شاهین نجفی و هاله نور بالای سرش

maxresdefault

 معلوم نیست کجا تو خارج می گرده که این همه نفرت از شهروندهای معمولی پیدا کرده؟ چرا اصرار داره اعمال معمولی شهروندا رو سیاه جلوه بده؟ چرا لحنش شبیه مذهبی های افراطی شده؟ چرا  اعمال مترادف و معمول در همه جهان رو برا ایرانی ها، بی اخلاقی می دونه و  ما رو سرشار از گناه می بینه؟  چرا اصرار داره ثابت کنه  ما ملت بی فرهنگی هستیم؟ می خواد بگه ما خس و خاشاکیم؟

 نگاهی به یکی از اشعار ترانه اش که در آخر این مقاله گذاشته شده بیندازید می بینید که درست شبیه مداح های معروف توی هر بیت ترانه اش در حال مسخره کردن زندگی شهروندی ایرانی ها است.

سئوال خیلی ساده که باید از او پرسید این است که چه اشکالی دارد مردم ژست بگیرند، فانتزی سفر داشته باشند. احساس غرور کنند. سیلیکن به سینه های شان بزنند. دوست پسر و دوست دختر داشته باشند. موهای شان را ژل بزنند. موسیقی غربی و جاز گوش دهند. مشروب بخورند و شاد باشند و برقصند ( اگر می توانند) … یا کتاب های نخوانده داشته باشند. شعر شاملو زمزمه کنند.

 جمله به جمله این ترانه ضد مدنی است. این ترانه را به صورت شعار در نماز جمعه ها هم می توانید بشنوید. آنها هم از قرتی بودن و سوسول بودن و بی ناموس بودن و ظریف و لطیف بون و روشنفکر کتابخوان بودن  جنبش مدنی ایران می گویند و ما را به حساب خودشان تحقیر می کنند.

نجفی البته نماینده خواسته ها و آرزوهای بخشی از اجتماع است. شکی نیست نماینده تلخ و مایوس جناحی است که دلش می خواهد مردم بریزند به خیابانها و هر طور شده  رزیم را عوض کنند. وقتی هم توقع شان  و تبدیل ایران به سوریه و عراق به وقوع نمی پیوندد شروع می کنند به توهین و تحقیر شهروندان که چرا نشسته اید و مثل ما انقلابی نیستید؟

مداح های دولتی و ضد دولتی نمی توانند ببینند که  ملت صبور و شریفی هستیم. زجر فراوان می کشیم. در یک روز 3 میلیون شهروند با بدون هیچ امکان تماس و هماهنگی رسمی در خیابانها رژه سکوت می دهیم. این مداحان ذاتا لات برای شان قابل درک نیست که مردم با تمام وجود می دانند حکومت ناکارآمدی داریم و  .در هر فرصت ممکن حرف و رای مان را ابراز می کنیم.

یکی باید این مداح انقلابی، این جوان جویای نام را از جلو تلویزیون های لس انجلسی بلندش کند  و ببرد با خودش در جامعه ایرانی موفق و سخت کوش، در مدارس فارسی خانواده های ایرانی. درتلاش ایرانی ها برای برگزاری جشنواره های ایرانی، در کلاس های اموزش رقصهای محلی، در محیط های کار ناگزیرِ سخت و  بی حرمت کننده، در نخوابیدن های طولانی رانندگان تاکسی فرودگاهها، در دانشگاهای دنیا و هزاران استاد دانشگاه ایرانی در جهان، بین روسای ایرانی شرکت های بین المللی… بین کودکان ایرانی که شاهنامه را حفظ می کنند تا متوجه شود که چه فاصله عظیمی بین تصویری که از خارج نشین ها در اشعار ترانه اش می دهد و واقعیت وجود دارد.

یکی شاید بد نباشدعوتش کند به درون خانه آدم های معمولی، خانواده هایی که با بچه های شان مشق های زبان های جهان رو می نویسند … یکی واقعا بگوید چرا شاهین نجفی قصد بی آبرویی شهروندای ایرانی را دارد که بعد از سالها تحمل و توهین، به ناچار آواره این جهان شدند؟… یکی نیست به او بگوید خارج، لس انجلس نیست عزیز.

   کدام یک از ما خارج نشین ها با لهجه خارجی حرف می زنیم؟ چرا این مداح مثلا انقلابی، ذهنیت سیاه و سفید دارد؟  چرا مدام خط و نشان می کشد بین خلق و بچه سوسولا، دهاتی و شهری، داخلی و خارجی؟

جمعیت عظیمی از سرخوردگان شهری به دور هیاهوی پوپولیستی او گرد آمده اند. سیستم های فرقه ای در شرایط بحرانی فرصت تکثیر بیشتری دارند. جو آشوب زده است. هر کس انگشت اتهام را به سطحی ترین و واکنشی ترین ناهنجاری ها بگیرد بیشتر طرفدار خواهد داشت. هیتلر، موسولینی، ببرک کارمل، پول پوت، جاوز، صدام حسین، و احمدی نژاد … همگی شان برای دفاع از روستائیان و مستضعفین و خلق به قدرت رسیده اند.

