مردی که ستاره اش رفته بود

سه ماهی میشه که با شقایق همخونه شدم البته اسمش شهینه اما شقایق صداش میزنن، امروز تو خونه مشتری نداریم شقایق برام آدرس رو اس ام اس کرده گفته ساعت ٨ دم داروخانه سر میدون بایستم مشتری خودش میاد دنبالم …

اصلا حوصله ندارم خسته ام ولی خب غیر از اجاره که هنوز سهم من مونده باید برای مامانم هم پول بفرستم، مامانم فکر میکنه که شغل آبرومندی تو تهران دارم، خب اینم شغله ديگه! اصلا به كسى چه؟ تن خودمه! ریسک هاش هم مال خودمه. می دونم خیلی های مون معتاد میشیم، کتک می خوریم. مرض های خطرناک می گیریم. خیلی هامون هیچوقت دیگه سر بلند نمی کنیم.

حوصله آرایش زیاد ندارم نمیشناسمش، شقایق هم میگفت جدیده اما خب از سرش هم زیادم. ١٠ دقیقه ای میشه که اینجا ایستادم نیومده، شماره ای هم ازش ندارم شقایق هم که طبق معمول تلفنش رو جواب نمیده.

گفته بود یه شاسی بلند سفید میاد، یه شاسی بلند سفید با چراغ روشن وایساده ولی فکر نمیکنم اون باشه! وای یعنی میشه اون باشه جوون و خوشتیپه… نه حتما اون نیست اون برای هر دختری وایسه، سوار میشه! نیازی نداره به شقایق زنگ بزنه!

دل به دریا میزنم میرم جلو، شیشه هاش بالاست و صدای موزیکش تا آخر بلند ، تو حال خودشه. میزنم به شیشه،
– آقا مسعود ؟ از طرف شقایقم.
بیا بالا
کاش بیشتر آرایش میکردم کاش لباس بهتری می پوشیدم، چقدر خوبه … صدای موزیکش رو کم نمیکنه حرفی هم نمیزنه منم به موزیک گوش میدم.
چی میخوری؟
بله؟
بلندتر میگه ، چی میخوری؟
آهان فرق نمیکنه، لایت باشه لطفا.
منظورم شام بود ، اونو دارم.
هر چی شما بخورین.

هل شدم یه کم، نمیدونم چرا ؟ همیشه اینجور مواقع بسته به كَرَم مشتری بهترین چیزی رو که میشه میگم.
غیر برنجی خوبه؟
مثلا کباب؟
بله خوبه

از ماشین پیاده میشه دو قدم میره دوباره برمیگرده گوشی و سوییچش رو برمیداره دوباره میره اصلا هم نگام نمی کنه ، با غذا برمیگرده. وای چه خونه ای داره! خیلی خوشگله، حتما پول خوبی بهم میده، سریع میرم دستشویی تا یکم رژ بزنم، لعنت بر من! چرا اینطوری اومدم؟ به سر تا پای بدنم عطر میزنم دستی به موهام میکشم و میام بیرون.

شلوارک پوشیده رو مبل لم داده غذا و مشروب روی میزه، میرم کنارش میشینم، چه اندام خوبی داره ! این مدت آنقدر مردهای شکم گنده دیدم که یادم رفته بعضی از مردها شكم ندارن!

سه ساعتی گذشته که اینجام ولی اصلا نفهمیدم چه جوری گذشت ، انگار نه انگار که من هر جا میرم میخوام زود جیم شم! اصلا بهم دست نزده فکر کنم خیلی هم مست شده، یه تخته نرد میبینم بهش میگم بازی کنيم؟
با تعجب نگام میکنه!
بلدی؟
شرطی میزنم! سر٥٠ تومن؟!
باشه قبول
نه نه ١٠٠ تومن
باشه قبول

میبازه، نمیدونم چرا احساس کردم به عمد باخت! همش یهو وسط خندیدن هاش میره تو فکر، آدم غمگینیه، ولی من غمگینها رو بیشتر دوست دارم آدمهای شاد لجم رو درمیارن.

