بشر از ابتدا دو راه در پیش رو داشت؟

Satoshi-Kanazawa_1899440a

بخشی از مصاحبه مجله اکونومیست با « ساتوشی کانازاوا» محقق مدرسه مدیریت اقتصاد لندن و عضو افتخاری کالج روانشناسی دانشگاه لندن را با هم مرور می کنیم.

مجله اکونومیست: در طی تحول بشر، آیا با هوش بودن مزایایی داشته است؟
ساتوشی کانازاوا: اقعیت این است که، مردمی که باهوش نیستند کارشان بهتر پیش می رود. برای اجداد بشر، هوشمندی فقط در موقعیت های خاص، کاربرد داشت.

اکونومیست: می خواهی بگویی بشرِ قدیم احتیاجی به هوش و ذکاوت نداشت؟

 بشر نتیجهِ بهترین تکامل طبیعی است و این توانایی ابزار مفیدی را برای انسان تدارک دید که به آنها امکان می داد مجموعه بزرگی از مشکلات زندگی را حل کنند و ادامه بقای شان تضمین شود. بشر اولیه فقط کافی بود که از آن دستاوردهای تکاملی پیروی کند. مثلا غذایی را بخورند که خوشمزه و مقوی باشد. با شریکی وصلت کنند که بیش ترین خصوصیات مربوط به تولید مثل را داشته باشد.

اکونومیست: چرا ما فکر می کنیم که باهوش بودن در دنیای معاصر مهم است؟

 در دوره و زمانه ما، باهوش بودن مهم است چون تعداد مواردی که بشرباید انتخاب و تصمیم هوشمندانه بگیرد بیشتر شده است. موفق بودن در مدرسه، پیدا کردن شغل و یا کسب مهرت های فنی از اتفاقات جدیدی است که نیاز به هوشمندی دارد.

اما همین  بخش از بشر که شعور و قدرت تصمیم بیشتری دارد در سامان دادن به نیازهای اولیه و اساسی اش مشکل دارد. با هوش ها در پیدا کردن زوج درمانده تر هستند. در تربیت بچه های شان کارایی کمتری دارند و نمی دانند چگونه دوست پیدا کنند.

اکونومیست: چرا افرادی که چاره ساز و مشکل حل کن هستند در زندگی عادی روزمره توانایی کمتری بروز می دهند؟ ایا هوشمندتر بودن باعث نمی شود که در حل مشکلات عمومی که از قدیم وجود داشته است و برای آن راه حل های ساده فراهم شده است موفق تر باشند؟

 هوش و درک برای این ایجاد شده است که راهگشای مشکلات جدید و خاص باشد. باهوش ترها مزه جدید، رفتار جدید و یا چاره ایی جدید را کشف می کنند که بشر 100 هزار سال پیش نداشته است.  بشر اولیه فقط به فکر زندگی خوب برای خودشان و اطرافیان شان بود.

اکونومیست: واقعاً؟

 اجداد باستانی ما، وجودشان طراحی شده بود تا باور داشته باشند که قدرت هایی با نیت هایی خاص، پشت حوادث طبیعی وجود دارند. برای بشر اولیه خطر و نگرانی کمتری وجود داشت وقتی اگر باور داشته باشد پشتِ پرده حوادث ناگوار، مشیت و سرنوشتی نهفته است. به عبارتی ساده، انسانها نمی خواستند و نمی توانستند بپذیرند که مثلا یک نفر قصد کشتن شان را بدون هیچ طراحی از پیش تعیین شده داشته است. نیاز بشر به مذهب هم  شاید از همین مسیر تبلور یافته است و اینگونه بود که پناه بردن به ایده آل و آرزو، به انسان فرصت داد تا واقعیتِ دنیای غیر قابل درک را انکار کند.

بشر چاره ایی نداشت جز آنکه، وقتی «من» انسانی اش از سایر حیوانات فاصله گرفت و تشخیص داد که در این طبیعت خشن و بیرحم، دو راه بیشتر ندارد. یا باید از ترس و غم دیوانه می شد یا به تخیلات و ماوراء الطبیعه پناه می برد.

The disadvantage of smarts

http://www.economist.com/blogs/prospero/2012/06/quick-study-satoshi-kanazawa-intelligence

Intelligence Paradox: Why the Intelligent Choice Isn’t Always the Smart One (2012)

Voici mon secret.  Il est très simple: on ne voit bien qu’avec le cœur.  L’essential est invisible pour les yeux.” “Le Petit Prince” by Antoine de Saint-Exupéry (1943)

More from ترجمه ونداد زمانی

ستایشِ شکست توسط یک فیلسوف

تولد انسان جدید - سالوادر دالیفیلسوف امریکایی و استاد دانشگاه تکزاس Costica...
بیشتر بخوان
  • none

     Crap translation, you did not maintain copy right principals, why? Is this Iranian journalism?!

    • مجله مرد روز

      بی نام عزیز  لطف کردی که نظرت را در باره ترجمه نوشتی ولی خوب می شد نمونه ایی از اشتباه مفهومی از ترجمه ( که امری است بسیار سلیقه ایی) را برای ما می نوشتی تا تصحیح کنیم.
      بی نام محترم مقاله چاپ شده در اینترنت  ان هم از یک از یک مجله پابلیک، با ذکر نام مقاله و ادرس اینترنتی، حدود 10 سال است که ژورنالیسم متداول گشته است.

      • none

         When you choose a conversation to translate, you have to be committed to translate all the parts of the conversation, you should not remove any part that you do not like!l
        Surely intoxication is a way of not thinking? And isn’t drug and alcohol addiction worse among the disadvantaged?l

        PS: to people! please first read the original text and then attack!l

        • مجله مرد روز

          بی نام عزیز هر متن مصاحبه، گزارش، بازبینی که توسط منابع دیگر بازنشر داده می شود می تواند بر اساس سلیقه و حساسیت های همان منابع، خلاصه یا دستچین شود.
           
           بیشتر مطالب بالای 3 صفحه در اینترنت، این روزها ضرورتا کوتاه می گردد. 5 سال پیش یک مقاله ایده ال شاید حوالی 2 هزار کلمه بود ولی این رقم به خاطر حجم انبوه مطالب روزانه در حال کم شدن است. این روزها مطالب اصلی تا حد 500 کلمه هم تقلیل می یابد.
          بی نام عزیز ما هم منبع اصلی را ذکر کردیم که خواندگان دقیقی نظیر شما اشتباهات و کمبودهای ترجمه را گوشزد کنند. مرسی از توجه و دقت شما

    • Derpscript

      Translation expert, it’s principle not principal, hahahaha 😀

  • Meisam

    با سلام
    اول تشکر میکنم از مقاله خوبتون .
    دوم تشکر میکنم از اینکه وقت میگذارید و به این خوبی ترجمه میکنید . 

  • bOLBO

    من هم نظر ناشناس را تایید میکنم. من مقاله اصلی را مطالعه کردم و به نظر میرسه بخشهای مهمی از اون رو حذف کردید که در رساندن کامل مفهوم اصلی خلل ایجاد کرده

  • دلسرد نشوید

    این اقای ناشناس نمونه یک فرد ناشکر ایرانی است. این گفتگو اتقدر ساده و بدون ادا ترجمه شده که کسی تشخیص نمی دهد یک مغز بزرگ در حال نظردادن است. موضوع جالبی است و اگر بیشتر ازاین می نوشتید ادم های معمولی مثل من از ان فرار می کردند