میزبان یه دکتر استاد دانشگاهم که 40 مقاله بین المللی دارد و می گوید دیگر نمی توانم در ایران بمانم. امنیت نیست. امید نیست. امکان برنامه ریزی برای آینده نیست. چرا اینها را فریاد نمی زند این مداح تابو شکن؟چرا بند کرده  است به مردمی که گاهی به سرشان ژل می زنند وگاهی مثل همه بشر دنیا مشروب می نوشند و از برنامه های در دسترس ساتلایت ها استفاده می کنند. چرا راه تخریب و تحقیر شهروندان را پیشه خود کرده است؟

به دلیل عدم دسترس بودن ویدئو، اشعار ترانه را اینجا بخوانید:

مود خوب و بوی عود و دود و دی وی دی وودی آلنت تو حلقم!
موزیک ملو و لب جلو پوست هولو سینۀ سیلیکونیت تو حلقم
شب و شام و ربدشامبر وشعر شاملو شراب و جامت تو حقلم
اون سوشی و گوشی و موشی عروسکت و ماشینی که توشی تو حلقم
اون سی دی بتهوون و نقاشیت با پهنو/ اون رقص مدرن و راه رفتن مث یه فشنو
اون لهجۀ خارجی و کتابای نخونده/ اون ددی و مامی گفتنت تو حلقم
اون سفر خارجه رفتنت تو حلقم / اون پایین شهرو ندیدنت تو حلقم
رو همه چی چشم بستنت تو حلقم
از رفاقتت با همۀ آدم معروفا و/ از عکسات تو دبی ،مالزی با ککتل و مایو
از بطری بازی روشنفکری و سوئیچ پارتی/ از شعر سپید ناشی از اسید و ال اس تی
از چندشت از آغاسی و جواد یساری/ از حس گرفتن سگیت با صدای پاواروتی
از پیانوی خاک خوردت توی خونه/ از گیتار آویزون توی آشپزخونه
از کلاس مدیتیشن و لاس خشکه تو یوگا/ از انزجارت از شاهین و شعر بگا مگا
از دهن کجیت به گیلک و ترک و کردستانی/ تو یکی ایرانی هستی بقیه شهرستانی
تو بیف استروگانف می خوری من کله پاچه/ لب گرفتن تو بوسه، واسه ما همون ماچه
من قاطی خلقی ام که فقیر و آس و پاسه!/ من صدای دهاتم این خودش واسم کلاسه!
صدای من صدا نیست این صور استفراغه/ نه مرثیه نه ناله، غم غربت باغه
تو کوری نمی بینی چقد سنگینه این بار/ یه روزی کم میارم میگم خدانگه دار

More from ونداد زمانی

دنیای مدرن، هر روز مشغول خرد کردن غرور انسان ها است

آلن دباتن فیلسوف سوئیسی- انگلیسی معتقد است دنیای مدرن به نظر مساوات...
بیشتر بخوان
  • میهن

    زود جو زده میشوند این ایرانی ها…

  • محمد

    از بس از دوران بچگی در تلویزیون دولتی برایش از خارج بد گفتند و مغزشویی کردند که غیرممکن است از ذهن اینطور ادمها پاک شود.

  • omid

    من این آهنگ رو بارها گوش دادم ولی به این چیزی که شما رسیدید نرسیدم به فرهنگ پاره پاره مملکتم و شکاف عمیق بین نسل جوان امروز و جوانهای دیروز با اختلاف فقط چند سال، نسلی که خودش دنبال ارزشهاش می گرده چون ارزشی بهش ارزه نشده و سردرگمه .
    فارغ از همه اینها من این آهنگ و دوست داشتم

    • ونداد زمانی

      امید جان نظرت محترم است و حتما امکان این نوع برداشت هم وجود دارد. مرسی از توجه ات

  • bewildered

    4 sale kharejam ama hichvaght reghbat nakardam hamkalume oghdeiai mese nevisandeie ghozvite in maghale sham, tarji midam tu tanhai bepusam ta 1 modaie talabkar mese in yaroo hamsobatam she… chekhe

    • ضد لاتها

      بیویلدرد پریشان چهار ساله رفتی بیرون کشور ولی هنوز عین یه لات حرف می زنی و فکر می کنی. خوب می موندی اینجا ماستت رو می خوردی. رفتی اونجا چیکار مرد خشن. اینجا هر روز می تونستی زهر بریزی

      • bewildered

        hammihane sadedelam, vaghean kash mishod in khalghe bishomaro ru shunahaie shaer neshundo dore hobabe khak charkhundeshuno baad neshuneshun dad ke aftabeshun kojas.

        • ونداد زمانی

          بیویلدرد محترم دوره نخبه ها یی که مردم را بر دوش شان بگذارند گذشته است. فاصله چندانی بین روشنفکر و مردم نیست. دوران شبان رمگی به سر امده. دوره نفرت و خشونت و بی احترامی به مردم به سر امده. باور کن دیگر فقط امثال احمدی نژاد به فکر مدیریت جهانی هستند و میل چوپانی رمه های بیچاره را دارند. احساسات رمانتیک صادق هدایت گونه مال دوره ای بود که برق نبود و یک اشراف زاده در اروپا بر حماقت و جهل کشورش خون می گریست. از دخمه نفرت بیا بیرون و همانطور که گفتی ترجیح نده که بپوسی. حرف بزن. نظر بده و دلباز باش از تنوع و نفاوت و اشتباه و درست… دست از از مابهترانی بردار.مهربانی به کسی ضرر نمی زند.

        • پرستو

          ساده دل خودتی بی ویلدرد. برو روی دوش نجفی بشین که قراره نجات بده شما را

    • ونداد زمانی

      بیولدرد جان پر از کینه به بنده. با وجود گوشه نشینی و سکوت البته چندین باری است که به مجله ما امده اید و خوب نفرت و انزجارتان نسبت به من را ابراز کرده اید. بیولدرد عزیز شما را به جد نگاه انتفقادی تان قسم، یک کلام بگویید چه اشکالی دارد حرف های سراسر متفاوت با نطر و حس شما ابراز شود؟ مگر چه اتفاقی می افتد یک نفر مثل من که شاید کم می فهمد و منطق ندارد حرفش و نظرش ارائه شود؟ از چه جیزی اینقدر به خشم می ایی؟ مگر چرخش ازاد اراء در جهان غرب تاکنون بد بوده است که دوست داری من سکوت کنم ؟ بیولدرد عزیز نترس از اشاعه نظرات متفاوت وحتی غلط. درد مردم ما نظرات متفاوت نیست. درد ما سانسور و کنترل و نفرت و انزحار از تفاوتهاست. مهربان باش و البته می دانم که از کلمه دلباز بودن دل خوشی نداری. دلباز باش.

