الیور استون: هالیوود، سینما را افسرده می خواهد

Oliver-Stone-01

اقای الیور استون آیا هرگز کار غیر اخلاقی توی زندگی ات کردی؟

توی دهه 20 سالگی زندگی ام برای گذراندن امور، یه مدت کوتاه، مواد مخدر می فروختم. از توی آپارتمانم توی نیویورک. اون موقع ها این ماده مخدر اسمش رو گذاشته بودند « speedball  ». از اون نوع مواد بود که حسابی آدم رو می برد تو عالم هپروت… از این جور مواد نمی شد پولدار بشی چون به اندازه هروئین و کوکائین مصرف کننده نداشت …

چرا اصلا رفتی طرف خریدن و فروختن مواد؟

جوون بودم. هر خلافی بگی انجام می دادم. راننده تاکسی بودم و خرجم بیشتر از برج بود. باید غرق نمی شدم. برا همین یه مدت ناچار شدم دلال مواد بشم. من باید سرحال بودم که بتونم بنویسم. من سالی دو تا فیلمنامه می نوشتم که بتونه کارم بالاخره بگیره… خیلی وقته دیگه هیچی نمی کشم. این اواخر ماری جوانا را هم گذاشتم کنار.

چرا؟

برای اینکه اصلا دوست ندارم به هیچ چی محتاج و وابسته باشم. حتی قرص خواب هم اگه یه مدت ببینم داره عادت میشه می گذارمش کنار …

در باره سینما بگو، تهیه کننده ها و و مسیری که هالیوود داره میره؟

کمپانیهای سینمایی هر چه بزرگتر می شوند محافظ کار تر هم  میشن. البته همیشه اینطور بوده ولی قدیما آدم های جسور و خوشفکر توی تهیه کننده ها زیاد بودند و ریسک های جانانه می کردند. این روزها اگر هم یکی پیدا بشه چون برای یک شبکه بزرگ کار می کنه دست و بالش زیاد باز نیست.

رقابت هم زیاد شده. همه می خواهند فیلم های توجه برانگیز بسازند. از همه سخت تر اینه که فیلم زیاد ساخته میشه. حالت مسخره به خودش گرفته… آخر هفته ها می بینی 7 تا فیلم تازه هست که دارند برای گرفتن تماشاچی با هم رقابت می کنند. قدیما اینقدر ترافیک نبود.

چه احساسی داری در باره سینمای امروز؟

سینما عمرش از یک قرن هم گذشته… یک عالم قصه و موضوع تصویر کرده… این روزها یک نوع بدبینی و یاس توی هوا است. جالب اینه که این سیاه دیدن و شاکی بودن متناقضه با اتفاقات دنیا… به نظر می رسه نعمت های زندگی و فرصت برای بشر بیشتر شده ولی همه غر می زنند و می نالند.

هالیوود نمی خواد فیلم ها خوشحال و خندان تموم بشه. خیلی راحت حکم سانتیمانتال بودن به کارهایی می زنند که پایان خوش می خواهند برای قصه شون داشته باشند.

آدم ایده آلیستی هستی؟

آره هستم ولی منظورم به طور کلی بود. فکر نکنم هالیوود دوست داشته باشه قهرمان فیلم ها، آخر ماجرا، برنده بشن. آخر فیلم ها، آرتیست های فیلم باید بپذیرند زندگی نکبت بار رو ادامه بدهند… توی دست اندرکارا، از تهیه کننده ها و کارگردان ها تا منتقدها، همه می خواهند قصه فیلم سیاه و افسرده باشه… پس لذت زندگی کجاست؟ آدمها به این چیزا نیاز دارند. من دوست دارم فیم هام امید توشون باشه. سینما باید شور زندگی داشته باشه. من راضی نیستم از این حس و حالی که مد شده…

آدم های متفکری مثل نوام چامسکی و بقیه متقدین اجتماعی با همه بی اعتنایی که به اونها و کتاب ها و حرف هاشون میشه مثل کوه ایستادن و ادامه می دهند. امریکا پر از منتقدین خوب برای جامعه داره و با سختی هم دارند کار می کنند.

خودت  رو جزو اونا می دونی؟

من نمی خوام مثل اونا باشم. چون سینما ، اونطوری که بلدم، طوری بسازم  که بره تو بین مردم. برای همین سعی می کنم موضوعاتی رو کار کنم که به درد جامعه بخوره ولی حتما از تکنیک جالب بودن و هیجان انگیز بودن استفاده می کنم که دیده بشه. که موفق بشه و بره توی  مردم.

انگیزه ات چیه؟ منتقدا هم که خیلی ازت ایراد می گیرند. چی تو رو می کشونه جلو؟

خشم. من پر از خشم هستم به خاطر همه دروغ هایی که به ما و چندین نسل متوالی گفته میشه… از همان بچگی ما رو می بندند به دروغ. ما رو فرستادند به ویتنام به اسم دمکراسی. ما  قرار بود آدم خوبه باشیم ولی کارهایی که اونجا کردیم هیچکدوم خوب نبود. الان هم که چد ساله ما نسل جدید رو کشوندن بردند به جنگ عراق. با همان دروغ های قدیمی.

من ولی توی زندگی یاد گرفتم که خشم رو تبدیل کنم به خلاقیت. به ساختن فیلم های که بتونه دلیلِ خشم من رو یه ذره توضیح بده. که بگم تاریخ مون رو بشناسیم.

 

OLIVER STONE: “I’M BRACED FOR DISAPPOINTMENT”
http://the-talks.com/interview/oliver-stone

الیور استون در ویکیپیدیا

More from ماهان طباطبایی

چرا بعضی ها خوش شانس تر هستند

شاید در نگاه اول، شانس اصلی زندگی ما مربوط به این باشد که کجا...
بیشتر بخوان