از کوره در رفتن خیلی اذیتم میکنه

من تا الان چند تا رابطه داشتم و سنّ حدود ۴۰ و هنوز مجردم. در این بین اشتباهت فردی خودم و همینطور اشتباهات دخترها باعث شد که به اینجا برسم. الانم تو رابطه نیستم. یکی‌ از چیزهایی که خیلی‌ اذیتم میکنه از کوره در رفتن یا جرّو بحثم  با آنها یادم میاد و روزی چند بار خودم رو محکوم می‌کنم.

یعنی‌ کلا تو زندگی‌ همه رو می‌بخشم و زود فراموش می‌کنم حتا تا الان از کسی‌ کینه ندارم اما نمیدونم چرا خودم رو نمیتونم ببخشم حتا اینو بگم که رابطه های سابقم بهم ایمیل میزنن و منو به عنوان یک دوست قبول دارن و احترام میذارن اما چه در مورد اونها یا آدمهای دیگه هر روز چند بار وجدانم روبرو م شوم. مخصوصا این اخیرا که باعث شد یک موقعییت خوب تحصیلی‌ در آمریکا با بورسیه خیلی‌ خوب رو ترک تحصیل کنم و الانم بیفتم تو خونه و شب و روز افسرده باشم

می‌دونم کارم در قبل بقیه اشتباه بود ازشون معذرت خواهی‌ کردم، خطا کردم از کوره در رفتم اما نمیتونم خودم رو ببخشم. چند بار هم به مرز خودکشی‌ رسیدم و هر وقت به خودکشی‌ فکر می‌کنم تا چند ساعت آروم میشم با فکر اینکه همه چیز تموم بشه چند ساعت آروم میشم

دیگه بریدم سنگ صبور بهم کمک کن خیلی‌ ممنونم

 

سروش عزیز

از کوره در رفتن شاید یک تعریف بی آزارتر از عدم کنترل و ضعف مدیریتِ خشم باشد یا Anger Management که لطمات شدیدی برای افراد ایجاد می کند.

دنبال دلیل خشم ناگهانی ات بگرد. خیلی از آدم ها مدام از حق خود در یک رابطه کوتاه می ایند و همه آنف به یکباره و با یک بهانه  به صورت یک خشم و انفجار احساس بیرون می اید. یا دلایل بسیار دیگر … برای همین احساس گناه یا سرزنش مداوم خودت، دردی را درمان نمی کند. برعکس،  حس اعتماد به نفس خودت را کم می کند. تصویر منفی تر و تلخ تری از خودت ایجاد می کند و ترا در حالت پر تنش و از کوره در رفتن دوباره قرار می دهد.

پیش یک نوع روانشناس برو که کارش تحلیل درمانی است یا Cognitive Therapy … تا سر فرصت در باره رفتار و واکنش هایت با وی حرف بزنی. به او از ایجاد خشم ناگهانی غیرقابل کنترل در شرایط مختلف بگو …

تو نیاز به بررسی، ریشه یابی و تمرین برای کنترل خشم داری نه  سرزنش و  نکوهش …  زیر سئوال بردن رفتارت اگر سالم و منطقی نباشد به ضرر تو تبدیل می شود.

تو در ضمن باید انواع رفتارهایت را از هم مجزا کنی. مثلا دلیل ترک تحصیل و گوشه نشینی ات شاید ناشی از افسردگی باشد یا هر چیز دیگری که می تواند ربطی به تصمیمات اشتباه و سرزنش آمیز تو نداشته باشد. پناه بردن به فکر خودکشی حتی در حد تسکین و از یاد بردن فشارهای روحی نیز علامت مستقل دیگری است که نشان می دهد نیازمند کمک حرفه ای از پزشکان هستی.

خواهش می کنم برای شروع و با کمی جستجو،  یک روانشناس خوب گیر بیاور که بتواند مسیر ذهن و شیوه منطق و نحوه رفتارت را به کمک خودت، تحلیل کند. در امریکای شمالی از آن با عنوان کاگنتیو تراپی  یاد می کنند.

از دیدن دکتر روانشناس یا روانپزشک احساس شرم نکن. هر نوع مریضی فقط یک مریضی است که خوشبختانه در عصر ما، یک عالم راه حل برایش وجود دارد.

منبع تصویر
Written By
More from بهمن

برخورد آدم های موفق با بدشانسی

سلام. من ساکن کشور ایتالیا هستم. طبق برداشتهای خودم و گفته های...
بیشتر بخوان