      • bewildered

        man hich kineie shakhsi be shakhse shoma dar khodam nemibinam, ruie kalamam be tafakore matrah shode tu neveshtatune va age shakhsi bude mazerat mikham, shaiad dar majale monasebtari betunam manzuramo sarihtar baian konam. shado salamat bashid vandad khan.

    • مونا

      شما که ضد حرف خودت هستی بی ولدر. ترجیح می دهی دهن به دهن نشوی ولی می شوی:)))))

      • bewildered

        che manteghe khoshmazeie santamantalsitii hef ke tebghe mamul gande cliché mide, nemishnavi na? shaiad hagh dari…

  • پیام

    چرا وقتی یه نفر محبوب میشه اونم به خاطر تابو شکنی انقدر حس حسادتمون بجوش میاد؟ چرا تا یه نفر پیدا میشه و حرف دلش رو میزنه
    مخوایم تخریبش کنیم.
    بیایم خودمون چیزی خلق کنیم اگه نتونستیم فقط تماشا کنیم و لذت ببریم.

    • ونداد زمانی

      پیام عزیز چه رابط ایی بین تابوشکنی و ایجاد حسادت می تواند باشد. عزیز محترم، تبر به دست گرفتن و به جان شاخه های پوسیده افتادن را
      با تابو شکنی مقایسه نکنید. این حرف های نجفی از نوع تابو شکنی های احمدی نژاد
      است که مثلا از خط قرمز عبور می کند. این نوع شعارهای احساساتی جز افزایش
      نفرت و انزجار که البته به وفور در ایران دیده می شود نتیجه ای ندارد. مهم
      تر از همه اینکه خود ایشان تابو شده اند و حرف زدن در باره این ترانه
      خوان ایرانی اصلا مجاب نیست. مرسی از توجه

  • علی

    آقای زمانی واقعا شما ترانه رو گوش کردید یا براتون تعریف کردن این طوری بوده؟! کجای این ترانه این چیزهایی رو گفته که شما نوشتید؟ مهمل محض فرموید

    • ونداد زمانی

      علی عزیز مقاله به همراه کلیپ ویدئویی درج شده است. به هر حال این احساس و نظری است که من سعی کردم توضیح دهم. قرار هم نیست که همه قبول داشته باشند. نظر شما هم محترم است.مرسی از کامنت و توجه

  • یکی

    به نظرِ من خواننده ای که فرهنگ رو نقد میکنه خیلی باید تیزهوشی به خرج بده
    تا کارش به خودابرازی تبدیل نشه و نجفی به نظر میرسه این ظرافت رو در کارش
    نداره و علی الخصوص که ترانه هاش در اکثر مواقع از سمت شعاری(که اون هم
    سطحی میکنه اکثراً اثر رو) به شعار زدگی سوق پیدا میکنه …کمااینکه حتی
    لحنش رو از خواننده ای که لینکش رو گذاشتم عین به عین برداشته :
    http://www.youtube.com/watch?v=umocvyt8vkg

  • امین

    می دونی فرق بعضی ادما چیه :بعضها از توانایی دارن از نقد کاستیها اثر مثبت داشته باشن یکی هم مثل تو می خواد از بی ارزش کردن موفقیت یکی دیگه یگه خودش خیلی می فهمه چون خراب کردن یکی دیگه که کاری نداره .تو حتی تیتر مقالتو از روی محبوبیت شاهین
    انتخاب کردی (متقلب)وگرنه هیچ کس گول نمی خورد مقاله تورو بخونه

    برای تو که این همه ادعا داری تو خارج نشینها به افتخار میکنی ,شاهین که نیست گلشیفته چی؟اینم که اصلا
    به کی جیگر خودت ,آدم وقتی ضر میزنه باید یه چیزی تو چنتش باشه

    • ونداد زمانی

      امین جان روزنامه نگاری تلفیقی از تعریف و تمجید است ( همان کاری که مثلا برای گلشیفته فراهانی در مجاه ارائه دادیم) و انتقاد… زیاد نباید همه چیز را به ضدیت و دشمنی و خصلت ادمها ربط داد. یک انتقاد ساده است و دلائلی هم برشمرده شده. اجازه دهیم تفاوت ها و اختلاف ها وجود داشته باشد. منع کردن، گناهکار جلو دادن، دنبال نیت های پنهانی گشتن در ادامه ناچارمان می سازد که مثل جمهوری اسلامی از ترس « دشمن» و هجوم فرهنگی اش، هیچ اعتراض و پیشنهادی ارائه ندهیم.خیلی ممنون از وقت و نظرت

  • پوریا

    از دید من کمی تند رفتید، مثل خود این دوستمون.
    یعنی من که کارهای این آدم رو به کلی گوش کردم همچین مرزبندی احساس نمی کنم. حالا شاید تو این یه ترک اینطور باشه.
    گرچه با اصل حرفهاتون موافقم باید بگم که شاهین نجفی سمبول واکنش یه نسله. نه نظریه پرداز نه متفکر نه چیز دیگه.
    چیزهایی که بر او رفته با من و خیلی از هم نسلام مشترکه و وقتی صداش در می آد انگار از حنجره ی ما در میاد. و این یعنی هم ذات پنداری. ولی از اون به بعدش به نظرم غلط اضافیه. و متاسفانه تو این دو سال اخیر توهم چیزی بیش از همین فریاد بودن او رو فراگرفته.

