تاریخِ تعریف و تشخیص دیوانگی در غرب

2161762323_983946a7ca_oدر طول تاریخ تمدن انسانی، تعریف عمومی دیوانگی مدام در حال تغییر بوده است. در فرهنگ یهودی – مسیحی غرب که سابقه اش به داستان های مذهبی تورات و انجیل بر می گردد دیوانگی به دو دلیل مشخص صورت می گرفته است. آنها یا به خاطر کارهای بدی که می کردند مغضوب خدا قرار گرفته بودند یا رفتار بدشان حکایت از افتادن به دام شیطان داشت. قدیمی ترین روایت مذهبی در باره شاه بابِل Nebuchadnezzar است که از سر غرور مورد لعن خداوند قرار گرفت و کارش به دیوانگی کشیده شد.

در فرهنگ اسطوره ای خدایان یونان نیز مفهوم اصلی رفتار دیوانه ها در نتیجه خشم خدایان صورت می گرفت. آگامنون اعلام می کند که زئوس ذهن منطقی اش را از او ربوده است. هرکول نیز گاه و بیگاه دشمنانش رابه دیوانگی مبتلا می ساخت. اما در قرن 4 قبل از میلاد این هیپوکرات بود که رسما نوشت مشکل دیوانه ها به دلیل به هم خوردن مایعات درونی شان است.

St. Thomas à Becket

در دوره گسترش مسیحیت در اروپا و تاثیری که مذاهب اولیه جادو گرنه منطقه به مسیحیت  داده بود دیوانگی به سرعت به سمت نقش جادو برای تنبیه افراد نیز کشیده شد. در این دوره ها، راه شفای دیوانگان به برخورداری از تماس دست شفا دهنده مسیح و شهدا و قدیسین کاتولیک موکول شد. قدیسینی که به دلایلی توسط قدرتمندان کشته می شدند نیز از قدرت شفا برخوردار می شدند. ریئس کلیسای کاتولیک انگلیس St. Thomas à Becket بعد از آنکه توسط هنری دوم کشته شد متبرک گشت و اعضای بدن و خون او و تماس و همنشینی در کنار قبر او شفا دهنده انواع بیماری های روانی گشت.

با آمدن رنسانس و برگشت دوباره به فرهنگ و فلسفه یونان و روم به دانشمندان علم طبیعی اروپا اجازه داد که اندیشه های فیلسوف رومن Galen در قرن دوم بعد از میلاد مسیح که به توضیح بیماری روانی و دیوانگی به روش فکری هپوکرات نزدیک بود جلب شوند.. گالن نیز به هم خوردن چهار نهاد اصلی وجود انسان و زیاد شدن مایع سیاه در بدن انسان و از بین رفتن تعادل حیات انسانی معتقد بود. این شیوه دیدن انسان تا حوالی قرن 19 میلادی به انواع مختلف در پزشکی مسیحی – غربی خودنمایی می کرد و برای مثال به اندیشه ای رسید که حضور یک قطعه سنگ را در مغز، نشانه دیوانگی می دانست. تصویر جراحی معروف و در آوردن سنگ از مغز یک مریض، شاهد معروفی از این درمان است.

The Cure of Folly  The Extraction of the Stone of Folly, which dates from c. 1494

مسیحیت در اروپا در ضمن به این روش اصلی نیز رسید که آسایشگاه های مخصوصی برای دیوانگان بسازد و آنها را مثل جزامیان از جامعه دور نگه دارد. در دوره ای مشخص که ترس از افکار رنسانس، امپراطوری کلیسا را به آتش زدن و کشتن مشرکین و کافرین سوق داده بود بخشی از دیوانگان نیز به بهانه اسیر شیطان بودن در آتش افکنده شده بودند.

با شکل گیری اندیشه های جدید در قرن 19 میلادی که به حالت جمجمه و صورت  اهمیت زیاد قائل شد کم کم برگشت کاملی صورت گرفت به دلایل فیزیکی و شیمیایی در بدن یک انسان مریض که از او یک دیوانه می ساخت. رابطه دیوانگی و مغز آنقدر گسترش یافت که تفسیر نوع سر و و صورت مبنای تشخیص انواع بیماری های روحی و روانی شد.

V0016653 Seven vignettes of people suffering from different types of

با این وجود حکم اولیه و توهین کننده برای غل و زنجیر کردن و بی ارزش دانستن انسان غیر قابل علاج  و دیوانه در فرهنگ غربی ادامه داشت.
admin-ajaxبا وجود تاسیس بیمارستانها و آسایشگاه های متعدد در پاریس و لندن، همچنان انسان پریشان در حد یک موش آزمایشگاهی بود که هر روشی را برای درمان شان لازم می دیدند. از پیشنهاد پدر بزرگ داروین که معتقد بود باید دیوانه ها را به صندلی متحرکی ببندند و با سرعت او را بلرزانند تا امهاءو احشای او در هم بریزد تا خون کشی از طریق زالو تا تخلیه روده بیماران تا دادن شوک  الکتریکی و درهم فشردن جمجمه، تجویزهای علاج دیوانگی محسوب می شد.

electrical shocks

Benjamin Rush, created a special chair,   Tranquillizer

با آمدن فروید و تکیه او به شرایط و تاثیرات دوران کودکی و برجسته کردن ناهنجاری های که در ناخوداگاه بشر شکل می گیرد مسیر علاج مهربانتر و انسانی تر گشت. از آن پس اهمیت  وضعیت روحی و اجتماعی فرد روانی باعث شد تا زمینه ایجاد داروها برای کنترل دیوانگی و اقسام آن نیز به ذهن دانشمندان خطور کند.

