چرا بشر موجود اخلاقی است

Bill Sanderson, The gyri of the thinker's brain as a maze of choices in biomedical ethics (1997). Wikimedia Commons
Bill Sanderson, The gyri of the thinker’s brain as a maze of choices in biomedical ethics (1997). Wikimedia Commons

هزاران نوع تعریف در باره اخلاق توسط انواع جوامع بشری ایجاد شده است. تعریف هایی که هم منشا زمینی دارند و هم نتیجه اعتقادات مذهبی هستند. اما این نوع تعریف ها مربوط به دورانی است که اجتماع و فرهنگ بشری شروع کرد از قدرت کتابت و توانایی سخن گفتن بهره ببرد. چرا بشر از دوران بسیار باستانی که نه قدرت بیان داشت و نه محلی ثابت برای سکونت و تقریبا هیچ قانونی جز غریزه راهنمایش نبود، در عمل، رفتارش اخلاقی بود.

پروفسور دانشکده مردم شناسی میشیگان دکتر Webb Keane به نظر می رسد نظریه ای را بعد از سالها تحقیق تهیه دیده است که شاید بتواند دریچه جدیدی برای تعریف اخلاق در زندگی انسان اولیه باشد.

وی در کتاب « زندگی اخلاقی» با تکیه بر آخرین بررسی های کلینیکی نشان داد که تشخیص بد و خوب در نوزادان از ماه های اول زندگی شان قابل ثبت است. در مرحله بعدی سعی کرد نشان دهد که بشر اولیه بر خلاف سایر پستانداران این قدرت ذهنی را دارد که خودش را جای دیگران بگذارد.

Webb Keane به تهیه غذا توسط انسان اولیه اشاره می کند و اینکه انسان با راهکار و ترفندی که ایجاد کرد توانست به مواد غذایی بیشتری بر اساس همکاری با انسان دیگر دست یابد. بر اساس دانشی که از رفتار میمون ها داریم آنها و بسیاری دیگر از حیوانات به همدیگر به تهیه شکار کمک می کنند ولی مثلا در مورد چیدن میوه های رسیده در بالای درخت، فقط انسان است که به خاطر توجه به منافع مشترک، به میوه های بیشتر دست می یابد.

حیوانات دیگر با بالا رفتن از درخت در معرض دیده شدن توسط حیوانات درنده نظیر ببر قرار می گرفتند و در تجربه به این تصمیم رسیدند که آن کار را نکنند. اما انسانها به یاری قابلیتی که آن را «وسایل قابل دسترس affordance –  » می نامد به این راه حل رسیدند که یکی کشیک بدهد و مواظب باشد و دیگری به میوه های رسیده و مقوی تر دست یابد و بعد شریک شوند.

پروفسور Webb Keane معتقد است در شروع همکاری و ایجاد اخلاق اولیه، ما حتی قادر به تکلم هم نبودیم و قرار و مداری جز نفع دو نفره و گروهی در بین نبود. او می افزاید در مسیر دهها هزار ساله تحول مداوم، یاد گرفتیم که « من» شخصی خود را کنترل کنیم و خود را جای دیگران بگذاریم و بر اساس آن تصمیمات مان را محاسبه کنیم. این اخلاق اولیه بر اساس دسترسی هر چه بیشتر به انواع راهکارهای قابل دسترس affordance به ما فرصت تهیه غذا و ابزار و اجتماعات سازمان یافته تر داده است.

ذهن بشر در مسیر طولانی تکامل و تطبیق با حیات یاد گرفته است که تعریف دقیق تر و بهتری از affordance داشته باشد. به نظر Webb Keane ما کم کم ولی مداوم یاد گرفتیم اعمال مان را نه فقط در محدوده علت و معلول بلکه بر اساس قابلیت های ذهن بسیار پیچیده مان مدام افزایش دهیم.

یک میز مثلا می تواند برای نوشتن یا غذا خوردن استفاده شود ولی می توانیم روی آن بایستیم و لامپ برق را نصب کنیم یا آن را پشت در بگذاریم و از ورود ناخواسته دیگران استفاده کنیم. یا حتی در موقعیت اضطراری به عنوان چوب آن را برای گرم کردن محیط،  بسوزانیم. اما یک تخته سنگ طراحی نشده است که ما و بقیه حیوانات استفاده مشخصی از آن داشته باشیم. اما قابلیت affordance در مغز بشر به ما امکان داد به مرور و به کمک قدرت تخیل مان استفاده ای قابل دسترس از پدیده های پیرامون داشته باشیم.

احساس « توجه مشترک – joint attention » توانمندی بود که اساس اخلاق و تصمیم برای تشخیص کار درست یا نادرست را برای ما تدارک دید. ما به قول  نویسنده کتاب « اخلاق زندگی» توانستیم به یک اخلاق قابل دسترس و مفید یا ethical affordances برسیم.

تفاوت اخلاق ها و اصول اخلاقی که بعدها به اندازه هزاران اجتماع و فرهنگ بشری، شاخ و برگ های متفاوت گرفته است هم به این خاطر است که مثل یک تکه تخته سنگ، دلیل و علتی از پیش تعیین شده برای این همکاری مشترک وجود نداشته است. اولین همکاری ها و یا همان اولین اخلاق، در ذهن همان دو انسانی که مرتکبش شدند به دو گونه متفاوت زیر سئوال هم رفت. ایا موقع تقسیم غذای جمع شده، من که ریسک کردم و بالای درخت رفتم بیشتر باید بردارم یا او که از دسترسی به میوه خود را بی نصیب ساخته بود.

به همین خاطر اساسی Webb Keane به این مفهوم عمومی تر از اخلاق بخصوص در زمانه معاصر دست یافت که بشر می تواند بر اساس موقعیت خودش و نوع همکاری، به نتیجه گیری ها و اخلاق متفاوت برسد. به اعتقاد او، بشر معاصر نه تنها می تواند از نگاه فرد دیگر دنیا را ببیند بلکه بر اساس قابل دسترس بودن فرهنگ های مختلف و زندگی های مختلف، خود را به جای انواع بیشتری از افراد بگذارد و  ضررها و سودهای شان آنها را نیز در نظر بگیرد. توانایی که اصول اخلاقی همه جانبه تری برایش ایجاد خواهد کرد.

More from ماهان طباطبایی

محو شدن شغل ها در آینده و گور پدر کار

استاد تاریخ یکی از دانشگاه های امریکا James Livingston که تخصص و زمینه...
بیشتر بخوان