من از فی فی معذرت می خواهم

چند روز پیش رفته بودم جشنواره پراید شهرمون که خیلی خیلی شرکت کننده داشت. این همه آدم اومده بودند ازمملکتی که فقط ٥٠٠ هزار نفر نفوس داره که تازه نصف شون مهاجرینی مثل من هستند که از کشورهای درب و داغون و جنگ زده و بحران زده به این کشور مهاجرت کردند.

taiwan_gay_pride_parade

اجازه بدین اول بگم جشنواره پراید چی هست بعد توضیح بدم که چرا من هم رفتم تو رژه شرکت کردم. پراید گردهمایی و رژه همجنس گرایان٬ لزبین ها و کلا افرادی است که از دید بعضی ها نرمال نیستند. اینها تونستن یک روز را در سال برای خودشون ثبت کنن تا زحمات چندین نسل شون در بسیاری از شهرها و اجتماعات را جشن بگیرند.

درروز  پراید جشن و شادی با رقص و بزک و اداهای بازیگوشانه راه می اندازن تا بتونن ترس و توهمی که در باره گی ها است را کم کنند. خدا وکیلی هم جرم و جنایت توی اینها از همه کمتره هم همه شون کار می کنند و مالیات می دهند و مفید هستند برای جامعه. زندگی جنسی شون هم مثل بقیه بنی بشر فقط مربوط به خودشونه …

اول از همه میگم که شرم دارم از خودم و رفتارهای توهین آمیزی که خیلی قدیما توی دوران نوجونی نسبت به همکلاسی گی خودم داشتم. همین اتفاق ناراحت کننده دلیل اصلی شد برای من که  توی رژه افراد همجنس گرا شرکت کردم.

 

اوا خواهر بودن تو سرزمین ما یک ننگ است و خیلی ها اون رو به عنوان یک اختلال جسمی و مریضی و شرم و گناه می دونن. از معلمی که به فی فی نهیب می زد که مردونه صحبت کنه تا معلم بچه بازی که می خواست ببره ارشادش کنه تا من همکلاسی که مسخره اش می کردیم و دیدیم که ادامه همه رفتارهایی که داشتیم رسوند ما را به رییس جمهوری که در سفرش به سازمان ملل اصلاْ وجود امثال فی فی را انکار کرد.

واقعاْ نمی دونم از چه کلماتی برای توصیف بیعدالتی و شرمندگی از رفتار و ستمی که فی فی تحمل می کرد استفاده کنم با اینکه می دانم بخشی از رفتارهای که ما داشتیم به خاطر ندانم کاری بود.هیچکس نبود برامون توضیح بده که آدم گی خل و مریض و روانی نیست. اصلاْ به همین خاطر٬ خیی از گی ها در همه جهان و بخصوص توی کشورهای مثل ایران٬ از ترس بیکار شدن و محروم شدن از حقوق شهروندی و حتی تهدید جانی می ترسیدند اعلام کنند گی هستند.

برای همین توی یه شهر نیم میلیون نفره ما رژه ای راه انداختند که دیدنش از اول تا آخر یک ساعت و نیم طول کشید. بیشتر شرکت کنندگان هم گی نبودند و مثل من برای حمایت از حق برابر اونها شرکت کردند.

More from محمد محب علی

گره ناگزیر زندگی من

تو زندگی آدما گره هایی هست کور که اگه عمرشون رو بزارن...
بیشتر بخوان