نظر یک فیلسوف در باره آرامش

این روزها همه بشر، خیلی بیشتر و عمومی تر از دنیای قدیم، در جستجوی آرامش است چون به همان اندازه دچار تشویش و تردید است. دلایل بسیار زیادی برای این جستجوی عمومی وجود دارد که بد نیست بخشی از آنها را با هم مرور کنیم:

1 –  زندگی را کارت پستالی می بینیم

با چنان هیاهویی از زندگی موفق و استاندارد بهتر زندگی، همه جا حرف می زنند که اکثر بشر به یک توقع غیرواقعی از زندگی  می رسد. انگار هر چه می دود به بقیه نمی رسد چون وقتی به فرهنگ و رسانه ها نگاه می کنیم  به نظرهمه شاد، موفق و شسته رفته هستند.

ما غمگین می شویم از محدودیت توانایی های مان و نگرانیم که مدام باید با مشکلات اقتصادی و روحی روبرو شویم.
ما بهتر است سمت نگاه و توقع مان را گاهی عوض کنیم. زندگی برای اغلب انسان های روی زمین سخت است. ما باید یاد بگیریم  دنیا را کارت پستالی نبینیم. این حقیقت را اصل قرار دهیم که زندگی قرار است  سراسر درد باشد و سختی و تکاپو…

فیلسوف فرن 18 فرانسه Chamfort می گوید با زندگی به گونه ایی روبرو شوید که انگار هر صبح یک قورباغه را قورت می دهید. با این شگرد، مطمئن خواهید بود که چیز وقیح تری برای مان  در طی روز قرار نیست اتفاق بیفتد.

2- مسئولیتی بیشتر از تحمل مان، بر روی وجودمان قرار ندهیم

ما انسانها همه چیز را بیش از حد شخصی می کنیم. وقتی همه چیز بر وفق مراد است همه موفقیت ها را به حساب خودمان می گذاریم و طبیعتا وقتی ورق بر می گردد و می دانیم که همواره و به آسانی نیز برمی گردد شروع می کنیم خودمان را بیش از مقداری که مسئولش بودیم سرزنش می کنیم.

سیستم اقتصادی دنیای ما با همه دستاورهایی که برای بشر به دست آورده است اصلا عادلانه و قابل پیشبینی نیست. برای همین تغییرات اقتصادی را به رفتار و تصمیم های خودمان مرتبط ندانیم. بسیاری از افت و خیزها و چرخش پول و ثروت و موقعیت ها، از دست ما و خود سیستم هم خارج است. خیلی ها با همه حسابگری های ممکن، یا فقط شانس می آورند و یا بدشانسی …

هر اتفاقی که در هستی پیرامون ما می افتد نیتی برای به زمین زدن ما یا بدبختی ما ندارد. اصلا ربطی به ما ندارد. ما در محاسباتش، اصلا قرار نداریم. بخش اعظم ماجراهای زندگی همه ما بر اساس یک تصادف کور و بی مروت بنا می گیرد. دانستن این حقیقت به ما می گوید همه تلاش خود را انجام دهیم که کمترین ضرر نصیب مان شود. چون برای فردای هیچ چیز، قاطعیت از پیش تعیین شده، وجود ندارد.

ما بهتر است هم از درجه غرورمان به خاطر پیروزی های مان بکاهیم و هم بار بزرگ مسئولیت زندگی و هستی را بر دوش نحیف خود قرار ندهیم.

3- ما نمی دانیم منبع پرخاش و ناراحتی مان چیست

برای ما، اقرار این حقیقت که دلیل بسیاری از مشکلات و عصبیت ها را نمی دانیم سخت است. ما فقط به یک مشکل و دشواری و حتی هرج و مرج در یک قسمت زندگی مان می نگریم و کاملا متوجه اش هستیم و درد و عذاب هم می کشیم.

ولی فقط در حد ابراز احساسات می مانیم. برای رسیدن به آرامش، نباید فکر کنیم مشکلات نباشند. به جای آن به شناختِ ریشه و دلیل اصلی مشکلات توجه کنیم. ما اگر بر قابلیت ذهن خودمان برای تشخیص هر استرس و ناراحتی واقف گردیم در یک بن بست مداومِ خشم و افسردگی و احساس بدبختی، درجا نمی زنیم.

 ما باید برای افزایش شعور و دانش شخصی خود، وقت بگذاریم. ما نمی توانیم مدام در حالت تحقیر و پرخاش نسبت به خود و دیگران درجا بزنیم. آرامش در گرو زندگی بدون دردسر نیست. آرامش با شناخت یک مشکل و یافتن ریشه اصلی آن ایجاد می شود. دست از سر خودمان و دیگران بر داریم. چون با این خصلت، مدام ناهنجاری ها و اذیت شدن ها را تبدیل به به یک بدبختی بزرگ می سازیم و وضع را خیلی بدتر از آنچه هست می کنیم.

 ادامه دارد

 

The Pursuit of Calm

http://www.thebookoflife.org/the-pursuit-of-calm/

More from مرد روز

هنری میلر و رقاص اجاره ای

هنری میلر نویسنده توانا ولی جنجالی امریکا که نوشته های جسورش توجه...
بیشتر بخوان