  • یکی نیست به این آقا شاهین بگه تو خودت چیکار کردی؟ کجا بودی؟ الان مگه خارج نشین نیستی؟ خودتم بنا به شرایطی نتونستی ایران بمونی و رفتی، بقیه هم همینطوری بودن. اینکه فقط همه رو با یک چوب راند چاره کار نیست، بگو راه حل چیه؟ درسته، تلویزیونهای لوس آنجلسی یک شکاف عمیق با بطن جامعه ایرانی در داخل و خارج از ایران دارن و بهتره این جامعه رو با همه خوبیها و بدیهاش از نزدیک دید، موشکافی کرد و یک راه حل ارائه داد یا یک گام حتی کوچیک جهت اصلاحش برداشت نه اینکه همه چیز رو کوباند، محسن نامجو هم صدای جدید و منتقدی نسبت به وضع موجود بود و هست اما خیلی منطقی تر و بهتر عمل کرد.

  • ارش

    مخاطب اهنگ ایرانیای خارج نشین نیست . ایرانی های داخلیه
    و در کل چرند نوشتید
    و این شعر نجفی خیلی به جا ، و درسته.

  • Adele

    Salam,
    man az matalebe site shoma kheili estefade mikonam, ghabl az har chiz digar elaame tashakor
    hame harfaie shoma bejaa dar rastaie pazireshe tafavothaa,
    vali kojaie in shere peivast mige rooie sokhanesh be kharej neshinast?
    dar zemn in moshakhasati ham ke dade bud hich rabti be shahrvandaie mamooli nadare che kharej che dakhel (age man be onvane ye shahrvande zire sathe mamooli be dayeratol-ma-aarefesh rojo nemikardam nemifahmidam chi hast)

  • نازی

    برداشت نویشنده از آهنگ تو حلقم کاملا ابتدایی و سطحی بوده…نویسنده حتی این اندازه تیزهوشی نداشته که متوجه بشه که مخاطب این آهنگ اصلا خار نشین ها نیستن.یعنی ترانه رو خوب گوش نکرده و از روی حب و بغض اومده مطلب نوشته.جدای از این از چیزهایی صحبت که سر هرکدومشون میشه بحث کرد. کی گفته که نجفی اینجا به انسانهای معمولی طعنه زده. کدوم انسان معمولی اهل بطری بازی و سوییچ پارتی و سفرخارجه رفتن ماهانه و مطابق با چیزیه که نجفی در این شعر ترسیم کرده. و بعد این چه ربطی داره به اینکه میگین نجفی این عده رو خس و خاشاک دونسته…واقعا جای تاسفه که اینقدر یک طرفانه و بی محتوا می خواین ادای یک نقاد رو در بیارین. با عرض پوزش…

  • نازی

    کسانی که اینجا جمع هستن تنها به یک دلیل می تونن از آهنگ شاهین نجفی دلگیر شده باشند و اون چیزی نیست جز اینکه بخش هایی از وجود خودشونو توی این ترانه می بینن

    • ونداد زمانی

      نازی عزیز درست می گویی ولی دوست عزیز
      اصلا چه اشکالی دارد مردم ژست بگیرند. فانتزی سفر داشته باشند. احساس غرور
      کنند. سیلیکن به سینه های شان بزنند. دوست پسر و دوست دختر داشته باشند.
      موهای شان را ژل بزنند. موسیقی غربی و جاز گوش دهند. مشروب بخورند و شاد
      باشند و برقصند ( اگر می توانند) … یا
      کتاب های نخوانده داشته باشند. شعر شاملو زمزمه کنند. ببینید؟ جمله به جمله
      ترانه ضد مدنی است. شما این ترانه را به صورت شعار در نماز جمعه ها هم می
      شنوید. انها هم از قرتی بودن و سوسول بودن و بی ناموس بودن و ظریف و لطیف
      بون و روشنفکر کتابخوان بودن ما می گویند و ما را به حساب خودشان تحقیر می
      کنند. مهران عزیز متن من بی عیب نیست و حتما اشکالات عمده دارد ولی پایه
      اصلی نگرانی ام در باره لات منشی و ضد شهروندی بودن ترانه ذکر شده بی ربط
      نیست. مرسی

  • ش

    اقای زمانی عزیز شما چطور به این نتیجه رسیدید که این رو برای خارج نشین ها خونده ؟

  • ونداد زمانی

    دوستان عزیزی که با اشاره ام در باره بدگویی نسبت به خارج نشینها راحت نیستید، منظور عمومی من برای تکیه بر خارج نشینها و داخل کشوری
    ها، جنبش مدنی شهروندان ایرانی است که در دو ترانه نقی و این اخری به زیر
    سئوال برده شده است. جان کلام اینکه: اقای نجفی از «
    نقی» به بعد به مسیر یاس الودی کشیده شده که او را همراه کرده است با
    کسانی که مردم کشور کهنسال ما را ضعیف و سازشگر و گدا صفت می پندارند.
    شاهین نجفی بر موج واکنشی سوار شده است که بعد از سرکوب مردم
    شکل گرفته است. او به نوعی نماینده چپ افراطی است که توقع انقلابی بودن هر لحظه مردم را خواستار
    است و انقلاب سرآسیمه می طلبد… نجفی واکنش ناخوداگاه و تلخی را نمایندگی
    می کند که به جای صبوری و اماده سازی جنبش مردمی به توهین و پرخاش جنبش
    مدنی ایران تمایل پیدا کرده است. او نوک حمله خود را به مظاهر شهروندی
    نشانه گرفته است. شما سطر سطر این ترانه را بخوانید می بینید که عین احمدی
    نژاد و دارو دسته ملیخولیایی نظامی نفتی، در حال توهین به مردم و سلیقه های
    سکولارو سرشار از زندگی و شادی و مهربانی است.
    بی شک نظر من هم کامل نیست ولی فقط از راه ازمون و خطا به تفکر منطقی تر و مشترک خواهیم رسید. به نظرات شما گوش خواهم داد و دقت بیشتری خواهم کرد

