سنگ صبور نامه هیچکس بی دلیل جدا نمی شود

Subject: منو درست نتونست بشناسه

Message Body:
سلام من … و 23سالمه. اهل شهرستانم و 5 ساله برای تحصیل در تهران حضور دارم…
مدتی پیش با دختری که همکلاسیم بوده آشنا شدم، او 3 سال از من بزرگتر بود.. در اول احساس دوست داشتن بهش داشتم اما فکر نمیکردم عاشقش شوم، او نیز 6 ماه کنارم بود و من هر روز فکر میکردم که دارم عاشقش میشوم و او نیز احساس میکرد که دوستم دارد اما همیشه میگفت احساس میکند که یه چیزی در این رابطه ما کم است،رابطه ما خیلی خوب بود ولی چند مورد بحث بینمان پیش آمد در آن مدت که به یک روز ختم میشد و همه چی رفع میشد…
تا اینکه قبل عید هم اتاقیم به طرز عجیبی فوت میکنه و من نتوانستم با این قضیه کنار بیام و خیلی ناراحت بودم به طوری که منی که اصن خواب نمیدیدم هر شب کابوس میدیدم، در زمان عید درست زمانی که تنها تکیه گاه من این دختر بود و از بودنش آرامش میگرفتم تصمیمش را به من گفت و بهم گفت که چون دیدگاهامون باهم فرق داره و تفاوتهایی بینمون هست، رابطه ما آینده نداره و باید از هم جدا بشیم…من قبلش تصمیم گرفته بودم که با او برای همیشه باشم و ازدواج کنم اما هیچوقت وقت نشد تا این را بگویم زمانی هم که بهش گفتم اون تصمیمشو گرفته بود و فکر میکرد یه تصمیم احساسی گرفتم… من نتوانستم آن زمان درست فکر کنم، او سعی کرد باهام عادی بشه و آروم اروم تمام کنه اما من نمیتونستم از او جدا بشم و به خواسته اش احترام بزارم برای همین دو ماه هی بهش پیام دادم و او هم اوایل جوابم را میدادو حتی چند باری رو در رو با من صحبت کرد تا قانعم کنه اما تمام اون اختلاف ها و تفاوتهایی که اون ازش حرف میزد برای من تفاوت نبود فقط سوء تفاهماییه بود که اون برداشت کرد و همه آن هم به این علت بود که چون در فضای مجازی گاهی صحبت میکردیم و چهره همو نمیدیدیم باعث میشد سوتفاهم بینمون پیش بیاد و در اخر تموم صحبتهامون به گریه ختم میشد….
بعد از اون دوماه وقتی دید من نمیتونم ازش دل بکنم مجبور شد قطع ارتباط کنه باهام و دیگه جواب پیام هامو نده، منم از اونجایی که از این دوماجرا(دوستم و شکست عشقی) ضربه دیده بودم و نمیتونستم درست تصمیم بگیرم، خودمو به این در و اون در زدم و با واسطه و حرف زدن با دوستاش سعی کردم حرف خودمو بهش برسونم که اینها باعث شد اون بیشتر ازم دلخور شه و حس کنه دارم آزارش میدم تا اینکه در پیام اخری که هفته پیش بهم داد بهم گفت که خیلی بچه ام و رفتارای بی ادبانه دارم و فقط خودمو تو این رابطه دیدم و نتونستم اونو درک کنم و اگه اون زمان اول که این تصمیمو بهم گفت 70% اطمینان داشت الان با این شناخت 100% شده!!
حال نمیدونم باید چه کار کنم الان یک هفته است که سکوت کردم و هرشب دارم کابوس میبینم و نمیتونم خودمو از این حال بیرون بیارم، این ازارم میده که اون آدمی که فکر میکنه از من شناخته من نیستم و نتونست درست منو بشناسه و نتونست درکم کنه که این رفتارایی که این مدت ازم سرزده دست خودم نبوده و فوت دوستم رو رفتارم خیلی تاثیرگذاشته، درصورتی که اون میگه آدمو باید در شرایط سخت شناخت ، درسته این حرف ولی شرایط داریم تا شرایط…
حالا از شما میخوام راهنماییم کنین که چکار کنم که در درجه اول دیدگاهش نسبت بهم عوض بشه و در درجه دوم ازش فرصت دوباره بگیرم؟؟؟نگشن که فراموشش کنم که هیچوقت این اتفاق نخواد افتاد

More from مرد روز

سه دختر و پسر مدل زیبای چینی

بیش از 100 میلیون چینی مهاجر در سراسر جهان وجود دارد. ملت...
بیشتر بخوان