن به دنیا می آییم.

یکی از این ویژگی ها، که بدون شک از عوامل اصلی بقا و تکامل انسان در طی میلیون ها سال بوده، خاصیت «فداکاری» است. بشر، جزو معدود حیوانات اجتماعی است که برای هم نوعش خطر می کند، از خودش می گذرد و نفع گروه را، به منافع شخصی اش ترجیح می دهد. بنابراین، همه ما با خاصیت موروثی «فداکاری برای دیگران» متولد شده ایم.

اما در ضمن توصیه های روز روانشناسی قرار دارد که از عزت نفس و اولویت دادن به خود می گوید. روانشناسان معاصر معتقدند که برای انسانها که ذاتاً اجتماعی هستند از خودگذشتگی می تواند شکل جدید پیدا کند. یعنی اگر این روزها بتوانیم به یک فردیت مستقل برسیم به خودی خود قدرت ازخودگذشتگی مان بیشتر می شود.

برای همین خیلی مهم است که ابتدا، خودمان را بشناسیم و تعریف کنیم. تا درست ندانیم چه می خواهیم، از چه اموری لذت می برید، اهداف مان چیست، قشری که از معاشرت با آنها لذت می برید کدام است، چه کارهایی ما را به هیجان می آورند و چه کارهایی آرامش به خیال مان می ریزند قادر به درک و احترام خواسته دیگران نخواهیم بود.

تا این امور شخصی و سلیقه ای برای ما آشکار و عیان نباشند، هر گونه اولویت دادنی به خودمان را خودخواهی و باری به هر جهت بودن ندانیم. فقط وقتی برای ارزش دادن به خودمان، مبنایی نداریم، خیلی سریع دچار عذاب وجدان می شویم.

اولین و مهم ترین قدم برای عزت نفس این است که با مبنای اعمال و مرام های خودمان آشنا باشیم. فقط در این صورت است که می توانیم برای مرز بین خودخواهی و احترام به خود، تفاوت قائل شویم.

ازخودگذشتگی ذاتی که ازاجداد ما به ارث رسیده می تواند باخودخواهی های آگاهانه ما ترکیب شوند و دنیا و دیگران را هم به اندازه خودمان مهم و محق ببینیم.

ّimage Source https://lonerwolf.com

More from سارا زمانی

به زیبایی اجحاف شده است

من خیلی به موضوعات مهم زندگی ام فکر می کنم ولی نه...
بیشتر بخوان