  • Zendic

    ونداد عزیز،
    انگاره‌های نیمبند و وارفته «جامعه مدنی» دیربازی است که دارند آرام آرام از سپهر اندیشگی جامعه ایران رخ برمی‌کنند. در جامعه‌ای که در آن یک کارگر و زحمتکش زیر خط فقر (یعنی فردی متعلق به طبقۀ بیش از 95 درصد جمعیت ایران) با فروش کلیه‌اش به قیمت 450000 تومان نان شب خانواده‌اش را تأمین می‌کند و سینه سیلیکونی به قیمت 12 میلیون تومان در زیر پوست نصب می‌شود، یعنی قیمت هر دو قلمبۀ سیلیکونی معادل قیمت 24 عدد کلیۀ یک انسان است، سخن از «آزادی‌های مدنی» گفتن، در بهترین و خوشبینانه‌ترین حالت آن، یعنی اگر مزدوری نباشد، بیانگر یک عقب‌ماندگی فکری است.
    اینها برخلاف آنچه در مقاله‌ات جنجال می‌کنی «اعمال معمولی شهروندان» نیستند. یا دقیق‌تر بگویم من نمی‌دانم شما در کدام طبقۀ شهروندی آموزش دیده‌ای که این 18 بیت شعر را اعمال معمولی شهروندان می‌نامی؟ اینها اگر چشمهایت را باز کنی و آنگونه که کاظمی می‌گوید «چشمت را بر پائین‌شهر نبندی» اعمالی هستند که توسط یک قشر چند درصدی از شهروندان تهرانی (همانهائی که در این مقاله با نام بورژوازی پست مدرن و خرده بورژوازی مرفه از آنها یاد شده است) بطور روزمره در برابر چشمان حسرت‌زده و نگران و خشمگین بقیه نود و خرده‌ای درصد شهروندان ایرانی قرار داده می‌شوند.
    با دقت اشاره کردی که «نجفی نماینده خواسته ها و آرزوهای بخشی از اجتماع است. شکی نیست.» اما به این نکته کوچک اشاره نکردی که این «بخش» اجتماع، القضا همان نود و خرده‌ای درصد همۀ جامعۀ ایران را تشکیل می‌دهد و اگر اندکی انصاف داشته‌ باشیم و حقوق شهروندی سینۀ سیلیکونی و «نقاشی با پهن» یک‌درصدی جامعه را بتوانیم لحظه‌ای نادیده بگیریم، می‌بینیم که نجفی تقریباً سخن همۀ جامعه ایران را در این شعر گفته است.
    ببین عزیزم، مبارزۀ طبقاتی قرار نیست که لوکس باشد و با کراوات به خیابان بیاید. مبارزۀ طبقاتی با احساساتی از قبیل خشم، نفرت، عشق، سراسیمگی و امید آمیخته است. با جامعه‌ای گرسنه و در حال انفجار طرف هستیم. اگر فلان امام جمعۀ فلان فلان شده، برای فریب طبقۀ کارگر و زحمتکشان (همۀ شهروندان زیر خط فقر) مسائل طبقاتی را در بلندگوی نماز عربده می‌کشد و در کنار آن هزار تبلیغ و ترویج مذهب و ماورائیت را به خورد آنها می‌دهد، این تقصیر ما نیست. آیا باید سکوت کنیم؟ آیا بیان این اختلاف طبقاتی فاحش و انفجاری در جامعۀ ایران، به عقیده شما لات بازی است؟ دارید همان خطی را دنبال می‌کنید که در آن بخشی از جنبش سبز، هر جبهۀ مبارزۀ طبقاتی در راستای عدالت و برابری‌طلبی اجتماعی را به «جوات موات‌های بیسوات» نسبت داد.
    آری، ما همان جوات موات‌های بیسوادی هستیم (البته آنقدرها هم که شما فکر و ادعا می‌فرمائید بیسوات نیستیم، برخی نوشته‌های دیگرمان را هم لطفاً بخوانید) که سعی میکنیم فجایع امروز جامعۀ به‌غایت طبقاتی شدۀ ایران را، با فاصلۀ چند هزارکیلومتری میان فروش کلیه برای امرار معاش از یکسو و «سوشی و موشی و ماشینی که توشی» را از سوی دیگر، در معرض دید آکادمیک و کراوات‌ و ادکلن هوگوباس زدۀ «اندیشمندان» جامعۀ کشکی «مدنی» قرار دهیم و باور داریم که جامعۀ مدنی حقیقی، یعنی جامعه‌ای با حقوق برابر برای انسانها، بدون حذف مالکیت خصوصی از ابزارهای تولید میسر نیست.
    این «لات بازی» نابخشودنی بنده را به گل روی «شهروند» خودتان ببخشید.