با آمدن اولین داروها در قرن بیستم و نوید رهایی و آسایش از ناهنجاری روحی روانی به درون مردم هم کشیده شد و شکل های ساده تر و کمرنگ تر ناهنجاری ها نظیر افسردگی و بی خوابی و تشنج نیز در دستور معالجه پزشکان قرار گرفت. با رشد تکنولوزی تصویر برداری از مغز و علم ژنتیک و روانشناسی رفتاری، اندیشه فروید مرکزیت خود را در دانشگاه های غرب از دست داد و از آن پس تا همین اواخر دارو حرف اول را می زند.

L0077037 Advert for the psychiatric drug Thorazine در طی 30 سال گذشته، تقریبا اکثر علوم طبیعی و انسانی بازگشت دوبارهای دارند به استفاده ترکیبی از دانش و تجربیات مختلف بشر و به همین دلیل، رجعت دوباره به انواع متنوع تری از درمان بیماران روانی نیز در دستور کار و تحقیق روانشناسان و روانپزشکان قرار گرفته است. مسیر جدید، ضمن موثر دانستن داروها سعی می کند انواع درمان های اعم از روانکاوی تا رفتار درمانی تا شعور درمانی را با هم ترکیب نماید.

 

Madness and Meaning  by Andrew Scull

http://www.theparisreview.org/blog/2015/04/22/madness-and-meaning/

A History of Madness

https://www.psychologytoday.com/blog/hide-and-seek/201206/history-madness

More from ونداد زمانی

چرا بشر تصمیم گرفت زنان را تحقیر و کنترل‌ کند؟

به گونه‌ای تصادفی در یکی از نشست‌های ماهانه کلوب کتاب تورونتو، با...
بیشتر بخوان
  • یاور

    الان است که یخه خودم را جر بدهم، الان است که کفر و کافر بشوم.

    شما من دیوانه را رها کرده و در مورد دیوانگی مطلب می نویسید؟ بیایید هزاران بیت اشعار در وصف دیوانگی برایتان بنویسم:

    در وصف دیوانگی

    ورای اطاعت بیگانگان ز ما مطلب که شیخ مذهب ما عاقلی گنه دانست

    (حافظ)

    جمله دیوان من دیوانگی است عقل را با این سخن بیگانگی است

    عشق اینجا آتش است و عقل دود عشق چون آید گریزد عقل زود

    (عطار)

    بیشتر اصحاب جنت ابلهند
    تا زشر فیلسوفی می رهند

    زیرکی ضد شکست است و نیاز
    زیرکی بگذار و با کولی بساز

    زیرکان باصنعتی قانع شدند ابلهان از صنع در صانع شدند

    (مولوی)

    یک نفس هشیار بودن عمر ضایع کردن است گر نباشد باده باید خویش را دیوانه ساخت
    (کلیم)

    عقل من گنج است و من ویرانه ام گنج اگر پیدا کنم دیوانه ام (مولوی)

    هر چه غیر شورش و دیوانگی است اندرین ره روی در بیگانگی است (مولوی)

    عاشق عشقم و دیوانه دیوانگیم راه منمای که دارم سر سرگردانی (عماد
    خراسانی)

    ای که پرسی زما که بهر چه ما دست در دامن جنون زده ایم

    پا کشیده ز عالم
    بیرون خیمه در عالم درون زده
    ایم

    چند و چون را زما مپرس که ما قفل بر لب ز چند و چون زده ایم

    این قدر هست کز همه آشوب رسته و تکیه بر سکون زده ایم

    رهنمون خرد چو گمره بود سنگ بر فرق رهنمون زده ایم

    بگذر اندر همه مراحل عقل زین مراحل قدم برون زده ایم

    در می عقل نشئه کم دیدیم زین سبب ساغر جنون زده ایم

    (فرزاد)

    عقل اگر داند که دل در بندزلفش چون خوش است

    عاقلان دیوانه گردند از پی زنجیر ما

    (سعدی)

    زین خرد جاهل همی باید شدن دست در دیوانگی باید زدن (مولوی)

    خویش ابله کن تبع میرو سپس
    رستگی زین ابلهی یابی و بس

    اکثر اهل الجنه البله ای پدر بهر این گفت است سلطان البشر

    زیرکی چون باید کبرانگیز تو است ابلهی شو تا بماند دین درست (مولوی)

    عاشقم من بر فن دیوانگی
    سیرم از فرهنگ و از فرزانگی (مولوی)