نظر یک فیلسوف در باره آرزوهای ممنوع

هر روز، هر کدام ما در درون ذهن مان، به مجموعه ای از خیالات و آرزوها میدان می دهیم که هم لذتبخش هستند و هم ممنوع … دوست داریم شاهد سقوط و شکست موقعیت افراد مختلف باشیم. آرزوی ثروت ناگهانی، گذشت سریعتر زمان یا بازگشت به دوران سپری شده را داریم. خیال می ورزیم که قادریم اتفاقات آینده را پیشگویی کنیم.

art-121-vertigo-fantasy-hotel-5

ما حتی گاهی به مرگ آدم هایی که دوست نداریم و بدتر از ان آرزوی نابودی بعضی دیگر فکر می کنیم. ما حتی در این میان، تخیلات جنسی ممنوعی هم داریم که در زندگی واقعی اصلا نبایست داشته باشیم.

وجود این نوع تخیلات ناهنجار حتما مقدار زیادی شرم و احساس بد در ما ایجاد می کند. ما می فهمیم که اگر قرار باشد این آرزوهای ممنوع جامه عمل بپوشد سر و کار ما با قانون و از دست دادن شغل و طلاق و حتی زندان خواهد بود.

به عبارتی صریحتر ما آنقدر افکار مخرب در ذهن مان تلنبار می شود که اگر همگی مان قدرت عملی ساختن شان را می داشتیم سیاره ما به سادگی به آتش کشیده می شد.

اما در حقیقت، داشتن افکار و آرزوهایی که در تقابل با واقعیت زندگی است از ویژگی های بنیانی یک انسان سالم و معمولی است. اگر دقت کنیم این ماجرا اتفاق جدیدی در زندگی تک تک ما نیست. ما این تخیلات و تصورات را از دوران کودکی داریم. بچه ها اشکالی ندارد با اژدها دوست شوند. با روباه در کنار خانه حرف بزنند و بازی کنند. با با بادبادک های شان به سمت ابرها بروند.

ما نگران تصورات و آرزوهای کودکانه نیستیم چون می دانیم محوطه و موقعیت کنترل شده ایی وجود دارد که امکان عملی شدن واقعی تخیلات آنها را ایجاد نخواهد کرد. اما نگران تخیلات بزرگسالان هستیم چون گاها می بینیم بعضی ها این مرزهای واقعی را می شکنند.

ما ولی باید همین مرز و محدودیت ها را در محیط خودمان هم ببینیم. یک آرزوی ممنوع یک هدف برنامه ریزی شده نیست. این نوع افکار حالت پنهان شده دارند چون می دانیم که عملی شدنش مصادف با در هم ریزی وضعیت منطقی موجود است. ما با درک این حقیقت، می پذیریم که امکان بوقوع پیوستن شان غیرعادی است.

ما انسان های بالغ با تشخیص محدودیت و غیرعملی بودن آرزوهای ممنوع، در حقیقت، تاکید دوباره ایی داریم از اینکه واقعیت زندگی، اصل و مبنای رفتار ما است.

ما در طول تاریخ اجتماعی مان، قوانین مشخص با بازوهای اجرایی قدرتمند ابداع کردیم تا به طور مداوم مرز بین واقعیت و تخیل را به خودمان تذکر دهیم. قانون بخصوص در طی چند صد سال گذشته به طور قدرتمندی در حال تثبیت شدن و تعمیم دهنده انواع ناهنجاری ها و حتی خواسته های غیرمتعارف همگی ما است.

قانوانین اجتماعی، مدام یادآوری می کند که بهتر است مرز بین واقعیت و تخیل را متوهم نکنیم چون برای هزاران سال، در دنیای بدون قانون مشخص و مناسب برای همه می زیستیم. دورانی که تشویش و نگرانی و عدم امنیت و تقسیم نامناسب حقوق انسانی، بیش از 90 درصد بشر را اصلا انسان نمی دانست.

آرزوها و تخیل های ممنوع البته یادآور یکی از نارسایی ها و کمبودهای ما نیز هستند. آنها نشانه های مهمی از موقعیت وجودی ما را منعکس می کنند. تصور ثروتمند شدن، فراری احساسی از وضعیت غیردوست داشتنی در زندگی خودمان است. تصور ثروت با احساس امنیت می آید چیزی که شاید نداریم.

.تخیلات جنسی هم در حقیقت اعلام کمبودهایی است که به هر حال در هر رابطه ای می تواند وجود داشته باشد و یادآوری ازخودگذشتگی است که هر کدام برای رابطه انجام می دهیم. ما از بخشی از نیازهای خود می گذریم اما به خودمان امان می دهیم بخش هایی از خواسته های تامین نشده را در مخیله مخفی مان حفظ می کنیم.

مهم ترین وجه «انسانی» تخیلات ممنوع این است که به شدت عمومی است و به همان خاطر بر وفق طبیعت انسان است. ما شرمگین نخواهیم شد از این نوع افکار و آرزوها، اگر هوشمندانه بدانیم همه افراد، همه انسان های سیاره ما این نوع افکار را دارند.

تخیلات ممنوع ما، مبنای شیطانی ندارند. آنها ساخته روند طبیعی ذهن ما هستند. شگردها و تدبیرهای آرام کننده، کنترل کننده و واقع بینانه ما هستند. ما با افراط در آرزوها، به خودِ منطقی مان باز می گردیم. ما با داشتن این نوع افکار آدم عجیبی نیستیم. فقط شاید هنوز باور نداریم که مثل بقیه هستیم.

 

Our Secret Fantasies

http://www.thebookoflife.org/fantasy-vs-reality/

image source

IDFdesign 

More from ماهان طباطبایی

آیا می توانیم شخصیت مان را تغییر دهیم

این سئوال قدیمی نه تنها توسط مذاهب و باورهای مختلف جواب داده شده...
بیشتر بخوان
  • محمد

    متأسفانه امکان نوشتن بدون ویرایش و دیدن آن توسط همه بصورت آفتی برای دنیای کنونی ما درآمده اما قطعاً این امر اگر برای افراد و گروه های بی در و پیکر رخ دهد کسی بر آن خرده نمی گیرد ولی برای صفحه ی شما زیبنده نیست که در یک متن دست کم 4 تا 5 غلط املایی! وجود داشته باشد! اقای طباطبایی عزیز «دوباره ایی» غلط است و همان«دوباره ای» کفایت می کند. خواهش می کنم برای تایپ و ویرایش صحیح متونتان بر اساس رسم الخط فارسی تجدید نظر فرمایید
    .