ما ایرانیان و عادت به فرار از مسئولیت فردی

همه ما به شدت از دیگران شاکی هستیم. همه ما مدام هر روز می گوئیم و می شنویم که چقدر رفتار هموطنان بد و ناهنجار است. خیلی از ما ناخوداگاه ولی به درستی به این اعتقاد رسیدیم که مدیران بی عرضه جامعه، باعث ایجاد این حس بلبشوی رفتاری و اخلاقی در تک تک ما هستند. اما به نظر می رسد هر چه بیشتر به بی عرضه بودن مسئولان پی می بریم از سطح مسئولیت فردی خودمان می کاهیم.

واقعا تا چه وقت باید همه چیز را به مدیریت عوضی و متعصب و فرصت طلب و دروغگو ربط بدهیم. یعنی زندگی اجتماعی و رفتار روزانه تک تک ما، از یک نشست و برخاست ساده با دوستان تا نحوه روبرو شدن با مشتری تا خدمات و شغل هایی که برای عرضه داریم تا رانندگی در کشور فقط و فقط به خاطر بد بودن مدیران سیاسی است؟

اجازه دهید این منطق رفتاری را در الگوی رانندگی در سطح ملی ببینیم چون همه ما دهها میلیون راننده ایی که در جاده ها ها و خیابان های کشور مشغول رانندگی هستیم می دانیم که به اندازه یک جنگ داخلی، هر ساله در حال کشتن همدیگر هستیم.

واقعا در ذهن تک تک ما رانندگان جاده ها و خیابان های کشور چه می گذرد وقتی هر روز شاهد این همه کشته و مصدوم هستیم؟ آیا همه ما مقدمتا فکر نمی کنیم که این غفلت دیگران است که باعث این همه خسارت جانی و مالی می شود؟ اجازه دهید کمی دقیق تر به این الگوی فکری نظر بیاندازیم .

همه ما رانندگان کشور به درستی به این حقایق واقف هستیم که ماشین های وارداتی و ساخت کشور از استاندارد  ایمنی لازم برخوردار نیستند. خیابانها و جاده ها درست طراحی و نگهداری نمی شوند. تابلوهای کنار جاده، گمراه کننده هستند.  قطعات یدکی غیراستاندارد، مورد استفاده قرار می گیرند. خدمات مکانیکی، در اغلب موارد کیفیت لازم را ندارد. پلیس تعلیم دیده و مسئول خیلی کم است و آموزش رانندگی، سیستم گواهینامه دادن و حتی سیستم نمره منفی دادن به تخلفات، پر از نقص است یا تقریبا وجود ندارد.

خلاصه کلام به هر دلیل واقعا درست در بیرون از خودمان تکیه می کنیم جز آنکه به خودمان یک نهیب ساده بزنیم. از خودمان نمی پرسیم که نقش ما در حین رانندگی چقدر می تواند در ایجاد امنیت و آرامش رانندگی موثر باشد؟

آیا با وجود همه نارسایی ها و آسیب های خدماتی و مدیریتی و تکنیکی که به آنها واقف هستیم بر احتیاط مان می افزائیم؟ آیا حق  تقدم ها را رعایت می کنیم؟

اجتماع بزرگ شهروندی ایرانی بعد از نزدیک به 40 سال شاید به ناگزیر راه دیگری ندارد جز انکه بپذیرد در نبود یک مدیریت درست و منطقی، بهتر باشد قدم های ساده و قابل اجرای از طرف خودمان برداریم تا از آسیب وحشتناک ناشی از مدیریت بی عرضه و فرصت طلب بکاهیم. ما می توانیم  جان خودمان و عزیزان مان را در جاده های کشور با رعایت فقط کمی احتیاط، حتی شده در حد 10 درصد آمار تلفات، کاهش دهیم.

شاید اگربه عمل مسئولانه خودمان بیفزائیم و این شیوه رفتار و توقع، بخشی از تربیت خانوادگی و اجتماعی ما بشود در پیگیری برای تغییر و تصحیحِ نهادهای سیاسی و اجتماعی، کارآمدتر شویم.

 

 

تلفات جاده ای درايران

گزارش ویژه از نقش جاده ها در تصادفات؛ جاده‌هایی که سهل‌انگاری رانندگان را نمی‌بخشند

حوادث و سوانح جاده ها

 

 

More from مرد روز

پنج خصلت فردی برای زندگی بهتر

با همه سختی های که همیشه در زندگی بشر وجود دارد ما انسانها...
بیشتر بخوان