١٠٠بهم میده، خیلی شارژم، انرژی دارم. دستم رو میندازم دور گردنش لپش رو بوس میکنم، مبهوت نگام میکنه! کنترل تلویزیون رو برمیدارم.
میتونم صداش رو زیادتر کنم؟
آره
میخوام برقصم، بهم شاباش میدی؟
چی بدم ؟ یه جوری میپرسه انگار تا حالا نشنیده!
یعنی پول
آهان، باشه

میرقصم، دوست دارم خیلی خوب به نظرش بیام تا بازم منو بخواد بهم نگاه میکنه ولی حس میکنم حواسش بهم نیست، انگار تو فکره! میام جلو میشینم رو پاهاش، خیلی مسته …
ميشه ٥٠ تومن
چی؟
نیستی ها … خب رقصم دیگه، خوب نرقصیدم؟
چرا خیلی عالی بود .

از جیب شلوارکش ٥٠ بهم میده، وای خدای من اگه شقایق میدونست مشتری جدید همچین پسر خوشتیپ و پولدار و دست و دل بازیه اصلا به من نمیگفت خودش میومد.
دلت گرفته ؟ ناراحتی؟
چند لحظه بهم زل میزنه هیچی نمیگه
آخه هیچکدوم از مشتری هام تا حالا …

دستش رو آروم میذاره جلوی دهنم میگه: هیییس هیچی نگو، مثلا تو دوست دختر منى! وای حتی از شوخیش هم قلبم تند میزنه، بعد محکم بغلم میکنه. خیلی وقته هیچکس منو اینطوری بغل نکرده یعنی خیلی ها بغلم کردن ولی اینجوری نه! چه احساس خوبی دارم ، کاش دنیا همینجا متوقف .ه منو بو میکنه. چه بوی خوبی میدی .. شنله؟
از کجا فهمیدی؟
با لبخند تمسخر نگام میکنه…
خب بوی شنله ديگه!

تا حالا هیچکدوم از مشتریهام نفهمیدن که عطرم شنله، اصلا دلم نمیاد بزنمش، اینم حاجی برام خریده. دوباره بغلم میکنه، زیر لب میگه ولی میشنوم. آخه ستاره چرا؟ چرا؟
من که اسمم ستاره نیست!
امشب واسه من ستاره ای.

صدای تپش های قلبم رو میشنوم نکنه من رو دست انداخته ؟ بالاترین تعریفی که از من شده اینه که چقدر هیکلت خوبه یا چقدر لبهات قشنگه ، هیچکس به من نگفته تو تنها ستاره منی!
بخوابیم؟

منظورش رو میفهمم ولی اولین باره که برای هم آغوشی با یه مرد از ته دلم راضیم و فیلم بازی نمی کنم، سرم رو تکون میدم از جاش بلند میشه به سمت اتاق خواب میره در رو باز میکنه ، چند لحظه همون جا خشکش میزنه بعد بهم میگه : همین جا بمون، با دوتا بالش و یک پتو برمیگرده.
زن داری؟
نه … با اخم بهم جواب میده.

روی مبل دراز کشیدیم، لمسم میکنه ولی دستش یهو ثابت میشه ، پیشتر نمیره! سرم رو میذارم روی سینه اش. می خوام بپرسم آخه چشه! ولی حرفی نمیزنم ظاهرا از پرحرفی خوشش نمیاد.

بغلم میکنه و خوابش میبره، خب حتما خیلی مسته، ولی باید پول منو بده، به من چه خب ؟ نگاه به صورتش میکنم چقدر ته ریش به صورت استخوونیش میاد. یاد پولهایی میفتم که تو مستی ازش گرفتم عذاب وجدان میگیرم، خب پول هم نداد مهم نیست ، اون که کاریم نداشت، اصلا اين پولش رو هم صبح بهش پس میدم.

خیلی حال خوبی دارم باهاش، چی میشد همچین مردی عاشق من میشد ! اصلا دیگه هم کار نمیکردم، خودم از تصور خودم خنده ام میگیره. خیلی بغلش آرامش داره، خوابم میبره.

