چرا غربی ها از ربات می ترسند ولی ژاپنی‌ها نه

وجود عمومی غرب بر اساس مذاهب  تک خدایی دره نیل استوار است. مذاهبی که بر خاص بودن انسان تاکید دارند. انسان در این مذاهب، موجود برگزیده ایی است که بعد از عبور از امتحانات، دوباره به خدا باز می گردد.

اما برای ژاپنی ها که مذهب رسمی شان « شینتو» است، خدایی در کار نیست ولی همه موجودات زنده حتی اجسام، روح و معنویت دارند. در این مذهب، انسان مرکز کائنات نیست و یک خدای قدرتمند شبیه انسان، پدر بشر نیست.

نظریه معروفی در باره تحول بشر وجود دارد که معتقد است بشر قبل از شروع کشاورزی و اهلی کردن بعضی حیوانات، فکر نمی کرد که موجود خاصی است. اما تبحر و تحول تکنولوژی هایش، او را به حس یگانه و برتر بودن سوق داد.

از آن پس، بین انسان و طبیعت یک جدایی اساسی صورت گرفت. وقتی هم که غرب در قرن 19 موفق شد بیشترین تحول صنعتی را تدارک ببیند شکاف بین انسان و سایر پدیده های زمین بیشتر شد. از آن پس همه زمین قرار شد در خدمت بشر، تغییر یابد.

اما در این نوع از دیدن دنیا، در اوج تکنولوژی، انسان خودمحور، که فکر می کند خاص و برگزیده است دچار دلهره می شود وقتی یک ربات بیشتر و بهتر و بی خطاتر از او کار می کند.

ژاپنی ها چون دنیا را بر محور انسان و منافع ویژه اش نمی بینند از دیدن یک ربات که به اندازه ده و یا حتی صد کشاورز، مواد غذایی تولید می کند به وجد می آیند.

مذهب «شینتو» چون تفاوت و سهم بیشتری برای انسان در برابر سایر موجودات و اشیاه، قائل نیست با دیدن یک ربات هوشمند و سختکوش ومفید، ترسی به دلش راه نمی یابد. چون آدم ماشینی را جزوی از یک کل مشترک و همسطح با خود می بیند. آنها از باختن مسابقه شطرنج به ربات نمی ترسند

برای همین، ژاپنی ها برای ربات های شان  شخصیت قائل هستند. آنها را مثل سایر پدیده ها و خودشان، دارای روح می دانند. به آنها اسم و لقب می دهد. برای ربات شان مجلس ترحیم می گیرند و …

بر اساس زاویه دید مذهب شینتو، افزایش قابلیت ربات ها، درس بزرگی به انسان می دهد و آن اینکه بفهمند پدیده های دیگر سیاره ما می توانند به شکل های مختلف، برتر از انسان باشند یا بشوند.

 

 

WHY WESTERNERS FEAR ROBOTS AND THE JAPANESE DO NOT

Photo by Jens Johnsson on Unsplash

 

 

More from سعید داورپناه

انسان قرار نیست موجود نرمالی باشد

برای ما انسانها خیلی مهم است که فکر کنیم نرمال هستیم. ما موجودات اجتماعی هستیم و یک کشش...
بیشتر بخوان