تعریف دوباره ایی از اعتدال

سه قرن پیش منتسکیو، فیلسوف سیاسی مدعی شد که:« انسان وضعیت بهتری خواهد داشت اگر به جای افراط، از اعتدال برخوردار باشد» ولی به نظر می رسد تاریخ معاصر دل خوشی از برگزیدن این توصیه ندارد.

بخش بزرگی از دنیای کنونی در حیطه تاثیرات سیاستمدارانی است که غلو می کنند و تمایل به تهییج احساسات یکطرفه دارند. به قول دومین رئیس جمهور امریکا John Adams : « هر فردی که به قدرت سیاسی دست یابد تبدیل به یک حیوان درنده می شود»

برای تعریف درست و تاریخی کلمه اعتدال شاید بهتر است اول نگاهی داشته باشیم به نظرات منفی که در باره اش گرداوری شده است. اعتدال و میانه روی را خیلی ها همسو با تردید و نامصمم بودن می بینند. فرصت طلب و ترسو بودن از اولین خصلت ها است که به ذهن می آید. …

از چشم انهایی که اعتدال را بر نمی تابند این حس وجود دارد که اعتدال یعنی بی هویت و بی ریشه بودن، بی بو و بی خاصیت بودن … به قول نیچه: « اعتدال خودش را زیبا می بیند ولی خبر ندارد که از دید آدم های قاطع، بی رنگ و بی خاصیت می باشد و طبیعتا زشت و ناخوشایند جلوه می کند… می گویند اعتدال نوعی تلاش برای ایجاد تفاهم است ولی حرف و ایده مشخصی ندارد که باعث تعدیل یا اصلاح شود.

ولی اگر نگاهی داشته باشیم به دوره طلایی فلسفه و اندیشه کلاسیک، می بینیم که مخالف شک و بدبینی هستند که دنیای معاصر در باره اعتدال دارد آنها همواره اعتدال را در مقابل رفتار « وحشی ها» سنجیده اند و مورد ستایش قرار داده اند.

فلاسفه دوران کلاسیک نه تنها اعتدال را صفتی منطقی می دانستند بلکه مدام تاکید می کردند که رسیدن به آن بسیار سخت است. مورخ و سناتور رم باستان Tacitus معتقد بود که: « تعادل، سخت ترین درس برای رسیدن به خرد می باشد»

یکی از بزرگترین شعرای رم باستان Horace معتقد بود که اعتدال صفت ارزشمندی است ولی دستیابی به آن در عمل، خیلی دشوار است.

افلاطون در نوشته معروفش « جمهوری» ضمن مهم شمردن اعتدال، آن را وسیله ایی برای کنترل احساسات، هیجان و امیال می دانست. شاگرد مورد علاقه اش ارسطو هم مدعی شده بود که: « استادان همه هنرها، کسانی هستند که می توانند از افراط و تفریط پرهیز کنند» او معتقد بود که همیشه در جستجوی یک راه میانه باشیم چون حافظ نظم و آزادی خواهد بود.

اعتدال از یک جهت خیلی شبیه بندبازی است. مثل یک بندباز روی خط نازک تصمیم و انتخاب قرار می گیرد. خطی که عبور از آن فرصت طلبانه و بی خطر نیست. باید با تمام وجود از تعادل برخوردار باشد.  نمی تواند به عقب برگردد. نمی تواند درجا بماند و باید یک چشم انداز از مسیر نهایی در برابر خود داشته باشد. قبل از شروع بندبازی بپذیرد که هر لحظه ممکن است با یک اشتباه کوچک سقوط کند.

در دروه و زمانه سرشار از هیاهو، غلو و طرز تفکرهای یک جانبه، شاید بد نباشد صفت اعتدال را دوباره مورد توجه قرار دهیم. اعتدال راه گفتگو و تفاهم را باز نگه می دارد و از این طریق می تواند محافظ دستاوردهای زندگی  مدنی باشد.

 

 

Moderation may be the most challenging and rewarding virtue

https://aeon.co/ideas/moderation-may-be-the-most-challenging-and-rewarding-virtue

منبع تصویر

http://www.fotocommunity.es 

 

More from ترجمه‌ی محمد رادفر

علاقه توریست ها به زاغه نشین ها

تصویر جذاب و معصومی که سینما از فقر و زندگی نکبت‌بار حلبی‌آبادها...
بیشتر بخوان