    ضمناً برای اینکه اشاره کنم که شما آنقدرها هم به مبانی اساسی جامعۀ مدنی پایبند نیستید، باید بگویم که من شیوۀ نگارش خودم را می‌شناسم. مثلا علامت تعجب بعد از «آس و پاسه!» و «ها»ی بعد از «استفراغه» شیوۀ نگارش من است. به عبارت روشن‌تر شما متن این شعر را یواشکی از وبلاگ من در مقالۀ خودتان کپی کرده‌اید، بدون اینکه حداقل اشاره‌ای به منبع تایپ این مقاله و مفاهیم کرده باشید. حالا دیگر نمی‌دانم این وسط «حقوق شهروندان» و جامعۀ مدنیتان یکدفعه کجا رفت و چرا نیست و نابود شد؟
    خواننده ای که شک دارد میتواند خود ببیند:
    http://www.zendic.org/?p=634
    و کامنت شما را هم در این وبلاگ بخواند که حداقل ثابت میکند شما از این وبلاگ دیدن کرده اید.

    دوست من، از این برج عاج در حال فروپاشی‌ات پائین بیا، تا من هم بتوانم بدون «لات بازی» با شما دوکلمه حرف حساب بزنم و چند مفهوم جدید از هم یاد بگیریم، شاید روزی بدردمان بخورند.

    با عشق و دوستی
    زندیک

    • ونداد زمانی

      زندیک محترم من دوبار پیاپی نظرم را در مورد نوشته شما در بلاگ شما ارائه دادم. نظر شما محترم است و حتما دلائل منطقی دارید که از نظر شما پشتیبانی کند. خیلی خوشحالم از آشنایی با شما و بلاگ تان. متاسفانه چون ویدئوی ترانه شاهین نجفی به طور سراسری از اینترنت برچیده شده است ناچار شدم اشعار ترانه اخر شاهین نجفی را از یکی از سایت ها از طریق جستجو در گوگل پیدا کرده و در مقاله نصب کنم. فکر نکنم این کار از حق شهروندی کسی کاسته است. اشعار ترانه در اینترنت و در سایت ها و بلاگ های مختلف ارائه شده است.

      • Zendic

        ونداد عزیز، من هم از آشنائی با این نوشته هایت خوشحالم. زیرا از فارغ از دیدگاه معینی که بر آن پافشاری میکنی، نوشته ات در دفاع از حقوق شهروندی است و سوسیالیست ها (اگر نخواهند که به دام همان تصورات موهومی از سوسیالیسم بیافتند که در اتحاد جماهیر شوروی به عنوان سوسیالیسم واقعا موجود به جهان معرفی شد) باید از این حقوق انسانی (مادامیکه به مالکیت خصوصی بر ابزارهای تولید دلالت نکند) دفاع کنند.
        متأسفم که دیدگاه دومی که در وبلاگم نوشتی، پر از بد و بیراه بود. البته از این متاسفم که به من القابی مانند استالینیست و غیره را نسبت دادی و بی مهابا هرچه که خواستی گفتی. این تاسفم را با پاسخ ندادن به دیدگاهت آشکار میکنم. اگر این دیدگاهت را پاسخ بدهم باید از خودم دفاع شخصی کنم و این نقض غرض من است و ناگزیر ما را به مجادله ای غم انگیز میکشاند که مولد هیچگونه ارزش انسانی نیست.
        امیدوارم با قطع این مجادله به تو فرصتی بدهم تا کتاب «اطلاعات و ماهیت ارزش» را از وبلاگم دانلود کنی و بخوانی، تا زمینه های ارزشمندی برای تبادل نظر فراهم شوند. مطمئن هستم با خواندن این کتاب از من تقاضا خواهی کرد که دیدگاه دومت را از وبلاگم حذف یا اصلاح کنم.

        با عشق و دوستی
        زندیک

  • reza

    شعر بسیار زیبا و جالبی است

  • MAN

    تا حالا کسی خابونده زیره گوشت که برق از سرت بپره ببینی دنیا اونقدرم صورتی نیست ؟؟ همه گاهی تند میریم اما شاهین باید تند بره … مزه ی ترکه ی گیلاس و میده اینا نخوردن که این جوری شدن … لیلی به لالا گذاشتن …

    • ونداد زمانی

      مرد محترم این هم که شما می گویید نوعی از قضاوت است و حتما از تجربه زندگی شما و شعور عمومی تان حاصل گشته و حتما محترم است. شاهین هم از حق طبیعی اش استفاده می کند که تند باشد و کسی نمی تواند او را سانسور یا کنترل کند. انتقاد من هم هم یک حق ساده انسانی است. مرسی از توجه ات

  • nariman

    آقای زمانی عزیز،نوشته بسیار خوبی بود.امیدوارم آقای نجفی تحمل نقد شدن رو داشته باشند.به عنوان یک گیلانی به اجبار ساکن خارج ازا یران که اتفاقا صدا و خیلی از شعرهای شاهین رو دوست دارم از نوشته شما بسیارخوشم آمد چون حرف راست رو زدید،متن شما رو دقیقا حس کردم…اعتراض رو نباید توی صورت مردم کوچه و بازار تف کرد…البته ایشون انگار بیشتر برای دلش میخونه تا برای دیگرون…من این اواخر وقتی ترانه های ایشون رو میشنیدم حس خوبی نداشتم و الان میفهمم که چرا…

  • فرزانه

    مرسی از ونداد زمانی به خاطر این مطلب زیبا. شاهین نجفی خیلی وقته که نردبان فرصت طلبی رو گرفته و داره میره بالا ولی توی این شعر آخری که دیگه واقعا گند زد….. آخه این آقای زرنگ شنیده که هر کسی با سیستم مخالفت کنه یکدفعه خیلی محبوب می شه ولی به قول شما به شعور ما شهروند های عادی داره توهین میکنه.