صبح شده اصلا نفهمیدم کی بیدار شده ؟ روی میز و اطراف رو جمع کرده لباسش رو هم پوشیده، کش و قوسی به بدنم میدم.
سلام ، صبح بخیر
سلام ، بریم خانوم؟

خانوم؟ دیشب که ستاره اش بودم الان اسم خودم رو هم یادش رفته. شدم خانوم! اصلا دلم نمیخواد برم دوست دارم اون بره سر کار من بمونم تو این خونه خوشگل آشپزی کنم.
آره الان آماده میشم.

تو ماشین میشینیم، اصلا حرفی هم نمیزنه اخمهاش تو همه ، اون غمی که دیشب تو چهره اش بود نیست ولی تا دلت بخواد قیافش عصبانیه! دم همون میدونی که سوارم کرد پارک میکنه از تو کیفش پول درمیاره بدون اینکه حرفی بزنه بهم میده.
نه لازم نیست …
بگیر
آخه ، تو که …
بگیر
آخه تو دیشب سر بازی و رقص هم بهم پول دادی! تعجب میکنه، اما میگه: میدونم ، اون فرق داره، بگیر. پول رو میگیرم.
ببین اون نبش یه آژانسه ، میتونی از اونجا آژانس بگیری.

یه غمی همه وجودم رو گرفته نمیخوام پیاده شم سریع یه کارت از تو کیفم درمیارم.
بیا این کارت منه

نگاهی به کارت میاندازه و میگیره. از ماشینش پیاده میشم، هنوز وایساده، میرم به سمت آژانس، از تو شیشه مغازه میبینمش، کارت رو پاره میکنه و از پنجره میندازه بیرون … گازش رو میگیره و با سرعت دور میشه!

دلم برای هر دوی مان به درد می آد.

 

آدرس تلگرام عسل جعفرزاده

More from عسل جعفرزاده

اعترافات خصوصی یک دختر

از وقتی یادمه دختر خوب مامانم بودم و الگوی نجابت و وقار...
بیشتر بخوان
  • سارا

    میدونم ربطی نداره اما من یاد این افتادم:

    راستی روسپی! از خودت پرسیدی چرا اگر در سرزمین من و تو، زنی
    زنانگی اش را بفروشد که نان در بیارد رگ غیرت اربابان بیرون می زند اما
    اگر همان زن کلیه اش را بفروشد تا نانی بخرد و یا شوهر زندانی اش آزاد
    شود این «ایثار» است ! مگر هردو از یک تن نیست؟ بفروش ! تنت را حراج
    کن… من در دیارم کسانی را دیدم که دین خدا را چوب میزنند به قیمت
    دنیایشان، شرفت را شکر که اگر میفروشی از تن می فروشی نه از دین.

    ((فریدون فرخزاد))

  • binam

    hme chiz kheili riz beheshun pardakhte shode bud tori k hme chi ghabele lams bud vaghean khaste nabashid

  • فرزانه

    واقعا احساسات شكست خورده آدمى كه باخته خوب توصيف شده و مردو زن هم نداره ، هر چى بخواى خودت را آروم كنى و ارتباطات پوچ بگيرى حالت بدتر ميشه .

    • raak20032003

      این منم و گلی م رفته.

  • حمید

    این جون میده فیلم کوتاه ازش ساخته شه انقدر قشنگ صحنه ها توصیف شده.
    خوشمان آمد

  • Parsa

    متن خیلی قشنگی بود .آرزو های ادمای دل شکسته رو نشون میده…ولی اخر هردو با واقعیت روبه رو میشن …که هیچی نمیتونه اون چیزی که هستو عوض کنه .

  • Rose

    اونجاییکه مرد کارت رو پاره کرد اوج قصه بود ، 👍

  • Saeed

    احساسات مرد قصه عالی به تصویر کشیده شده . 👍

  • سحر

    از روی فیلم زن زیبا نوشته شد دیگه.واقعا که هیشکیم این فیلم رو ندیده.

  • aiden k.a

    متوسط به بالا…
    🙂

  • من

    چه آدم بی فرهنگی. آشغال هاش رو از شیشه بیرون ریخت.

  • اف

    دزدی ادبی.