اگر مرا نبوسی

Percy Shelley
Percy Shelley

رمانتیسیست های قرن 19 انگلیس نزدیکترین خویشاوندانِ عرفانِ ایرانی هستند. معمولاً فکر و ذکرشان در این نهفته بود که در برابر طبیعت بایستند و با مدحِ عظمتِ شگرف آنها، شیفتگی شان را نسبت به یگانگی در هم تنیده جهان ابراز کنند.

کوهها، دریاچه ها و رودخانه ها، نشانه های بودند که به آنها اجازه می داد از فردیت مادی خود فاصله بگیرند. فردیت مادی سرد و بی روح که با هجوم انقلاب صنعتی و امید بیش از حد انسان به تکنولوژی، فراگیر شده بود.

شاعر معروف رمانتیسیم Percy Shelley  در ضمن همسرِ « مری شلی»، نویسنده جوان انگلیسی است که داستان ترسناک فرانکشتاین را نوشته است. داستانی که موضوع اصلی اش نافرجام بودن تکیه بیش از حد بشر به علم است. پایان مرگبار فرانکشتاین، درس عبرتی بود برای آنان که مجذوب علم شده بودند و احساس می کردند با دستیابی به علم، قدرت خدایی پیدا کرده اند.

Percy Shelley در شعر« فلسفهِ عشق» قرار است دلائل منطقی برای جذب معشوق به خود، ارائه دهد ولی همه استدلالش بهانه ایی است برای به تصور کشیدن زیبایی های متعالی طبیعت…

در هم می آمیزد آبشار با رودخانه
رودخانه با دریا
و تلاقی ابدی نسیم بهشتی با خاطره مطبوع
وقتی که با هم بودن قانون متعالی است و
دنیا مجرد نیست
وقتی که
وحدتِ روحانی وجود دارد
چرا ما به هم نپیوندیم؟
ببین بوسه ایی که قله ها بر می چینند از بهشت آسمانی
و
موجها که درهم گره می خورند. آنگاه که
گلِِ خواهرانه را نمی بخشند اگر بی اعتنا به برادرش باشد
در تماس تلالو خورشید با زمین
در بوسیدن دریا توسط مهتاب
همه این در هم تنیدن های زیبا رنگ می بازند
اگر
مرا نبوسی

The fountains mingle with the river
And the rivers with the ocean
The winds of heaven mix for ever
With a sweet emotion
Nothing in the world is single
All things by a law divine
In one spirit meet and mingle
Why not I with thine
See the mountains kiss high heaven
And the waves clasp one another
No sister-flower would be forgiven
If it disdained its brother
And the sunlight clasps the earth
And the moonbeams kiss the sea
What is all this sweet work worth
If thou kiss not me

More from ونداد زمانی

بیشرمانه عاشق زبان انگلیسی هستم

چند سال پیش، قرار بود یک سمینار کوچک در کلاس ارائه بدهم در...
بیشتر بخوان