مراحل رشد بزرگسالی

metp_1604_2ipemochild_sd_1

قرن بیستم از یک جهت شبیه معرفی و تشخیص انسانیت در مرحله کودکی است. بیشتر از همه به خاطر آنکه انسان مستقل و زمینی با همه ضعف ها و قدرت های طبیعی اش در قرن 19 میلادی توسط فروید و داروین تکوین یافته بود. این دو متفکر سهم به سزایی برای نشان دادن مراحل رشد فیزیکی و روانی انسان داشتند.

نظرات ژان پیاژه در قرن 20 در باره مراحل رشد و تحول کودکان و نوجوانان به نوعی پیشتاز مشاهده تجربی دنیای قبل از بزرگسالی بوده است. او با دقت کامل به ما نشان داد که مثلا کودک 6  ماهه قادر به برداشتن اشیاع کوچک به اندازه یک نخود از روی زمین باشد. در دو سالگی « من» و « تو» را تشخیص دهد. در سه سالگی سوار یک تکه چوب می‌شود و گمان کند که اسب است و با آن دور اتاق اسب سواری کند.

از چهار سالگی جمله بسازد و تا قبل از 7 سالگی از تصوراتش بهره ببرد، اعداد، مسافت، حجم و کم و زیاد بودن پدیدها را بفهمد. در سن 17 سالگی قادر باشد که باره موضوعاتی که عینیت ندارد نظیر اخلاق، تفکر و هنر حرف بزند و آن را با دنیای پیرامون ربط دهد.

متاسفانه نحوه تحول شعور و عاطفه از ابتدای بزرگسالی به بعد در هاله ای از ابهام می ماند. به نظر می رسد هویت، درجه شعور و تشخیص انسان های بزرگسال از عهده افراد خارج می گردد و مقدار درسی که خوانده است یا سرمایه مادی یا معنوی که به دست آورده است ملاک تشخیص و رده بندی بزرگسالان می شود.

اریک اریکسون یکی از معدود نظریه پردازان مراحل تحول شعور و شخصیت در بررگسالی است ولی برداشت هایش خیلی محدود و خیلی کلی هستند. او به سه دوره تحول معرفتی آدم های بالغ شده اشاره  مختصری دارد :
دوره «صمیمیت در برابر انزوا» در سنین 18 تا 40 سالگی، یاد می گیریم با افراد بیرون از خانواده، دوستی های عمیق و طولانی ایجاد کنیم. اگر موفق باشیم احساس تعهد، امنیت و حمایت در ما رشد می کند و عشق را تجربه می کنیم. در غیر این صورت به آدم های گوشه گیر، تنها و بدبین تبدیل می شویم.

بین سن 40 تا 65 سالگی در مرحله «فعالیت در برابر رکود» یاد می گیریم که خود را در چشم انداز بزرگتری ببینیم. تشکیل خانواده می دهیم و سعی می کنیم نسبت به وضعیت جامعه، مسئولیت بیشتری به خرج دهیم. وگرنه، احساس درجا زدن و غیرمفید بودن در ما ایجاد می شود.

در سنین 65 سال به بالا سعی میکنیم به گذشته و دستاوردهایی که داشتیم بیاندیشیم. در مرحله  « یکپارچگی در برابر ناامیدی» اگر فرد موفقی بوده باشیم به یک نوع خردمندی می رسیم که مهمتر از همه اجازه می دهد با مرگ نیز راحت تر روبرو شویم. اگر احساس کنیم که زندگی مفید و سازنده ای نداشتیم گناه گریبان ما را می گیرد و از خودمان ناراضی خواهیم بود و روحیه تلخ و افسرده ای خواهیم داشت.

هنوز مراحل توسعه شعور و عاطفه فردی بزرگسالان در دسترس نیست و همچنان دهه های سن ما به نوعی وضعیت روحی و روانی ما را تخمین می زنند. نکته اصلی شاید این باشد که بپذیریم رشد شعور و ذهن ما از 17 سالگی به بعد توقف نمی کند و به همین خاطر لازم است که مدام بالغ شویم.

 

How We Need to Keep Growing Up

http://www.thebookoflife.org/how-we-need-to-keep-growing-up/

ژان پیاژه 

منبع تصویر

www.thestar.com.my

More from سعید داورپناه

بابون ها، عموزاده های مهربان

تحقیق مشترک دانشمندان دانشگاه کالیفرنیا و پنسیلوانیا به سرپرستی خانم دکتر«سیلک»، آنها...
بیشتر بخوان
  • Sohrab

    لازم است که مدام بالغ شویم

  • Mohammad Reza Qasemi

    nothing just trash!