هفت شعر فارسی که هر مرد باید بلد باشد

حتما با افرادی از نسل های قدیمی تر روبرو شده اید که راحت و بدون ادا، قطعه ایی شعر را در میان حرف های شان می‌گنجاندند و تا مدتها تاثیر این بخش از گفتگوی شان در خاطرتان می ماند.

اشعار به یاد می مانند چون تاج سرِ هر نوع زبان و گویش هستند. چون مثل یک مجسمه خوشتراش سنگی، صیقل خورده اند و بدون به هم خوردنِ ریتم نفس، می توانند تکرار شوند.

البته شرط لازم و حتمی اش این است که از شعر یا بیت مورد نظر خوشتان بیاید. خوشبختانه گنجینه متنوع شعر فارسی این فرصت دوست داشتنی را به ما ایرانیان می دهد که بر اساس  شعور و سلیقه فردی مان، قطعاتی از آنها را برای محاوره و یا پشتیبانی حرف مان برگزینیم.

نیما یوشیج

 درآن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سروکوهی  دام،/ گرَم یادآوری یا نه، من از یادت نمی کاهم؛/ تورا من چشم در راهم
قسم به آن لحظه خاص، همان لحظه که ساقه های نازک نیلوفر به دور تنه درخت سرو کشیده می شود، بله قسم به آن لحظه ناب؛ من چشم انتظارت می مانم و فراموشت نخواهم کرد.

حافظ
پیش چشمم کمتر است از قطره‌ای / این حکایت‌ها که از طوفان کنند
همه چیز در مقابل تو هیچ است

خیام
با اهل خرد باش که اصل تن تو /گردی و نسیمی و غباری و دمی است
وقتی با افراد خوشفکر بگردی از حساب و کتاب های زندگی عادی کمی فاصله می گیری چون می فهمی که موجود محدود و مادی و گذرایی هستی.

بیدل دهلوی
بس که‌ وحشت کرده‌است آزاد، مجنون‌مرا / لفظ نتواند کند زنجیر، مضمون مرا
قدرت عشق را نمی توانم در کلمات بگنجانم
.
سعدی
نشاید که تو فخر من و من عار تو باشم
رابطه دو انسان باید کمابیش برابر باشد. احترام و علاقه و گذشت نیز
.
نظامی گنجوی
همه روز را روزگارست نام / یکی روز دانه‌ست و یک‌روز دام
هر کاری زمان و موقعیت خودش را می طلبد
.

سپهری
آفتابی لب درگاه شماست که اگر در بگشایید به رفتار شما می‌تابد
به ندای درونی تان، به خیر و مهربانی وجودتان، گوش دهید


برای  اینکه بعضی از اشعار کاملا در ذهن و جان تان نقش ببندد باید با ذوق و شوق، عین بچه ها رفتار کنید که به محض یاد گرفتن یک کلمه، آنقدر آن را تکرار می کنند که بخشی از دایره لغات مورد مصرف شان می شود.

اینها فقط ذره ایی از نمونه هایی عمومی از اشعار فارسی بودند و هر مرد ایرانی می تواند بر اساس سطح ذوق و نیاز و محیط اجتماعی اش، از دریای بیکران شعر ایرانی، بیت های را برگزیند.

متاسفانه فرهنگ فحش و تحقیر و احساسات پرخاشجویانه در طی چند دهه گذشته در جامعه نهادینه شده است. برای همین هر مردی که قدرت ابراز و روایت یک شعر زیبا و نغز را دارد در حین گفتگو، شریف تر و نجیب تر خواهد بود.

More from ونداد زمانی

تصاویری از یونان امروز

[caption id="attachment_33443" align="aligncenter" width="1480"] جوانهای آتنی[/caption] طی روزهای اخیر در ۳ شهر...
بیشتر بخوان
  • mohsen zarrabi

    https://uploads.disquscdn.com/images/255d2fed9fcc387c3186ca06733944d1c7540d07e1ddbcd0890a36386394ae79.jpg سلام.
    نمیدانم چرا ما ایرانیها با اینهمه شاعر و شعرهای نغز و لطیفی که در هر زمینه سروده اند،در دسترس داریم،از آنها استفاده نمیکنیم.من این شعر زیبای حافظ را با قلم زیبای استاد خوشنویسی ایران آقای توکلی راد تابلو کرده ام و توی خانه از معنی و زیبایی آن لذت میبرم.مرا در خانه سروی هست کاندر سایه قدش-فراغ از سرو بستانی و شمشاد چمن دارم.ضرابی از مشهد

  • mohsen zarrabi

    البته حضرت حافظ این شعر را با هر مقصودی سروده باشند،برای من این تداعی را دارد که،من همسری دارم بغایت فداکار،خوش قلب،وفادار،زیبا و خانواده دوست،و من در سایه او از هر زنی بی نیاز هستم.

  • Ali Mohebban

    این مفهومی که از مصرع سعدی نوشته درست نیست. مفهوم این مصرع این است که من آنقدر در برابر عظمت تو کوچک و ناچیزم که شایسته نیست من یار تو باشم زیرا در این صورت تو مایه فخر من هستی ،ولی در مقابل من مایه عار تو خواهم بود. این مفهوم رو از مطلع این غزل هم می توان در یافت :
    من بی‌مایه که باشم که خریدار تو باشم
    حیف باشد که تو یار من و من یار تو باشم
    همچنین برداشت من از مصرع حافظ و نظامی نیز با آنچه نگاشته شده متفاوت است.