    • مهری

      اگه به شعور نداشته ات توهین میکنه خب گوش نکن :)))))))))))))))))

  • هادي

    ونداد جان حرفي كه زدي رو توش فكر بوده و من هم دربارش فكر كردم به تو هم حق ميدم در مورد ايجاد حس تنفر در بين مردم ولي خواهشا اين آهنگ رو باز هم گوش بده من بعنوان مثال ميگم اين قسمت هارو:
    از پيانوي خاك خوردت توي خونه
    از گيتار آويزون توي آشپزخونه
    از كتاباي نخونده
    بنظرت چه زماني اين اتفاق ميوفته؟زماني كه كسي موسيقي حاليش نيست و يا حتي چندين و چند جلد كتاب فوق العاده با ارزش تو كتابخونش داره ولي تا حالا نخوندتشون و پيانو رو هم كه جز براي مد و دكور نخريده و همينطور گيتاري كه تو آشپزخونه آويزون شده
    بنظرت اين شخصيت يه شخصيت واهيه؟
    نه ما كلي از ايم آدمها داريم ازينا كه هميشه ادعاشون ميشه و همه چيز رو ميدونن ، ميدونيد ما درگير مرضي هستيم بنام خودبزرگ بيني و فكر ميكنيم نبايد كم بياريم
    همه و همه ي اين حرفها يعني ما احتياج داريم به بت شكستن اما فقط و فقط با حرف زدن
    بايد مراقب باشيم كه تو حيطه نقد دست به گريبان همديگه نشيم اين ترانه مخصوص قشر مرفه و بي درديه كه حتي تو تنگنايي مثل سال88 عقب وايساد و بعدها گفت بيچاره ها فريب خوردن اين قشر توي دنياي ديگه اي هست البته كه تقصيري نداره اما ماهم به اين معتقديم كه نقدشون كنيم و بهشون تلنگر بزنيم شايد و تنها شايد نگاهي به پايين بندازن و با قشر متوسط همراه باشن
    شاهين ها نماينده قشري هستند كه از همه طرف رانده شده اند. شاهين ها قشري هستند كه كتابهاي دست دوم ميخرند و ميخوانند و بعد چون جايي براي نگه داشتنشان ندارند مي فروشند و پولش كتاب ديگري ميخرند شاهين ها نسلي هستند كه با سنت درگير شده و مدرنيته را فهميده اند اما در بين سنت نشينان درحال غرق شدن اند شاهين ها نماينده آدمهايي هستند كه در اوج رفاه و ثروت هم در دلتنگي و حزن زندگي ميكنند شاهين ها همان صادق هدايت هايي هستند كه اينگونه خودكشي ميكنند

    هادي

    هادي

  • هادي

    چيزي كه در پست ها مشاهده كردم اين بود كه بعضي از دوستان با نهايت عصبانيت به نويسنده حمله كرده اند بنظر من اين درست نيست بالاخره ايشان هم نظر دارند و نوشته اند ما هم تنها اجازه نقد نظرشونو داريم

    با تشكر
    هادي

  • MANI

    ونداد جان من هر چه که تو این شعر گفته رو با چشای خودم دیدم و قبولش دارم….کجای انسانیت گفته تو خوش باشی دیگران تو فقر دست و پا میزنن….شما زید داری و هر شب میبری خونه خداد تومن خرج میکنی از پول باد اورده بابات
    اونور پدره میوه نداره بده به خونوادش و شرمنده هست
    بله درسته پایین شهر و ندیدنت تو حلقم….رو همه چی چش بستتنت تو حلقم

    با شعور وقتی من اینو دارم برات مینویسم از گوشه چجشمم اشک جاریه تو کجایی که ببینی مردم دارن چی میکشن…تازه حق به خودت میدی که دارم و میتوانم
    تو یکی ایرانبیه ستی بقیه شهرستانی…از کجاش بهت بگم……

  • nima

    تحلیل جالبی بود. ولی وقتی شخصی دست به تحلیل نوشته ای میزنه عموماً باید از دید همه ی اعضای جامعه به قضیه نگاه کنه تا تحلیلش کاربردی باشه.
    به نظر من وظیفه ی خوتننده خصوصاً سبک رپ توصیف وضع موجود و در سطح بالا دادن راه کاره(اهنگ الکی نامجو

  • حامد

    شما در مورد این خواننده نظراتی دارید که خب مطمئنا محترم هستن و من نمیخوام که توهینی کنم و فقط میخوام نظرات خودم رو راجع به نوشته هاتون بگم
    شاید تمام این نظرات و انتقادات نسبت به شاهین نجفی رو فقط بر اساس آهنگ تو حلقم ابراز کردید. چون در جایی میگید که چرا ایشون فقط به ملت گیر میده و درد استادی که مجبور شده از مملکت فرار کنه رو بازگو نمیکنه. مطمئنم شاهین آهنگایی داره که حرف شما رو نقض کنه
    فکرمیکنم نمیدونید که چرا شاهین نجفی این آهنگ رو خوند. خب بهتره کمی تحقیق کنید. این آهنگ ، جواب آهنگهایی بود که رپرهای مختلف ، در طی چند ماه بعد از پخش آهنگ نقی ، بر ضد نجفی خونده بودن و حتی ایشون رو تهدید به مرگ کردن. این آهنگ اون خواننده ها رو مورد خطاب قرار میده
    پس وقتی میگه “پایین شهر رو ندیدنت تو حلقم” منظورش خواننده هایی هستن که از درد اجتماع هیچی نفهمیدن و بی توجه به مسائل سیاسی کشور شاد میخونن و حتی از یک خواننده ای که حرف دل مردم رو هم میزنه انتقاد میکنن
    واقعا برام عجیب بود وقتی نظراتتون رو میخوندم. از هر دری نوشته بودید و اصلا آدم سردرگم میشد که داره چی میخونه. فکرمیکنم از هر شیوه ای استفاده کردید تا دست به تخریب شاهین بزنید
    ولی بازم میگم که نظر همه محترم هست ولی بهتره که نظر با کمی تحقیق داده بشه و از روی احساس نباشه. چون بهتره که نظرات احساسی در دل فرد بمونه و در فضای وب گفته نشه.

