مردی که نمی شناسم

گراناز موسوی  را با صفت خستگی ناپذیر می شناسم. از 17 سالگی در مجلات ادبی ایران شعرهایش چاپ شده است. سه دفتر شعر دارد. بازیگر فیلم بوده است. تحصیلاتش را در استرالیا به پایان رسانده است و در دو دانشگاه انجا به صورت نیمه وقت درس می دهد. فیلم « تهران من حراج» او به فستیوال های مختلف دنیا راه پیدا کرده است.

با او و اشعارش از طریق شعری که رضا قاسمی، ادیب معروف ایرانی از او در سایت خود گذاشته است با عنوان تعزیه نزدیک تر شدم… با او اشنا شوید. لحظاتی را در ذهن شما برای مدتها اشغال خواهد کرد. انگار انرژی اش و عطش زندگی را نیز به ادم منتقل می کند.

من

نه آدمم نه گنجشک

اتفاقی کوچکم

هر بار می افتم

دو تکه می شوم

نیمی را باد می برد

نیمی را مردی که نمی شناسم.

 

 

Written By
More from غزال

رضا چایچی اشعارش هم مردانه است هم لطیف

شعر مظلوم مردانه، سراسر تمنا است و نازک دل و تا لحظه...
بیشتر بخوان
  • Masoud88

    والا من واقعا نفهمیدم این یارو کجایِ شعراش خوبه! شعرنشناس و فیلم نبین و کتاب نخون هم نیستم. اما در موردِ این خانم حیروونم، مثلا، جان من یه نفر بگه اون آشغال شعرایی که تویِ “تهرانِ عن حراج” میخوند اونم با اون ادا اطورِ مضحک، چی بودن، اصلاً یعنی چی… کی به تو گفته در موردِ چیزهایی که نمی فهمی خوب شعر میگی، یا کی از تهران باهات تماس گرفت و التماست کرد که بیای با فیلم ساختن از فلاکتِ ماها اونم به شکلِ تهوع آوری که همه دیدن، پات رو به جشنواره ها باز کنی؟ اصلاً این یعنی چی که شما بعد از مهاجرت یه دفعه به فکرِ فلاکتِ سرزمینتون می افتید؟ همه تون رو میگم! رفتید اونور، دنبالِ راحت زیستن بودید، اوکی، درک میکنم، فقط نمی فهمم حالا که رفتید چرا راحت زیستن رو از ما دریغ میکنید. آقا من تویِ تهران دارم زندگی، کار و تحصیل میکنم، به خدا تا سه روز بعد از دیدنِ تهرانِ عن حراج تصمیمِ قاطع گرفته بودم که تا آخرِ عمر دیگه هیچ فیلمِ سینمایی ای نبینم، بس که بهم توهین شده بود! راهِ خوبیه ها، طرف از گربه ملوسک هایِ موزیسین فیلم میسازه میره جشنواره آدم میشه سرِ ما، یارو چندتا اُسکول رو در ورزشگاهِ آزادی عنترِ خودش میکنم، بهش عنچوچکِ طلایی میدن، اینم از خانمِ شاعرمون، بابا به قران سکوت فضیلته، رفتید اونور برید به چیزایی که تویِ تهران بهشون دسترسی نداشتید بچسبید، سرِ جدتون دست از سرِ ما بردارید. وای به روزی که تویِ این مملکت اتفاقی بیافته و آقایون و خانم هایِ هنرمند و مبارز و فعالِ حقوق بشر برگردند! از همین حالا می تونم تصور کنم که چه ادعاهایی خواهند کرد و چه سهم هایِ گنده ای خواهند خواست. بذار همین سیستم بمونه؛ مطمئنم بهتر از برگشتنِ متوهمین عزیزه!

    • ALI

      KHOOBI? CHERA GHAT ZADI CHERTO PERT MIGI?

      • آرش

        مسعود خان خودت یک بار دیگه بخون ببین چی نوشتی

        آیا این نوشته یک ذهن نرمال هست

        البته خیالی نیست تمام ما مردم اینطوری شدیم همه مون قاطیم به شدت

        خوب اگه شعری دوست نداری بیخیالش شو

        اگه اینطوری پیش بری بزودی یکی رو ناکار میکنی از ما گفتن

        والسلام

    • Mehr Salabat

      مشعود خان هر چی که می گی ممکنه درست باشه ولی این حالت حیرون و پر از خشم و نفرتت خودش ثابت می کنه که همه تهران به حراج رفته چه به قول تو  اسکول هاش و چه توی امثال تو… خودت فکر نمی کنی ذهن سنگ شده یک جانبه ای رو به نمایش گذاشتی

  • سهند

    من این فیلمو ندیدم اما شعرهای خانم موسوی را خونده ام و به نظرم جالب هستن.