دو اعتقاد شخصی که باعث افسردگی می شوند

همه ما انسانها در کوله پشتی روحی و روانی مان، اعتقاداتی وجود دارند که در باره دنیای بیرون است. مثلا بعضی از ما باور داریم انسانها ذاتا خوب هستند یا برعکس مدام به خودمان یادآوری می کنیم که عجب دنیای ناعادلانه ای است. اما در این میان، دو نوع ایده و توقع بسیار مضر از «خودمان» هم وجود دارد که بر اساس تحقیقاتی که شده است زمینه ساز افسردگی نیز می توانند باشند.

315d7e0084f7594a2ee9249e6eab196d

1- همه باید مرا دوست داشته باشند

در این شیوه از رابطه یک فرد با دنیا، انواع مختلفی از توقع وجود دارد ولی مهمترین شان این است که « اهمیت و قدر من در این است که دیگران چگونه در باره من می اندیشند».

اما چرا این ایده درونی مضر است و زمینه ساز اندوه و افسردگی می شود؟ چون شادی و آرامش ما از کنترل ما خارج می شود و همه تعادل روحی و شادابی خود را به دیگران و رضایت شان می سپاریم. راه حل برای عبور از این شیوه اندیشه، گریز از جمع و نگاه و نظرشان نیست به غار تنهایی مان پناه بردن تاییدی است از اینکه به نظر دیگران بها می دهیم.

برای حل این شیوه اندیشه که سرنوشت وضعیت روحی و هویت ما را در دست دیگران قرار می دهد در قدم اول بهتر است از خودمان بپرسیم « آیا این حقیقت دارد که شادی و آسایش ما را دیگران باید رقم بزنند؟»

قرار این نیست که به یکباره خودمان را از قضاوت دیگران رها کنیم و غیرواقعبینانه خودمان را از دنیای بیرون مصون نگه داریم. رفتار منطقی و واقعی تر این است که در قدم بعدی سعی کنیم بار اصلی توقع « همه  باید مرا دوست داشته باشند» را کم کنیم.

بد نخواهد شد اگر فکر کنیم بعضی خصوصیات ما را بعضی ها ممکن است بپسندند ضمن آنکه طوری فکر نکنیم انگار محتاج پذیرش دیگران هستیم. ما در مسیر  بازسازی منطق خودمان، یک قدم دیگر هم می توانیم برداریم وقتی به خودمان بقبولانیم « اگر من معمولا با خودم راحت هستم پس شانس اینکه افرادی باشند که این وضعیت مرا تشخیص دهند نیز وجود دارند»

قرار برای بازسازی مجدد شیوه شعور و سنجش، انکار نیازهای طبیعی نیست. همه ما احتیاج داریم توسط دیگران دوست داشته شویم و مورد تایید قرار بگیریم. فقط باید به این واقعیت هم بها دهیم که آدم ها، سلیقه ها و تربیت های متفاوت دارند و نمی شود که همه از ما خوش شان بیاید.

2- من باید بی نقص باشم

این باور شخصی هم انواع مختلفی برای خودش دارد. برای همه ما پیش امده است که این جملات را بر زبان آوریم یا از دیگران بشنویم که: « اگر مسئله ای را نفهمیدم پس احمق هستم، اگر در یکی از کارهایم موفق نبودم پس آدم بازنده ای هستم. اگر همسطح دیگران نیستم پس آدم ذلیل و ضعیفی هستم و …»

اما چرا توقع کامل بودن و بی نقص و بهتر از دیگران بودن، زمینه ساز افسردگی می شود؟ چون در درجه اول یک منطق که همه چیز را سیاه و سفید می بیند بر روحیه ما مسلط می شود. قانون زندگی هم دیر یا زود به ما می آموزد که نمی توانیم در همه چیز موفق و کامل باشیم. بنابر این توقع بی نقص بودن به نوعی پذیرش توهین و سرزنش مداوم خویش است.

البته راه حل این نیست که دست از کوشش و توقع برداریم و همواره بخواهیم فقط در بینابین و میانگین ها قدم برداریم و به متوسط بودن بسنده کنیم.

بازسازی شیوه منطق و شعور، دوباره می تواند ما را قدم به قدم از این باور مضر نیز دور سازد. ما همچنان می توانیم سخت کوش باشیم و بلندپروازی و زیاده طلبی را سرمشق قرار دهیم ولی بهتر است قرارمان واقعی تر باشد و به خودمان بگوییم که « مهم این است که من از هیچ تلاشی کوتاهی نمی کنم»

یادمان نرود که این نوع باورها در روان ما برای سال های طولانی حک شده اند و قرار نیست با جایگزینی یک شعار، آن را از ذهن و رفتارمان حذف کنیم. مثل همیشه در مسیر بازسازی شیوه منطق و شعورمان، ذره ذره، در هر واکنش و تصمیم، با خودمان مهربانتر باشیم و از حکم های مطلق و کلی، کمی فاصله بگیریم.

 

The Two Big Beliefs Linked to Depression
http://www.quickanddirtytips.com/health-fitness/mental-health/the-two-big-beliefs-linked-to-depression?page=1

Measuring Dysfunctional Attitudes in the General Population: The Dysfunctional Attitude Scale (form A) Revised

http://link.springer.com/article/10.1007/s10608-009-9229-y/fulltext.html

منبع تصویر
https://uk.pinterest.com/explore/depression-art/

More from مهرانگیز پاشا

سفر دور دنیای یک زوج با یک دست لباس

دو امریکایی که از طریق شبکه های دوست یابی با هم آشنا...
بیشتر بخوان
  • soheil

    زیبا بود مهرانگیزجان.مرسی عزیزم:-*