تعریف بازنده ها در دنیای معاصر

این روزها فقط آدم های موفق و پیروز برای جامعه بشری جالب هستند و واقعا هیچکس نمی داند چه واکنشی باید در مقابل بازنده ها داشته باشد با وجود انکه اکثریت بشر جزو برنده ها نیستند.

we-are-losers-2011

مدت ها است همه بر طبل خصوصیات تحسین برانگیز آدم های موفق نظیر سخت کوشی، جسارت و پشتکار می کوبند. آدم هایی که پس از هر شکست دوباره با قدرتی بیشتر بر می خیزند و یاس به خود راه نمی هند و … اما در واقعیت روزانه می دانیم که برای بسیاری از ما این شعارها کار نمی کند. وقتی درها به روی شغلی که دوست داریم از طریق باندبازی و هزار فیلتر مختلف بسته است، وقتی وام لازم برای راه انداختن یک شرکت به آدم داده نمی شود. وقتی کتاب و فیلم و ایده خوب ما راه به جایی ندارد. وقتی یک اشتباه کوچک تا ابد در زندگی ما نقش منفی اش وجود خواهد داشت.

بدتر از همه اینکه انگار هیچ پشتیبان زمینی و آسمانی نیست که بازنده بودن ما را توجیه کند یا بخشی از مسئولیتش را به دوش بگیرد. شکست ما، فقط بر دوش ما سنگینی می کند و این وحشتناک است. هیچ راه برگشتی نیست، هیچ شانس جدیدی نصیب ما نمی شود و همه این دایره بسته، زندگی را نفسگیر می سازد. بیخود نیست درصد خودکشی با وجود بالارفتن سطح استاندارد زندگی کم نمی شود.

اما اگر نکاهی به دوره های مختلف تمدن و فرهنگ بشری بیفکنیم می شود شاهد رفتارهای متفاوت در برابر پدیده بازنده و برنده بود. برای مثال در یونان باستان تضاد و تفاوت بزرگی بین دو سرنوشت مختلف بازنده  و برنده وجود نداشت.

یونان باستان اصطلاحی را درست کرده بودن به اسم « درامای تراژیک» و بر همان اساس فستیوال هایی هم راه می انداختند و همه شهروندان در آن شرکت می کردند. فستیوالی که هر فرد  یکی از اشتباهات زندگی اش را در ملا عام نشان می داد. اشتباهی که شاید باعث مصیبتی بدون درمان بدل می گشت.

یونانی ها می خواستند نشان دهند سرنوشتی که خدایان یونان برای شان رقم می زدند در حقیقت یک نوع تصادف کور و بی در و پیکر است و همه با هر وضعیت و موقعیتی، اشتیاه و شکست را تجربه می کنند.

در یونان باستان، تراژدی یا سرنوشت وخیم و مرگبار، به این معنی بود که مهم نیست چقدر انسان خوبی هستی چون می توانی با «کوچکترین خطا» از اوج سقوط کنی و همه چیزت از دست برود. اتفاقی که طبیعی است و ممکن است به سراغ همه بیاید.

ارسطو معتقد است یک تراژدی باید دو ویژگی ترحم و ترس را در خود داشته باشد. ترحم به قهرمانی که به راحتی امکان اشتباه در او وجود دارد و ترس از اینکه می تواند گریبان همه را بگیرد.

تراژدی وجود دارد تا ما به طور غریزی به دنبال برنده ها و بالا بردن توقع ما از پیروزی همیشگی نباشیم. در یک کلام خوب است با تمام وجود این حقیقت را بپذیریم که زندگی قرار نیست عادلانه باشد.

بدون پذیرش تراژدی و بدون پذیرش اشتباه و شکست، همانطور که در دنیای معاصر شاهدش هستیم بازنده ها بیرحمانه قضاوت خواهند شد.

On Losers – and Tragic Heroes

http://www.thebookoflife.org/on-losers-and-tragic-heroes/

image source

http://www.weallwantsomeone.org/

More from مرد روز

جشن مردگان، جشن سبیل

خانوم ایرانی میانسالی که در "فنجون دوم" کار می‌کند امروز بال دارد....
بیشتر بخوان
  • Bahram Hosseinzadeh

    چرا اساس اين نوشته را بر بازنده بودن انسان در وجه همگانى اش گرفته ايد؟!
    همينكه از ميان هزاران تصادف و حادثه مرگبار گذر كرده ايم و زنده ايم را بسيار بديهى فرض كرده ايد.
    براى اينكه انسانى بدنيا بيايد و زنده بماند، حتما ميدانيد ميليونها و بلكه ميلياردها شرط بايد به هم جور ميامدند و اين خودش برنده شدن نيست؟!

    • عالی. فرخنده تر از این نگاه و واقعی تر از آن کجا می شود یافت؟ بازنده بودن شاید لقب کاملی نباشد برای رویارویی روزمره با جهانی که قرار نیست عادل باشد .

    • Mohammad Asadi

      آقا عالی بود نظرت
      دمت گرم

      • Bahram Hosseinzadeh

        ممنون از لطفت…

  • زیبا احمدپور

    اگر کسی به شما خیانت کرد و تنهایتان گذاشت شما بازنده نیستند او بازنده است. چه دختر چه پسر خیانت کند فرق نداره خائن همیشه بازنده است.