شرط لازم برای بهتر فریفتن دیگران، فریب هرچه بهتر خویش است

از دید Robert Trivers یکی از متفکرین علوم اجتماعی، همه موجودات روی زمین در حال فریفتن دیگران هستند.

او در کتابشِ «فریفتن دیگران و خودفریبی» مطرح می کند که «فریب» یکی از ویژگی های بقای موجود زنده است. عمل فریفتن و کلک زدن حتی در ساختمان ملکولی موجود زنده نیز صورت می‌پذیرد. مهم نیست که موجود زنده شکارچی باشد یا شکار، گیاه باشد یا حیوان، ماده باشد یا نر. ماجرای فریب همه جا به ‌همان شدت وجود دارد.

 حیله و تزویر در بین موجودات زنده امری بدیهی است ولی رابرت ترایورس بخش اصلی نظریه خویش را بر دوش «خودفریبی» قرار می‌دهد و معتقد است که شرط اصلی برای ادامه حیات و پذیرش و اجرای هرچه موفق‌تر فریب دیگران، منوط به آن است که موجود زنده اول از همه قادر باشد خودش را بفریبد.

به اعتقاد نویسنده کتاب، گول زدن در ذات خود یک تضاد به همراه دارد که موجود زنده باید بر آن فائق شود. در حقیقت، هر موجود زنده‌ای قبل از هر چیز، ضمن آنکه میل باطنی برای دریافت اطلاعات درباره پیرامون خود را دارد، به‌ همان صراحت باید در پی انکار آن باشد.

قرار است امکانات تشخیص واقعیت‌های بیرونی توسط اعضای بدن موجود زنده صورت بگیرد. به‌عنوان مثال احساسات لامسه، بویایی، شنوایی، چشایی و بینایی با دقتی که جانوران پیچیده‌تر به دست آورده‌اند این وظیفه را دارند تا کامل‌ترین اطلاعات را برای ما جمع‌آوری کنند.

موجود زنده با ترکیب اطلاعات و ارسال آن به مرکز تصمیم‌گیری در مغز به خاطر منافع و انگیزه‌های شخصی، با به کارگیری نوعی از تعصب و پیشداوری که تضمین‌کننده بهترین استفاده از اطلاعات گردآوری شده است دست به مخدوش کردن اطلاعات به دست‌آمده می‌زند.

بر همین اساسِ ناگزیر، موجود زنده با وجود آنکه تلاش جدی برای به تصویر کشیدن واقعیت پیرامون خود دارد ولی با نادیده گرفتن آنها، حقیقتی جدید می آفریند که بتواند به وسیله آن پذیرای رفتار مناسب و مفیدی برای خود شود. رفتار و واکنشی که هر ساحتمان حیاتی را وامی‌دارد که به خود بقبولاند تعرضش به موجود دیگر بهترین عملی است که باید از او سر بزند.

همه موجودات زنده و از جمله آنها انسان، حقیقت مناسب را بر روی واقعیت بیرون از خود تحمیل می‌کند. به لحاظ منطقی، رفتار غیر واقعی فوق چون بر اساس تعصب و نفع شخصی صورت می‌گیرد نباید تصمیم درستی باشد ولی مغز به عنوان مرکز تصمیم‌گیری بشر، قضاوت وجدانِِ خود را نادیده می‌گیرد. اولاً به خاطر اینکه به تنازع بقای او کمک می‌کند و مهمتر از همه، برای آنکه قادر باشد خودش را بفریبد.

 موجود زنده به تصمیمی می‌رسد که به او اجازه می‌دهد علیه دانسته‌ها و اطلاعات واقعی با قدرت تمام ایستادگی کند. ایمان و تشخیصی که شرایط و انگیزه‌های او را برای صحیح‌ترین، سریع‌ترین و دقیق‌ترین «حمله» یا «دفاع» مهیا می‌سازد.

رابرت ترایورس بعد از آن‌که زمینه‌های منطقی در مورد «فریب» را به صورتی عمومی در همه موجودات زنده به تصویر می‌کشد این فرصت را ایجاد می‌کند تا به رفتار و عادت های خود، نگاه دوباره ای داشته باشیم. او صریحا عنوان می کند که شک نکنیم از اینکه در هر لحظه مشغول فریفتن خود هستیم.

دانستن این حقیقت ساده فرصت دوباره ای به ما می دهد تا ضمن پذیرش فریبکار بودن مان، تلاش دوباره ای داشته باشیم تا با کمترین ضرر به دیگران به نیازهای خود دست یابیم.

بخش دوم – نقش فریب در عشق

http://www.muskingum.edu/~psych/psycweb/history/trivers.h

image source

www.pinterest.com 

More from ونداد زمانی

فرانتس کافکا و انسان مدرن

[caption id="attachment_39627" align="aligncenter" width="422"] کافکا و منشی اش جولیا کایزر و خواهرش...
بیشتر بخوان