    • marderooz

      حامد عزیز اشارت شما منطقی است و بر دامنه نظرهای پیرامون می افزاید. ما ولی در ترانه های دیگری که از ایشان نقد کردیم این فرهنگ ضد شهرنشینی را مکرر توضیح دادیم. تشکر دوباره

      • شاهین

        خواهشن نقدهایت را بگذار در کوزه آبش را میل کن :))))))))))))
        بعدش من به عنوان یه دهاتی هیچوق سنگ این نظام را به سینه نزده ام که شما ما دهاتی را به طرفدار نظام بودن متهم می کنید!

  • علیرضا

    ba ehteram migam in chizi ke neveshtid naghd nist takhribe va ghezavat dar morede zendegiye shakhsiye taraf na karesh..

  • farzad

    با سلام.من هم تا حدودی با نظر نویسنده موافقم.من از شعرهای شاهین خوشم
    می‌اومد .ولی‌ تازگیها دیگه اون سبک قدیمی‌ رو فراموش کرده.شعر‌ها دیگه اون
    دقت کارهای قدیمی‌ رو نداره.من با شعر و سبک کارهای شاهین هیچ مخالف
    نیستم ولی‌ اگه قراره شعر سیاه بگیم و از دردهای اجتماع حرف بزنیم باید
    خیلی‌ دقت کنیم تا به هیچ قشری توهین نشه.به طور یقین هزاران مشکل در تار و
    پود فرهنگ اجتماعی ما هست ولی‌ راه حل این مشکلات توهین کردن به اونها
    نیست.بیان کردن دقیق و بجا بدون جهت گیری.قضاوت رو به عهده شنونده باید
    گذاشت.امیدوارم در آینده کارهای بهتری رو از همشهری عزیزم بشنوم.

  • نیما

    عجیبه!!! بند اول نوشتتون رو بطور کلی قبول ندارم! چرا برداشتتون ۱۸۰ درجه اشتباه و منفیه؟؟؟ شاهین پر از طعنه های معناداریست که گاه تنها سلاح جمع دردمند از این جامعه میشه. از تیکه به پولدارهای مرفه بی درد و البته بی تفاوت تا ژست روشنفکری گرفتن و ضد زن بودن. اتفاقا این یکی از برجسته ترین و قویترین کارهای شاهینه.
    خیلی سادس بنظر شما این خیلی باهاله یا مثلا جای طعنه و انتقاد نداره که کسی ۱۰۰کتاب با رنگ بندی ست بخره و نخونه و همزمان فکر کنه به باباش بگه ددی خیلی خفن و باسواد و باکلاس میشه! الان این خیلی فرهنگیه که نباید به این رفتار ضدفرهنگی توپید یا انتقاد کرد؟ تک تک اشعار همینطور هستند. در کل ممنون که شعر رو گذاشتید با خوندنش یه حالی هم کردیم ؛)

  • Kurosh Raad

    نویسنده عزیز من با شما مخالف هستم. شما فقط از یک دید و گوش دادن به این آهنگ ، این شخص(شاهین نجفی) را توصیف میکنید. به نظر من شما به تحقیق بیشتر در مورد این شخص نیاز دارید .نه تنها تحقیق بلکه بی طرفی نیز نیاز دارید تا بتوانید خوب قضاوت کنید.

  • Moka

    جناب آقای زمانی اگر شما ( طبق گفته خودتون ) روشنفکر و از مردم عادی جدا نمیدونید پس چرا به جواب هایی که از کامنتها میگیرید توجه نمیکنید ؟ چرا مدام دارید از نقدتون دفاع میکنید ؟ یا عامه قشر جوان مردم که از سیاهی و شعار و هزار تابوی نشکسته خسته اند نمیفهمند که ابراز علاقه به اشعار شاهین میکنند یا شما خودتونو خیلی روشنفکر تر از عامه مردم می دونید؟ اگر دوره شاهین که شما با احمدی نژاد مقایسه میکنید تمام شده دوره کی شروع شده ؟ گفتن از زندگی مامانم اینا و بورژوازی و همیه چی آرومه ؟ نه برادر من منم مثل شما کلی ساله که تو خارج از ایران زندگی میکنم ولی افکارم ، ذهنم ، فکرم بیمار همون مملکتیه که شما ناراحت میشید سیاه نمایی کنن . البته یه کینه توزی عجیبی پشت این نقدهای شما از شاهین هست چون بار اولتون نیست که اینو فقط روانشناس میتونه بررسی کنه ، امیدوار که از شعرهای امید جهان و ساسی مانکن لذت کافی ببرید

    • مهدی

      دمت گرم موکا…

  • عموعلی

    اتفاقن منظور شاهین خان با امثال شما نویسنده این مقاله هست! معلوم شد شما متن ترانه رو نخوند و گوش دادن هم بلد نبودی و دچار بدفهمی و کج فهمی و استفراغی که شاهین خان گفته شدید!!؟

    • زنده باد شاهین نجفی

      بابا نویسنده کج فهم عزیز شاهین داره از یک قشر سطحی گر مرفه بی درد حرف می زنه که به خودش اجازه میده بقیه مردم را جنس دوم ببیند برای آنها جوک بسازد و با پول ددی و مامی در خارج حال کند و به ریش ملت بخندد!
      شاهین خودش در شاملو ذوب شده است اونوقت بیاد از طرفداران شاملو ایراد بگیرد؟
      نه عزیزم !
      دوباره آهنگو گوش کن…