۳۴ ساله ای. مجرد و بدون بچه؟ مشکل چیه

noell-oszvald13

اوسط پاییز شده و یواش یواش رد بادهای سرد رو میشه روی شونه ام حس کنم. آدم رو یاد زمستون سرد و طولانی می اندازه. قلبم می گیره از اینکه یک زمستون دیگه رو باید تنها بگذرونم. من هیچ نقشه ای از قبل نریختم که زندگی ام اینطوری پیش بره

من روی ابر راه رفتن و عشق رو تجربه کردم. امید به یافتن مردی که می تونم باهاش یه زندگی معمولی رو تشکیل بدهم را همیشه در نظر گرفتم. کوتاهی هم نکردم. اما مدتی هست که سایه سنگین یک تعجب رو با خودم همه جا کشوندم که چرا یک رابطه طولانی و توام با تعهد نصیبم نشد.

چند سالی میشه که شاهد نگاه های متعجب و پرسان افرادی هستم که مستقیم و غیر مستقیم می گویند چرا تنها هستم؟ حالا هم که درون یک قهوه خانه کنار یک مرد نشسته ام که اولین قرار ملاقات با هم گذاشتیم خیلی زود با این کنجکاوی اش مواجه می شوم که « هم جذابی و هم با هوش پس چرا تنهایی هنوز؟»

من چون کم کم عادت کرده ام به این سئوال ها، سعی می کنم واکنش خاصی نشان ندهم و در صورت ممکن موضوع حرف را عوض کنم ولی کاش می توانستم به این مرد دوست داشتنی و با صورتی مهربان که به نظر می رسد صمیمانه نگران من است حرف دلم را بزنم.

اما واقعا چطور می توانم به او بگویم تنها دلیلی که مرا مثل خیلی از همسن و سال هایم به روابط تلخ و طلاق و زندگی سرد زیر یک سقف با فردی که دوستش ندارم نرسانده این است که از نوجوانی فهمیدم سراسیمه و نسنجیده وارد یک رابطه نشوم. چطور به او توضیح دهم با وجود آنکه همه این سالها مشغول رسیدن به هدف های زندگی ام بوده ام ولی همیشه به فکر ازدواج و تشکیل خانواده هم بوده ام.

اصلا چطور به او بگویم که حالم در مجموع خوب است و در مرحله ای از زندگی هستم که به گذشته و یا آینده یا توقعاتی که دیگران از من دارند فکر نمی کنم. که آرام و راحت هستم ولی در عین حال همچنان قلبم برای عشق و تعهد و داشتن همسر و شریک زندگی می تپد.

نمی توانم به او بگویم که همه امور زندگی و مسیرش، دست خودم نیست. من واقعا می خواهم عاشق یکی باشم و یکی هم مرا از میان بقیه انتخاب کند. من می خواهم به او بگویم که شاید قادر به کنترل تصمیمات زندگی خودم هستم. شغل و تحصیلات و رفتارم را تعیین کنم. من حتی می توانم به یک مرد به شکل یکطرفه دل ببندم ولی بقیه اش از عهده من خارج است.

من واقعا نمی دانم چرا اینطور شده است. ولی اگر فرصت و موقعیت صمیمی تر می شد می توانستم  به او بگویم که مرد خوش قلب و صبور و دوست داشتنی به نظر می رسد. کاش حتی می توانستم بگویم که قبلا از این حرف ها را با صداقت تمام به یک نفر دیگر هم گفته ام و فرجام خوبی نداشتم.

کاش می توانستم به او بگویم که خیلی هم طبیعی است که تصور کند من آدم سردی هستم یا زنی هستم که از تعهد فرار می کنم یا بیش از حد درگیر  پول درآوردن و زندگی شغلی ام هستم. شاید حتی فکر کند که من آدم وسواسی هستم یا مغرور و دنبال یک آدم صد در صد کامل می گردم.

من دوست داشتم فرصتی پیش بیاید تا در حالتی صمیمی و بدون اینکه حالت دفاعی برای خودم بگیرم به او  آرام توضیح دهم که واقعا آدم ساده و عاشق پیشه ایی هستم. که برای من محبت و مهربانی خیلی اساسی است. ولی …

من این مرد که کنارم نشسته است را می توانم دوست داشته باشم ولی دنیا خیلی عوض شده است. آدم ها عجول شده اند. حس می کنم انگار همه می فهمند در دنیا شتابی ایجاد شده است که هر چه بیشتر بتوانند از هر باغی گلی بچینند و بروند. این مختص مردان یا زنان نیست. این یک موج عمومی است. برای همین واقعا نمی دانم. برای همین در باره رفتارشان قضاوت نمی کنم. فقط می دانم که من یک زن معمولی هستم و در بهترین حالت شعور و احساس و تعهد برای یک عشق.

منبع تصویر
http://marde-rooz.com/52942/

Written By
More from کتایون

۳۴ ساله ای. مجرد و بدون بچه؟ مشکل چیه

اوسط پاییز شده و یواش یواش رد بادهای سرد رو میشه روی...
بیشتر بخوان
  • sadeghi

    (رفتارشان را قضاوت نمیکنم) در فارسی نداریم
    (در باره رفتارشان قضاوت نمیکنم)

    (مرحله ایی از زندگی) اشتباه است
    (مرحله ای از زندگی) صحیح است

  • شهران

    من هم 34 ساله هستم و تمام این چیزهایی که اینجا نوشته شده رو می تونم درباره خودم بگم! در این مقاله اگر جای زن و مرد رو عوض کنی میشه جریان من! من هم وضع مناسب و تیپ و قیافه خوبی دارم ولی تنها هستم (البته در خارج از ایران). نمی دونم مشکل کجاست ولی دخترهای امروزی به شدت ظاهر بین و دو رو و دروغگو هستن (بدون توجه به ملیت!) و این کار رو بسیار مشکل کرده. برای من به شخصه خیلی مشکله تشخیص صداقت یک دختر (اینکه بخاطر پول و ظاهر ابراز علاقه میکنه یا واقعا علاقه داره)!! بعضی مواقع فکر میکنم برم یه جایی که کسی منو نشناسه و وضع ظاهری ام رو خیلی معمولی (مثلا دانشجویی) نشون بدم و اگر دختری در این حالت منو خواست بنابراین میتونم بهش اعتماد کنم. البته این توی فانتزی هام هست. ولی می دونم مشکل عمیق تر از این حرفاست!

  • سحر

    میتونستید قشنگ تر این متن رو بنویسید مشکل چی بود که این شکلی نوشتید؟
    تنها راه چاره اینه که افراد مجرد هم مثل افراد متاهل دارای دیسیپلین اجتماعی بشن.تجرد بعد از سی سالگی به صورت یک جز لاینفک وجود ادم در میاد به این قسمت از وجود یک انسان بی مهابا حمله نکنید.تجرد بعد از سی سالگی در انسان ایجاد تعصب میکنه و مثل ملیت رنگ پوست و خیلی چیزای دیگه ….انسان اونرو باور میکنه.در مورد تجرد انسانها با احترام بیشتری صحبت کنیم با تشکر