نگاهی به فیلم « لرزاننده چربی»

فیلمی که محمد شیروانی به شما نشان می دهد شبیه دیدن یک ماهی چهار چشم و سه گوش و دو دهان و یک بال  است که از دریاچه آلوده و سمی شکار شده باشد. فیلم « لرزاننده چربی» زمخت و خشن، گیج و سراسیمه، به صورتِ هجوم همه ناهنجاری های جامعه معاصر ایران، با صلابتی رندانه، خود را به شما تحمیل می کند.

محمد شیروانی در راه ساختن این فیلم از هیچ چیز نترسید. نه دکوپاژ آهنین داشت و نه سناریویی دقیق که  کشمکش های حساب شده درونی و بیرونی، مسیر رفتار بازیگران فیلم را تعیین کند. او حتی واهمه ایی نداشت که در حین کار، حرکات دوربین فیلمبردارش را نپسندد و خودش دوربین را با دستان کمابیش لرزان بگیرد و کار را تمام کند.

محمد شیروانی شخصیتی خلق کرد که خش خش نفس هایش بازتابِ خفگی همان ماهی دریاچه مسموم است که با شُش های آلوده خود را به زور به جلو می کشاند. لئون هفتوانی در این فیلم، شخصیتی است با چشمان از حدقه در آمده و با اخلاق کاملا کریه شده که انگیزه هایش، رفتارش، حقوقی که برای خودش قائل است و حتی لذت هایش، همگی، شبیه سیلی های ریز و مکرری است که کارگردان، عمداً به بینندگانش می زند.

303160_10150288773168208_538010073_n

شخصیت زن در فیلم نیز در تضاد با لکاته هایی که قبل از او در فیلم خودنمایی کرده بودند وارد صحنه می شود. او نمایندهِ باقیمانده وجدانی است که شاید هنوز در بینندگان جامعه طاعون زده فیلم می توان سراغ گرفت. او در پایان فیلم با سیلی که به قهرمان مرد فیلم می زند، مسیر سقوط، غرق شدن و شاید خودکشی شخصیت اصلی فیلم را رقم می زند.

این فیلم هم عقده ادیپوس و جنگ پدر و پسر برای دست یافتن به زن/مادر/معشوقه را در خود دارد. هم پدر و پسر کشی رستم و سهراب را به شیوه ایی مدرن نشان می دهد. در صحنه آخر فیلم نیز، نقبی به خرابه ایی که هدایت در آن دچار کابوس می شود می زند. در همان حین به معرفی پسرِ « زبان بریده»، که نماینده نسل جدید و خوشبختانه عاری از ایدئولوژی است می پردازد. پسر کرو لالی که فقط ناظر اذیت هایی است که بر او روا می شود و در نهایت نیز،  دست به خشونت نمی زند و انتقام نمی گیرد فقط در یک حرکت صبورِ واکنشی، لئون درب و داغان، از نفس افتاده و سرشار از خشم و کینه را به روی زمین می غلطاند.

 

به دیدن این فیلم سخت و ناموزون و پریشان و عصبی بروید با این پیش شرط که حتی یک لحظه نیز، لبخند رندانه کارگردان، محمد شیروانی را از ذهن خود دور نکنید. همراه خالق این فیلم، از دیدن این ماهی چهار چشم و سه گوش و دو دهان و یک بال  هم تعجب کنید و هم لذت ببرید.

More from ونداد زمانی

چرا خوب است گاهی بد باشیم

بنجامین فرانکلین یکی از پنج شخصیت اصلی استقلال امریکا، هم دانشمند بود هم...
بیشتر بخوان